آرشیو برای ماه : بهمن, ۱۳۸۸

صندوق تعاون بهساد

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که:

مدت‌ها بود که قصد داشتیم با کمک همکاران یک صندوق قرض‌الحسنه در بهساد داشته باشیم. دیروز بالاخره با قطع شدن برق و کمی جابجایی در برنامه‌ها، جلسه صندوق را تشکیل دادیم و به عبارتی صندوق تعاون بهساد شکل گرفت. نحوه کار به این شکل است که هر ماه مبلغی به عنوان پس‌انداز از حقوق همکاران کسر شده و به حساب صندوق واریز می‌شود. از طرف دیگر بهساد هم (فعلا تا ۱۰ ماه) به منظور پشتیبانی از بنیه مالی صندوق به میزان مجموع پس‌انداز جمع‌آوری شده به حساب صندوق واریز می‌کند و پس از آن مبلغ جمع‌آوری شده به عنوان وام به قید قرعه و پس از آن بر اساس توافق در اختیار بهسادی‌ها قرار خواهد گرفت. وام پرداخت شده بر اساس تصمیم اخذ شده با اقساط ۲۰ ماهه و با کارمزد ۱% مسترد خواهد شد. هر یک از اعضا می‌تواند فعلا حداکثر یکی از اعضای خانواده خود را هم در صندوق عضو نماید و از مزایای آن استفاده نماید. قرعه‌کشی پرداخت وام هم انجام شد و فقط من نمی‌دانم که چرا نوبت اعضای هیات مدیره به قید قرعه در آخرین مراحل قرار گرفت!

من فکر می‌کنم که فعلا در ابتدای کار گرچه وام پرداخت شده نمی‌تواند راه‌گشای مشکلات اساسی مانند خرید مسکن و یا حتی خودرو باشد اما وجود این صندوق باید بتواند به گسترش فرهنگ تعاون و گذشت و همکاری کمک نماید.

تصمیم برای وبلاگ گروهی بهساد

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

امروز تصمیم گرفتم که روزنوشت‌های بهساد، بین همکاران بهسادی به اشتراک گذاشته شود. دوست دارم وبلاگ بهساد گروهی شود گرچه موضوع حساسیت‌ها و دردسرهای خاص خود را خواهد داشت. این بود که نامهای نوشتم و با ایمیل داخلی برای همکارانم به این مضمون ارسال کردم:

 

کلیه همکاران

 

با سلام

 

به نظرم رسیده که وبلاگ بهساد را از حالت شخصی نویسی خارج کنم و فی الواقع یک وبلاگ همگانی شود. از طرف دیگر فکر کردم که شاید هم برخی همکاران بخواهند صفحه وبلاگ اختصاصی برای خود داشته باشند. دوستانی که در هر مورد به موضوع علاقمند هستند، لطفا به من اطلاع دهند تا کاربر لازم برای آنها در وبلاگ بهساد تعریف شود. بدیهی است نوشتن وبلاگ باید با رعایت کامل مقررات وبلاگنویسی به شرح زیر صورت بگیرد و در صورتی که همکاران تصمیم داشتند به جرگه وبلاگنویسان بپیوندند با یکدیگر آیین نامه کامل را تهیه خواهیم کرد:

 

مقررات اولیه وبلاگ نویسی در بهساد:

 

