تعهد مدیریت برای اجرای سیستم یعنی مدیریت ارشد سازمان:
- تمام تنشهای استقرار سیستم را حل و فصل نماید.
- در سخنرانیهای خود در مورد سیستم جو مثبت ایجاد کند
- مدیران زیرمجموعه را نسبت به استقرار سیستم تشویق و ترغیب نموده و آنها را در مورد پیشبرد اهداف سیستم حساس نماید.
- در مورد اجرای سیستم پیگیری نموده و جدیت به خرج دهد.
- در جلسه آموزش سیستم در کنار تمام کاربران و مدیران حضور داشته باشد و بر روند آموزش نظارت کند. اختصاص ۴ ساعت از وقت مدیری که حتی ۱۰ دقیقه هم وقت آزاد ندارد، چیزی جز یک باور سیستمی قوی نیست.
من بسیار خوشحال هستم که بهساد با مدیری کار میکند که چنین تعهد عمیقی به اجرای سیستم دارد.
عرض شود که:
- هفتمین ماه مبارک رمضان هم در بهساد رسید. بساط خوب افطاری در بهساد به رونق گذشته برقرار است با دو تفاوت، تفاوت اول اینکه امسال از بربری تازه و داغ خبری نیست و دیگر اینکه برای خرید افطاری از سیستم Random استفاده می شود. البته قضاوتی در مورد خوب بودن و یا بد بودن این تفاوت ها ندارم.
- نظام صنفی رایانه ای جلسه گذاشته بودند. با اینکه صبح یادم بود که عصر جلسه است، عصر که رسید به طور کلی فراموش کرده بودم بروم. به اعتقاد من باید گاهی اجازه داد یک مریض محتضر، زودتر راحت شود. آن موقع که ما داد و بیداد می کردیم، حضرات تکروی می کردند و این هم نتیجه تکروی آقایان.
-یکی از همکاران که این طرف و آن طرف داعیه مشتری شناسی و روابط با مشتری دارند، از ارائه خدمات لازم به یک مشتری بهساد به طور واضح بازماندند. من اعتقاد دارم که مشتری گرایی یک فرهنگ است و با حلوا حلوا هم دهان شیرین نمی شود. سهل انگاری این همکار ما باعث شد که شخصا از مشتری عذر خواهی کنم. اینکه نرم افزار با پیکربندی دیگر، برای مشتری نصب شود و هیچ کس حواسش نباشد که آن را چک کند، از نظر من فاجعه ای است که به سادگی نمی توان از کنار آن گذشت. هر اصلاح فرآیندی هم که داشته باشیم، جای مسئولیت پذیری را نمی گیرد.
- امروز TFS-Server در بهساد با مشکل روبرو شد، ساعتها روی آن وقت گذاشتیم ، جواب نداد که نداد. با اینکه قرار بود که پس از ۴ هفته، جمعه تعطیل باشد، مجبور هستیم که جمعه را به طور شدید کار کنیم.
-قرار است پروژه معماری جدیدی را شروع کنیم، رسما قصد دارم از ایفای نقش در تمام پروژه ها جدا شوم. کارفرما قصد دارد گربه را در حجله بکشد. از الآن که خیلی سخت گرفته اند. امیدوارم سیاست جدا شدن من از پروژه های تخصصی بهساد، در این پروژه نیز به نتیجه برسد.
-پروژه برنامه ریزی استراتژیک بهساد فعلا متوقف است. اصلا از این وضعیت راضی نیستم. این امر در بلند مدت آثار سوئی خواهد داشت. همانطور که ضعف برنامه ریزی بلند مدت در سال ۸۳ و ۸۴ منجر به بروز بحران کاری و مالی در سال ۸۶ و اوایل سال ۸۷ گردید.
