آسیب‌شناسی صنعت فناوری اطلاعات استان مرکزی-قسمت اول

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ در تاریخ : آذر ۱۵م, ۱۳۸۷

عرض شود که:

مدت‌هاست که نه به بازار اراک و استان مرکزی فکر می‌کنیم و نه برایم دیگر اهمیتی دارد که وضعیت فناوری اطلاعات در استان به چه سمت و سویی می‌رود. اینکه عزیزی در جلسه‌ای پیشنهاد کرد که در جهت تدوین طرح جامع فناوری اطلاعات با استانداری همکاری داشته باشیم، به‌قدری رد این پیشنهاد برایم بدیهی بود که حتی لحظه‌ای در مورد آن شک نکردم.

با این‌حال از آن‌جا که در نوشته قبلی قول داده بودم که در مورد وضعیت فناوری اطلاعات در استان مرکزی بیشتر بنویسم و هنوز ذره‌ای از احساس مسئولیت در مقابل آن را حس می‌کنم. سعی می‌کنم نوشته‌ را در چند بخش با رعایت کمی خودسانسوری و برخی مسائل دیگر بنویسم.

متاسفانه برآورد حرکت چندجانبه فعالان و مصرف‌کنندگان، سیاست‌گذاران و پشتیبانان حوزه فناوری اطلاعات در استان مرکزی در حد صفر است. به منظور ساده‌سازی بیان مسئله، ابتدا هر یک از اجزای تشکیل دهنده این ساختار به اختصار مورد بررسی قرار گرفته و سپس با استفاده از رویکرد سیستمی به بررسی تعاملات آن‌ها خواهیم پرداخت

  • پشیتبانی در حوزه فناوری اطلاعات: پشتیبانی در حوزه فناوری اطلاعات استان مرکزی مشتمل بر توسعه منابع انسانی و پشتیبانی علمی و پشتیبانی سرمایه‌گذاری و حمایت صنفی می‌شود. نقش اساسی توسعه منابع انسانی و پشتیبانی علمی در این حوزه بر عهده دانشگاه‌های استان می‌باشد که از ضعف علمی و عملی مشهودی برخوردار می‌باشند. این‌که دانش‌آموختگان فاقد مهارت‌های کاری فراگرفته در دانشگاه‌ می‌باشند، یک مسئله کلان کشوری محسوب می‌شود. اما ضعف خاص دانشگاهی از آنجا مشخص می‌شود هیچ‌یک از دانشگا‌‌ه‌های استان مرکزی از دانشگاه‌های برتر کشور محسوب نشده و درجه دو و سه به حساب می‌آیند. نتیجه مستقیم این توسعه نیافتگی نه در حوزه آموزشی که در حوزه پرورشی می‌باشد و ضربه‌های جبران ناپذیری به صنعت دانش‌محور فناوری اطلاعات وارد می‌نماید. عمده (و نه تمام) دانش‌آموختگان دانشگاه‌های استان، فاقد مهارت‌های خوداتکایی، اعتماد به نفس و خودباوری، تحقیق و پژوهش و یادگیری مستقل و البته تسلط به زبان انگلیسی می‌باشند. این مسئله در دانشگاه‌های کم‌کیفیت‌تر، ابعاد بحرانی به خود می‌گیرد. رشد و توسعه کمی آموزش عالی بدون توجه به ابعاد کیفی آن، باعث شده که حیثیت و اعتبار کلمه مهندس و کارشناس به نحو بارزی دچار چالش شود. پذیرش مشاغل غیر تخصصی و حتی مشاغلی چون آبدارچی، تلفنچی و رفتگری (که البته در جایگاه خود از شان لازم برخوردار هستند) توسط فارغ التحصیلان دانشگاهی نشانه‌های بارزی از این بحران هستند. حال صنعتی که نیازمند افراد محقق و پیشرو و با اعتماد به نفس می‌باشد، چگونه می‌تواند با تکیه بر محصولات فکری و فرهنگی دانشگاه‌های یاد شده به پیشرفت ادامه دهد؟! در کنار این مسئله باید به نرخ بازگشت دانشجویان خارج از استان که با توجه به سرآمدی خود در دانشگاه‌های درجه یک پذیرفته‌شده‌اند نیز توجه داشت. ضعف عمومی فناوری اطلاعات در استان باعث گریز و یا عدم جذب نیروهای متخصص تربیت شده بومی در دانشگاه‌های معتبر کشور می‌شود. در حوزه پشتیبانی علمی نیز وضعیت اسفناک است. بخشی از اساتید دانشگاه‌های استان، به طور کامل به فعالیت‌های آموزشی بدون تحقیق و پژوهش می‌پردازند که وظیفه‌ای ماشینی را به ذهن متبادر می‌سازد. نگارنده تاکنون تحقیق و پژوهش کاربردی را در حوزه فناوری اطلاعات استان مشاهده نکرده‌است و یا هیچ مفهوم و فناوری بدیعی، منتج از فعالیت‌های دانشگاهی به صنعت فناوری اطلاعات ارائه نشده است( البته ندیدن دلیل بر نبودن نیست)، نقیصه یادشده گرچه در ابعاد ملی، نتیجه عدم تعامل دانشگاه و صنعت می‌باشد، اما این موضوع در استان مرکزی بحرانی جدی را به ذهن متبادر می‌سازد. در ساده‌ترین حالت کمبود برگزاری سمینارها و نشست‌های تخصصی که بهترین متولی آن می‌تواند دانشگاه‌ها باشند، اهمال بزرگی را مشخص‌ می‌کند که متولیان حوزه پشتیبانی علمی صنعت فناوری اطلاعات استان مرکزی به آن ارتکاب می‌ورزند. از طرف دیگر نهادهای عمومی و یا خصوصی آموزش‌ تخصصی فناوری اطلاعات عمده فعالیت خود را به آموزش فله‌ای ICDL اختصاص داده‌اند و خبری از توسعه مفاهیمی مانند استانداردهای امنیتی، متدولوژی، معماری سرویس‌گرا و … نیست. اگر از چالش جهل‌مرکب که جمعی کثیر، مبتلا به آن هستند اغماض کنیم، نیازمندان به اینگونه آموزش‌های کاربردی، از ظرفیت‌های تهران استفاده می‌کنند که برای کارمندان دستگاه‌های دولتی مواهبی چون حق ماموریت و تفریحات و برای بخش خصوصی نیز زحمت و مرارت و هزینه بسیار به همراه دارد.