  1. موضوع وبلاگ باید در محدوده موضوعات مرتبط با زندگی کاری و بهساد و اتفاقات و تجربیات و یادگیری فنی و رفتار کاری و مشتریان و … باشد.
  2. نوشتن در مورد مسائل سیاسی اکیدا ممنوع می باشد.
  3. نوشتن در مورد موضوعات عمومی ، اجتماعی ، ادبی ، شعر ، هنر، سینما ، خانواده و …. در محدوده وبلاگ بهساد نخواهد بود.
  4. در مورد انتقاد از مشتریان و رفتار دیگران، موضوع باید بدون درج نام مشتری و یا افراد دیگر و با رعایت انصاف و اخلاق صورت بگیرد و به هر صورت خارج از تبعات حقوقی و قانونی باشد.
  5. انتقاد از من و تذکر در مورد اشتباهات من کاملا آزاد می باشد.
  6. انتقاد از سایر همکاران در هر صورت باید با رضایت آنها صورت بگیرد و در غیر اینصورت کاملا ممنوع می باشد.
  7. مسائل و جلسات مربوط به بازاریابی و شرکت در مناقصات و کلیه اطلاعاتی که منجر به بهرهبرداری رقبا میگردد، کاملا ممنوع میباشد.
  8. هر وبلاگ نویس باید حداقل ۱ بار در هفته نسبت به وبلاگنویسی اقدام نماید.
  9. استفاده از مطالب سایر وبلاگها ممنوع بوده و نوشتهها باید لزوما توسط هر وبلاگنویس به طور شخصی نوشته شود.
  10. هر گونه تصویر از دیگران باید با رضایت آنها منتشر شود.
  11. انتشار Source Code و هر گونه مسائل فنی که نتیجه فعالیت در بهساد میباشد و یا به نحوی ابزار منحصر به فرد شرکت میباشد ، تنها پس از هماهنگیهای لازم مجاز خواهد بود.
  12. عدم رعایت مقررات در هر نوشته منجر به حذف و یا اصلاح آن نوشته خواهد شد و در صورت تکرار عدم رعایت مقررات پس از ۳ بار، وبلاگ به طور کامل مسدود خواهد شد.

و سر انجام، برنامه‌ریزی و مدیریت پروژه ‏

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

 

اگر بخواهم پر تغییرترین سال بهساد را انتخاب کنیم، به یقین در حوزه فرآیندی سال۸۸ انتخابی درست خواهد بود. بر اساس هدف‌گذاری امسال، توسعه نظام برنامه‌ریزی و مدیریت پروژه را از اولویت‌های جدی تعیین شد که این‌روزها شور و شعف بی‌حد من از استقرار پایه‌های این نظام در بهساد منتج می‌شود که امیدوارم با تعهد هر چه بیشتر همه بهسادی‌ها از گسترش بیشتری نیز برخوردار شود. ترکیب نظام پایش عملکرد بر اساس Timesheet با تدوین فرآیند برنامه‌ریزی و مدیریت پروژ همراه با بکارگیری نسبتا کامل Microsoft Enterprise Project Management (که سال‌های دوره تکامل آن را از ۱۳ سال پیش همواره دنبال کرده‌ام) ، تغییر خجسته‌ای است که بیش از ۵ سال به دنبال آن بوده‌ایم و علی‌رغم اقدامات مقطعی هیچ‌گاه به عنوان یک فرآیند موثر و متاثر از تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم گیری‌ها در بهساد به رسمیت شناخته نشد. به اعتقاد من مهمترین دلایل در عدم موفقیت سال‌های گذشته را می‌توان با یادآوری موارد زیر برشمرد:

  • عدم تعریف و حمایت همه جانبه از موضوع در ساختارهای تصمیم‌گیری بهساد
  • عدم به رسمیت شمردن نتایج فرآیند برنامه‌ریزی و مدیریت پروژه
  • مقاومت سازمانی به ویژه در حوزه تولید نرم‌افزار
  • تاثیرپذیری انفعالی از ضرب‌العجل‌های مشتریان که عمدتا خود دچار بی‌نظمی‌های اساسی هستند.
  • عدم تفکیک وظیفه‌ای مدیریت و کنترل پروژه از ساختار تولید نرم‌افزار
  • عدم تخصیص نیروی انسانی لازم برای انجام امور فرآیند برنامه‌ریزی و مدیریت پروژه
  • عادت به Student Syndrome (انجام کار در دقیقه ۹۰) و کاهش عمق برنامه‌ریزی شرکت
  • کوچک بودن بهساد و در نتیجه عدم نیاز به رسمی بودن بسیاری از تعاملات
  • کوتاه بودن زمان انجام فرآیند و در نتیجه عدم نیاز به یک فرد تمام وقت برای مسئولیت فرآیند و بروز تداخل در وظایف متفاوت واگذار شده به یک فرد.