- افزایش تعداد همکاران به تدریج ادامه دارد. هنوز در بازاریابی و کادر تخصصی آن مشکلات جدی داریم. فعلا هر کس، هر کاری از دستش بر می آید انجام می دهد. از دغدغه های مهم من برای گروه بازاریابی، تخصص آن ها می باشد. فعلا که بچه های تولید، جای خالی نیروهای تخصصی در بازاریابی را پر می کنند. دستشان درد نکند. اما فشار تولید هم اصلا کم نیست. این راه حل در بلند مدت جواب نمی دهد. تا به حال نتیجه خوبی از رشته های علوم انسانی در بازاریابی نگرفته ام. مشکل این جاست که بهساد هنوز هم یک سازمان کاملا تکنیکی است و کارکرد یک مهندس نرم افزار در بخش بازاریابی، ارزش محسوب نمی شود. در مورد خودم هم باید اعتراف کنم که شیوه بازاریابی رابطه ای من ، بیشتر در مورد پروژه کاربرد دارد تامحصول نرم افزاری ، شاید برای همین است که هر جا خواسته ام نرم افزار بفروشم، آخر به پروژه ختم شده. باید روش ها را تغییرداد. ضعف رویکردهای راهبردی باعث می شود که در بازاریابی زیاد کج و معوج حرکت کنیم.
- اوایل هفته ، تولد خانم مهندس رحمانیان بود. من که تهران بودم، اما همکاران بهسادی، مراسم ساده و موقری برای ایشان گرفته بودند، که قرار بود که آقای نیک مهر عکس های آن را در وبلاگ منتشر کند. نمی دانم چه شد؟! این امر در پی اعتراض خانم ها برای انتشار انحصاری عکس آقایان در وبلاگ بهساد قرار بود صورت بگیرد. لازم است که من هم سالگرد تولد ایشان را تبریک بگویم و آرزو کنم که بتوانیم سالهای سال برای ایشان در بهساد جشن تولد بگیریم.
- پروژه تهران کند پیش می رود، با سرعت خاص مشتری آن، رسما نامه اعتراض آمیز زده ام . نمی شود زیاد فشار آورد. ماه مبارک هم مزید بر علت شده است، از طرف دیگر، رفت و آمد بین تهران و اراک در ماه مبارک برایم سخت است. فعلا آن را کنترل می کنم.
- با تمام انتقادهایی که مطرح کردم، خوشبختانه درصد بالایی از مشتریان، از عملکرد بهساد رضایت دارند. پروژه شمص مطابق با برنامه زمانبندی به پیش میرود. در پروژه تهران نیز کارفرما از نتایج کار راضی است. یکشنبه در مورد عملکرد بهساد با آنها جلسه داریم.رسما از آنها خواهش کرده ام که با رویکرد انتقادی در جلسه حضور داشته باشند.
- قرار است به زودی جشن بهساد برگزار شود. در مورد تاریخ و زمان آن تا حدی مردد هستیم. در ماه مبارک و یا بعد از آن. جشن با تاخیر به مناسبت هفت سالگی بهساد و تعاملی نزدیک و صمیمانه مشتریان با یکدیگر و بهسادی ها.
دیروز بود که همکاران در بهساد اعتراض داشتند که چرا روز نوشت نوشته نمی شود، حتی می گفتند که هفته گذشته نیز با انتشار چند عکس در پنجشنبه به قول جوانها موضوع پیچانده شده بود! اعتراضی هم بود که چرا از دوشنبه نوشت خبری نیست. البته که حرف آنها درست بود و اینکه من نسبت به کم نوشتنم عذر خواهی می کنم. واقعیت این است که دو سه روزی بود که امیال ( جمع مکسر mail) را هم چک نکرده بودم. تا برسد به اینکه روزنوشت نویسی کنم. به جایش برای امروز هم روزنوشت داریم و هم عکس نوشت. به هر ترتیب مدتی کم نوشتن گاه به گاهی نیز لازم است. لابد حضرت مولانا راست می گوید که :
مدتی این مثنوی تعطیل شد
مهلتی باید که تا خون شیر شد
- اما اینکه شدید شده ایم ، همگی دربست، از بروبچه های گروه توسعه گرفته که درگیر پروژه های شمص و نت (سیستم نگهداری و تعمیرات) و IMS (که البته به اتمام رسید) و گروه مهندسی بازار که البته در حال تشکیل است تا خودم که البته هنوز تا حدی هم کار فنی می کنم و هم لابی گری و بازاریابی و عقد قرارداد و از این جور کارها. دیشب به آقای نیک مهر می گفتم که پروژه شمص را که مهلت تحویل فاز ۱ آن فردا هست ، اصلا ندیده ام. این برای من که زمانی در کار نخود و لوبیای ناهار بهساد هم دخالت می کردم، بسیار خوب است. اصولا واگذاری مسئولیت و اختیار در علم مدیریت نیز توصیه شده است!