    -ادامه دارد

وضعیت بسیار خوب فناوری اطلاعات در استان مرکزی

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ در تاریخ : آذر ۱۱م, ۱۳۸۷

نوشتنی زیاد دارم. امروز به دلیل بازدید یکی از مدیران کارفرما از بهساد مجبور شدم نمایشگاه را نیمه کاره بگذارم و به اراک بازگردم. البته با حضور خانم مکی‌نژاد و خانم نجفی خیالم راحت است. گزارش نمایشگاه و حواشی آن را در روزهای بعد خواهم نوشت. یکی از دوستان شفیق در مورد جلسه استانداری مرکزی در مورد فناوری اطلاعات استان تلفنی چیزهایی گفت. فرصت نشد که کامل صحبت کنیم. اما حدس می‌زنم که دوباره همکاران ما بحث عدم حمایت (حتما از نوع صدقه‌ای) را مطرح کرده‌اند و مسئولین محترم هم قول حمایت داده‌اند و در آخر به این نتیجه رسیدهاند که فناوری اطلاعات بسیار مهم است! شاید هم قرار است درهای استان را ببندند تا هم‌صنفی‌های ما بتوانند آزادانه و در پایین ترین سطح کیفی فعالیت کنند. من به طور کلی از فناوری اطلاعات در استان مرکزی نا امید هستم. یاد یک فیلمی افتادم که در آن بیان می‌شد که سرخ‌پوست خوب یعنی سرخ‌پوست مرده! من هم همین تعبیر را در مورد فناوری اطلاعات استان مرکزی مرکزی به کار می‌برم. باور دارم که فناوری اطلاعات در استان مرکزی در وضعیت بسیار خوبی قرار دارد. به این معنی که این فناوری در استان مرده‌است و با معجزه هیچ امامزاده‌ای هم زنده نخواهد شد. در این‌باره کمی باز خواهم نوشت.