- در حال عقد قراردادی جدید در زمینه معماری اطلاعات هستیم، اگر رودربایستی با مدیران آن مجموعه نبود، عطای این قرارداد را به لقایش ترجیح می دادم. کمی بی کلاس هستند و خیلی صریح موضوع را به آنها متذکر شدم. در قرارداد هم به بهساد عنوان “پیمانکار” داده بودند و اتفاقا مثل یک پیمانکار آسفالت با ما در قرارداد پیش نویس رفتار شده، از جمله اینکه هزینه استفاده از رستوران و سرویس های ایاب و ذهاب (اتوبوس ) را از ما به اضافه ۱۵ درصد، کسر خواهند کرد. البته هزینه قابل توجهی نخواهد بود، اما به نظر می رسد که بین شرکت مهندسی مشاور و پیمانکار فضای سبز و مهندس و باغبان برایشان هیچ فرقی وجود ندارد.
-هفتمین ماه مبارک رمضان بهساد هم فرا رسید، با افطاری های صمیمی که بعد از ساعتها کار فشرده و سنگین حسابی دل نشین است. کم کم بهساد عزیر دارد بزرگ می شود و من نسبت به آن سالهای اولیه، حسی نوستالژیک پیدا کرده ام. اولین ماه رمضان بهساد، هوا سرد بود و همین شدت کار هم وجود داشت. آن موقع پروژه یاسان را دکتر و من باهم انجام می دادیم. بعد از ساعت های ممتد برنامه نویسی ، صرف افطاری حساب می چسبید و خاطر انگیز می شد. حالا هم امیدوارم روزی تیم توسعه بسیار خوب و با انگیزه بهساد، صمیمیت خود را به تیم جوانتر از خود منتقل کنند و این خاطرات را به خوبی بازگویی کنند.
-اما این هم عکس نوشت که قول آن را داده بودم.
آقای حسن زاده و آقای طالقانی- کارگزار پژوهش و توسعه هزاره را بنیان گذاشته اند و فعلا باهم در سایت مشتری هم اتاقی هستیم.
آقایان تفرجی (تازه داماد) ، یاری و طالقانی
برادر نیک مهر به چای علاقه زیادی دارد.
دکتر مختاری
نمایشگاه، آقای مهندس کاظمی و من
شاید سخت باشد که مشتریان به همکاران بهساد پیشنهاد کار بدهند. اما آن چیز که بیش از آن سخت می باشد این است که مشتریان خارج از چارچوب اخلاقی رفتار نمایند. قضیه این جاست که هر شرکت برای خود دارای یک حریم است. حریمی که افراد در آن با وجود برخی از مشکلات و یا برخی از مزایا مشغول به کار و برنامه ریزی هستند. پیشنهاد کار به یکی از افراد در شرکتی که طرف تعامل شرکت دیگر می باشد ورود گستاخانه به حریم طرف مقابل و تداعی کننده رابطه ای نه بر اساس اعتماد که بر پایه دیدگاه های سودجویانه و نگاه های کوتاه مدت است . این اولین بار نیست که مورد تعرض مشتریانمان در بخش خصوصی قرار می گیریم. بار اول سال ۸۱ بود که قرارداد پشتیبانی داشتیم با یک شرکت خصوصی ، به نیروی مقیم ما پیشنهاد کار دادند. البته آن دوست ما هم قبول کرد.
این بار خوشبختانه گیاه اعتماد در بهساد باعث شد تا همکار خوب ما از پذیرش خواسته بی شرمانه مشتری امتناع ورزد. آن هم با وجود مزایای دروغینی که گفته اند. از خدا به خاطر شناخت مردم و داشتن همکاران قابل اعتماد سپاسگزارم.