توسعه شراکت‌ها برای زندگی بهتر سازمان‌ها

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ در تاریخ : آذر ۸م, ۱۳۸۷

عرض شود که یکی از مواردی که هر شرکت باید به طور جدی به آن بپردازد، توسعه شراکت‌ها با مشتریان، همکاران و حتی رقبا می‌باشد. در دنیای واقعی تجارت نیز این اتفاق به مراتب روی می‌دهد. به عنوان مثال در مورد رقبا، واحد موبایل شرکت ژاپنی سونی با بخشی از شرکت سوئدی اریکسون ادغام می‌شوند و شرکت معظم سونی-اریکسون را ایجاد می‌نمایند و یا اینکه شرکت زیمنس بخش موبایل خود را به شرکت بنکیو واگذار می‌نماید. در زمینه خودروسازان بزرگ نیز این اتفاق به مراتب می‌افتد. مثلا دوو کُره، توسط جنرال موتورز آمریکا و یا لکسوس توسط تویوتا خریداری می‌شود و یا بخشی از سهام نیسان ژاپن توسط رنو فرانسه خریداری می‌شود و شرکت رنو-نیسان بنا می‌شود. این توسعه شراکت‌‌‌ها بر اساس منافع و کسب بازار بیشتر و همپوشانی نقاط ضعف غیر مشترک صورت می‌گیرد و بدیهی است که مشتریان نیز از منافع (وگاه مضرات) آن بهره‌مند می‌شوند.

از فضای جهانی که وارد ایران شویم این اتفاق به ندرت مشاهده می‌شود. اصولا در یک شرکت بزرگ نیز آن‌قدر سازمان غیر رسمی با منافع مغایر داریم که عملا یک شرکت نیز، چندین شرکت مستقل! محسوب می‌شود. شرکت‌های رقیب به تخریب یکدیگر می‌پردازند و اصولا در اثر رقابت گاه قیمت‌ها چنان کاهش پیدا می‌کند که دود آن به طور مستقیم به چشم خودشان و غیر مستقیم ( در نتیجه کاهش کیفیت منتج از کاهش شدید قیمت) به چشم مشتریان می‌رود.

این مقدمه چینی برای این بود که بگویم چندی است که با یکی از شرکت‌های دوست و برادر، همکاری‌های دو جانبه‌ای را آغاز کرده‌ایم. نتیجه این همکاری‌ها تاکنون مثبت بوده است. تدوین شفاف فرآیندها در کنار درک نقاط ضعف و قوت خود و توجه به منافع مشترک و پرهیز از جزیی نگری، مسائلی بوده‌است که با وجود برخی مسائل حاشیه‌ای کوچک منجر به حرکتی پیش‌روند و خوب شده‌است. نتیجه خوب این همکاری‌ها باعث شد که هفته آینده در یکی از نمایشگاه‌های معتبر تهران، غرفه‌ای مشترک بگیریم. امیدوارم بتوانیم با حضوری آگاهانه به توسعه بازار خود بپردازیم.

اگر دوباره مزاحم شدید!

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ در تاریخ : آذر ۴م, ۱۳۸۷

آن اوایل کار بهساد، یعنی آن روزهای اول یک تلفن پیغام‌گیر دار گذاشته بودیم به جای منشی! البته مثل همه کارهای بهساد، استدلال هم داشتیم برایش!! خیلی زود به اشتباه خود پی بردیم و به این نتیجه رسیدیم که وظیفه منشی تنها تلفن پاسخ دادن نیست و وظیفه تلفنچی هم منحصر به الو گفتن نمیباشد. در واقع منشی و تلفنچی یک شرکت و یا موسسه به عنوان اولین نقطه تماس شرکت با مشتری و جامعه، میتواند نقش بسیار مهمی در معرفی شرکت به طرف مقابل داشته باشد. این است که گاهی تمایل دارم اولین تماس با سازمانهای طرف مقابل را خودم انجام دهم و در اولین ارزیابی آنها دقت نظر خاصی به خرج دهم. امروز با یکی از سازمانهای بسیار معتبر تماس گرفتم که حاوی نکات جالبی بود.

-منشی آقای رییس ، در غیاب ایشان هیچ اطلاعاتی را در اختیار ما قرارنداد. برخلاف برخی که اطلاعات زیادی در اختیار طرف مقابل قرار میدهند

-در اولین تماس، پس از توضیح درخواست توسط من، تلفنچی، تلفن را به یک واحد بیربط وصل کرد.

-در دومین تماس، پس از کلی گشتن در مورد پیدا کردن داخلی فرد مورد نظر، تلفنچی به من گفت:”شماره داخلی آقای احمدی ۲۱۱۲ است، اگر دوباره مزاحم شدید، بگویید با این داخلی کار دارید”

به راستی شما چه برداشتی از نظم و انضباط در این سازمان دارید؟

کار مرد عمل می‌خواهد

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ در تاریخ : آذر ۲م, ۱۳۸۷

خواننده محترمی در پست قبلی نظری داده‌اند که بدون هیچ گونه تغییری آن را منتشر کردم. من در مقام انتقاد از بهساد همیشه پیش‌قدم بوده‌ام و قصد ندارم که از موفقیت‌های بهساد دفاع کنم که مشک آن است که خود ببوید. اما در پاسخ به خواننده محترم باید عرض شود که هیچ جامعه‌ای بدون بهره‌گیری از تلاش و انضباط و جدیت نتوانسته‌است که به پیشرفت و تعالی برسد. این آموزه‌ای که در فرهنگ دینی غنی ما نیز بر آن تاکیدات موکدی شده‌است. بدیهی است یکی از ابزار پیشرفت در کشوری مانند ژاپن نیز همین فرهنگ تاکید بر کیفیت و نظم و انضباط بوده است. برای نمونه یک فایل از ۵s در تویوتا را می‌توانید ملاحظه بفرمایید که البته خودروی سواری تویوتا نتیجه آن است. فکر می‌کنم با هیئتی کار کردن و عمل به نظرات این خواننده محترم نیز می‌توان محصولات دیگری تولید کرد که قطعا همه ما با کیفیت آن آشنا هستیم.

تغییرات در بهساد

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ در تاریخ : آذر ۱م, ۱۳۸۷

عرض شود که:

هفته پیش دل‌چسب خودم ننوشتم. شاید به دلیل شدید بودن هفته گذشته‌ بود. شاید هم به این دلیل که از نظر ذهنی ترجیح می‌دادم که بیشتر فکر کنم تا بنویسم. به هر حال هنوز به تعهدم مبنی بر حداقل هفته‌ای یک بار نوشتن پایبندم.

خوشبختانه فرآیند تغییر در بهساد شروع شده است. شروع این فرآیند با جدا شدن من از تمام پروژه‌های شرکت (به جز یک مورد) صورت‌ گرفته‌است. ترجیح می‌دهم به جای عمیق شدن بر موضوعات کم، بر روی موارد زیادی وقت صرف کنم. اطمینان از انجام درست کارها و فرآیندها اهمیت زیادی دارد. ۵s را به طور جدی دوباره شروع کرده‌ایم. حساسیت در مورد کیفیت افزایش یافته و نظارت بر سیستم‌های مالی و حسابداری و ثبت عملکرد روزانه با دقت بیشتری دنبال می‌شود و بار دیگر فرآیند بازاریابی علمی را با جدیت پیش گرفته‌ایم. بدیهی است که برای پیشرفت و بهبود این اقدامات به عناصر مختلفی احتیاج داریم. پیش و بیش از هر مسئله، به وجود آمدن فرآیند در هر یک از زمینه‌های یاد شده شرط ادامه و بهبود آن‌ها می‌باشد. باور و مشارکت همگانی و باور به بهبود و باور به بهبود و باور به بهبود شرط لازم برای اجرای برنامه‌های توسعه و پیشرفت بهساد می‌باشد. بدیهی است که مشارکت و باور بیان شده لزوما به معنی پذیرش بی‌چون و چرای برنامه‌ها نیست. بلکه ابراز انتقاد (و حتی اعتراض) و پیشنهاد برای بهبود فرآیند تغییر و تلاش معتقدانه برای آن‌چه که همگان به درست بودن آن باور داریم، از مصادیق مشارکت محسوب می‌شوند. یک تعهد مدیریتی قوی لازمه اجرا و ادامه همه این موارد می‌باشد و من با تمام توان و انگیزه از این برنامه‌ها حمایت می‌کنم.

از آنجا که هر تغییر می‌تواند با مشکلات خاص خود توام باشد، در این‌جا از همه همکاران خوبم نسبت به مشکلاتی مقطعی به وجود آمده عذرخواهی می‌کنم و از مشارکت آن‌ها در فرآیند بهبود بهساد عزیز تشکر می‌کنم.

کیفیت، مسئله مرگ یا زندگی

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ در تاریخ : آبان ۲۸م, ۱۳۸۷

این‌که در مورد کیفیت اغماض شود. این‌که هنوز باور نداشته‌باشیم که کیفیت راز ماندگاری است. این که گزارش پر از اشتباه تایپی به مشتری تحویل داده شود و مشتری عاقل اندر سفیه تو را نگاه کند. این‌که بگویند بروز این مسائل در نرم‌افزار طبیعی است و به واسطه این طبیعی وانمود شدن مسائل، در نرم‌افزار Bug و خطا باشد. مسائلی است که وقتی با آن‌ها برخورد می‌کنم، پر اغراق نگفته‌ام که آرزوی مرگ می‌کنم تا این‌گونه موارد را نبینم. دیدگاه من به بهساد همواره بیش از یک محیط کار عادی بوده است. همواره بهساد را به عنوان یک محفل محترم و با اهمیت و بسیار عزیز پنداشته‌ام. بیراه نخواهد بود که رعایت کیفیت را به عنوان یکی از شروط زندگی و پیشرفت بهساد بدانیم و کیفیت پایین محصولات و فرآورده‌ها را خطری جدی که زندگی همه ما را تهدید می کند در نظر بگیریم.

پذیرش کار، بی تجربگی و گسترش بازار به هر قیمت

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ در تاریخ : آبان ۲۷م, ۱۳۸۷

عرض شود که:

چند وقت پیش بود که یکی از مشتریان، درخواست داشت تا پشتیبانی نرم‌افزار یک شرکت دیگر (با وجود متن برنامه و مستندات فنی) را بر عهده بگیریم. البته برای ما مسجل بود که این کار ما نیست. پشتیبانی نرم‌افزار یک شرکت دیگر، اصولا یک کار پر دردسر است که انجام آن چندان هم خوشایند نیست. ضمن این‌که نیروی کافی هم برای انجام آن نداشتیم. ۰ علی‌الحساب مناقصه‌ای برگزار شده بود و کار پشتیبانی به یک شرکت دیگر واگذار شده بود.

امروز یکی از دوستان خیلی خوب من که حق زیادی هم بر گردن بهساد دارد، زنگ زد و احوال کار پشتیبانی آن نرم‌افزار را پرسید. کمی که پرس‌و جو کرد در ادامه گفت که یک شرکت کار را گرفته‌است و حالا دنبال نیرو می‌گردند تا پشتیبانی نرم‌افزار یاد شده را انجام دهد. با یک حساب و کتاب سر انگشتی می‌شد فهمید که در برآورد قیمت هم اشتباه کرده‌اند. باهم متفق‌القول بودیم، این‌ها اصلا کار را نمی‌شناخته‌اند و مشخص نیست که با چه رویکردی نسبت به عقد قرارداد اقدام نموده و برآورد قیمت انجام داده‌اند. آیا صرفا داشتن انگیزه‌های مالی برای عقد قرارداد کافی است؟ این‌ بی‌تجربگی‌ها آسیب‌های جدی به حیثیت شرکت‌های نرم‌افزاری در سطح کشور وارد می‌نماید و اعتماد مشتریان را از بسیاری از شرکت‌ها سلب خواهد نمود.

تاخیر و سایر قضایا

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ در تاریخ : آبان ۲۵م, ۱۳۸۷

عرض شود که :‌

در ابتدا نسبت به تاخیر در به روز رسانی روزنوشت های بهساد عذر خواهی می کنم. متاسفانه مشکلات ناخواسته و پیش پا افتاده زیادی بروز کرده است که شدیدا مشغولمان کرده است. از جمله مشکل در سیستم برق رسانی بهساد و بعد از آن مشکلات Server‌ها در بهساد که خوشبختانه همگی تا حدود قابل قبولی بر طرف شده اند.

انشاءالله تا فردا شب به طور کامل و جامع خواهم نوشت.

ضمنا ،‌شدید شده ایم خیلی…

اینترنت یا…؟

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ در تاریخ : آبان ۲۱م, ۱۳۸۷

دو روز است که سرعت اینترنت به شدت افت پیدا کرده. زنگ زدم به آقای هاکوپیانس. گفت مشکل از مخابرات تهران است. راست هم می گفت. وضعیت اینترنت در کشور خجالت آور است. ای کاش اینقدر هم تاکید نداشتند که تنها ارائه کننده خدمات اینترنت پر سرعت باید مخابرات باشد. یعنی در همه دنیا اینگونه است؟!

آقای مهندس رجبی راست می گفتند، اگر اینگونه نبود که من سوژه برای نوشتن نداشتم.