     

 

برای حل مشکلات یاد شده اقدامات مختلفی صورت گرفت که خوشبختانه همراه با بهبود شرایط محیطی شرکت، استقرار نظام مدیریت و کنترل پروژه را هموار نمود. از جمله:

  • ایجاد اصل به رسمیت شناختن تغییر با ایجاد تغییر در ترکیب هیات مدیره
  • استفاده از روش “راه بنداز، جا بنداز” به عنوان یک روش مدیریتی ایرانی! (بعدها در این‌باره خواهم نوشت)
  • طرح و برنامه‌ریزی موضوع در هیات مدیره شرکت و پیگیری جدی آن و تدوین فرآیند به اندازه (نه زیاد و نه کم) توسط آقای دکتر مختاری
  • اجرای فرآیند و ترکیب فرآیند حقوق و دستمزد با فرآیند برنامه‌ریزی و کنترل پروژه ( هنوز خیلی جای کار دارد) و در نتیجه رسمیت بخشی به نتایج برنامه‌ریزی
  • تغییرات در ساختار تولید نرم‌افزار و علاقه به انجام تعامل و تغییرات توسط مدیر جدید واحد تولید نرم‌افزار (خانم مهندس مکی‌نژاد)
  • ایجاد نظم بیشتر در فرآیند ارتباط با مشتریان با به‌کارگیری سیستم‌های جمع‌آوری بازخورد مشتری و اولویت‌بندی نیازهای مشتریان و در نتیجه کاهش سطح تاثیرپذیری انفعالی از نیازهای مشتری و انتقال مدیریت زمان به بهساد
  • تخصیص نیروی انسانی لازم (آقای مهندس حسنی) به عنوان مسئول انجام فرآیند و تفکیک آن از ساختار تولید‌ نرم‌افزار

 

در اینجا لازم است با یادآوری کار زیاد قابل انجام ( به مراتب بیشتر از کار انجام شده)، از همه همکاران خوبم برای استقرار این نظام سپاسگزاری کنم.

مهندسی یا میوه فروشی؟

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

با این‌که همیشه از خوانندگان همیشه وبلاگ خوب شرکت رادمان هستم، اما تعجب می‌کنم که چرا این مطلب را قبلا نخوانده بودم. (اگر شما هم نخواندید، پیش از ادامه اول آن را مطالعه کنید) راستش ما هم قبلا نه تنها به فکر میوه‌فروشی که به فکر مشاغلی چون پیتزایی، چلوکبابی و کافی‌شاپ هم افتاده بودیم. واقعیت این است که با توجه به هرم مازلو، در ایران کسب و کاری از موفقیت بالا برخوردار است که بتواند نیازهای اولیه جامعه را پاسخ دهد و با گسترش مشکلات اجتماعی و اقتصادی، سطح نیازمندی‌های جامعه به سمت نیازهای اولیه کاهش می‌یابد. عجیب نیست که هفته گذشته در جلسه با یکی از شرکت‌های خوب مشاوره‌ای کشور متوجه شدم که تصمیم گرفته‌اند که مجتمع بین راهی و رستوران تاسیس کنند. همه در همه زمان‌ها به غذا و …. احتیاج دارند اما به مشاوره مدیریت و سیستم چه ؟

کوزه شکسته تکنولوژی در شرکت‌های فناور

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

یکی از مشکلات شرکت‌های فناور این است که معمولا از کوزه شکسته آب می‌خورند. یعنی اینکه معمولا خودشان یا سیستم ندارند و یا از سیستم‌های سایر شرکت‌ها استفاده می‌کنند و البته بهساد هم گاهی از این قاعده مستثنی نیست، چنانکه برای حسابداری تا سالها از بستههای آماده در بازار استفاده میکردیم و خیلی از سیستمهای لازم را هم نداشتیم ( و بعضی را هنوز هم نداریم)

هفته گذشته اما کمی سطح استفاده از فناوری را در بهساد ارتقا دادیم به این ترتیب که:

  • گرچه برای اشتراک اینترنت در شرکت از ISA Server استفاده می‌کردیم، اما عملا به جز Firewall عالی آن، کار یک IP Sharing را برایمان انجام می‌داد. اول با Bandwidth Splitter یک سر و سامانی به کاربران پر مصرف داده شد و عملا کاربران به سه گروه تقسیم شدند که در صورت استفاده بیش از حد مجاز، پهنای باند آن‌ها به شدت کاهش خواهد یافت و بعد هم با GFI WebMonitor فیــلترینـگی درست کردیم که استفاده از اینترنت در شرکت بهره‌ور شود. به اینصورت که دسترسی به تمام سایت‌های خبری و وبلاگ و خرید و موسیقی و … در مدت زمان کاری ممنوع شد و به اصطلاح “طرح هدفمند کردن استفاده از اینترنت ” (یک چیزی شبیه طرح هدفمند کردن یارانه‌ها) در بهساد بدون استثنا برای همه افراد به اجرا درآمد.
  • یادم هست که سال ۸۱ اولین بار از SharePoint Server برای مدیریت مستندات در بهساد استفاده کردیم. در آن زمان پایگاه اطلاعاتی SharePoint هم یک فایل Access بود. حتی یکی از مشتریان هم خوشش آمد و از ما خواست که سیستم مدیریت مستندات را بر مبنای SharePoint برای آن‌ها پیاده‌سازی کنیم. اما متاسفانه آن نسخه از نرم‌افزار Trial Version بود و ما با آن به مشکل برخوردیم و با تصمیم هیات مدیره! ( آن موقع شرکت فقط هیات مدیره بود و دیگر هیچ) از خیر آن گذشتیم. انصافا در آن زمان هم توانایی زیادی در SharePoint کسب کرده بودیم. در دو سه سال اخیر زیاد موضوع آن را شنیدم و برخی از رقبا هم Microsoft EPM را با آن ارائه می‌کنند. حتی یک‌بار هم در گذر از بازار رضا، آن را تهیه و یک مدت هم سیستم TimeSheet بهساد را بر روی آن پیاده‌سازی کرده‌بودیم که موضوع به فراموشی سپرده شد. در اواسط هفته گذشته بود که دوباره فیل تکنولوژی به یاد هندوستانِSharePoint افتاد و دوباره تصمیم گرفته‌ایم علاوه بر TFS و Microsoft EPM (راه‌حل‌های مبتنی بر WSS) که به طور کامل در بهساد عملیاتی شده‌اند، برای مدیریت مستندات و مضافا بر آن گردش فرم‌ها ( ماموریت، مرخصی، هزینه‌ها و … ) از MOSS استفاده کنیم.

    پ.ن: از آنجا که به دلیل سال‌ها عدم استفاده سریال نرم‌افزار هم گم کرده بودیم، لازم هست که از آقای مهرانی هم برای ارسال Product Key تشکر کنم.

تجارت الکترونیک!

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

در ممیزی انجام شده روی کلی از هزینه‌هایی که از طریق اینترنت پرداخت کرده‌ایم ایراد گرفته‌اند چون سند کاغذی ندارد. تا مسائلی این‌چنین حل نشود، تجارت الکترونیک در ایران یک شوخی بزرگ محسوب می‌شود. ارتباط با خارج از کشور و کارت اعتباری و … پیشکش‌ آقایان!

یادی از دوستان

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

وقتی که یک وبلاگ خوب مدت زیادی نمی‌نویسد، نگران می‌شوم. برای همین نامه‌ای به ایشان نوشتم با این مضمون که منتظر نوشته‌های خوب ایشان هستم.

آشپزخانه فناوری اطلاعات

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

نمی‌دانم که دیروز وسط جلسه برنامه‌ریزی بهساد چه اتفاقی افتاد که در ذهنم شبیه‌سازی پروژه‌ها به غذا اتفاق افتاد از این قرار که:

  • بعضی از پروژه‌ها مثل استیک می‌مانند، حجم کمی را در شکم پر می‌کند ولی هم سیرکننده هست و هم خاصیت زیادی دارد. این پروژه‌ها وقت کمی از شرکت می‌گیرند ولی هم در سازمان مشتری دارای اثربخشی هستند و هم درآمد خوبی را نصیب شرکت می‌کنند
  • برخی از پروژه‌ها مثل چلوکباب کوبیده می‌مانند، شکم پر‌کن ولی خوشمزه و پر خاصیت. پروژه‌هایی که وقت زیادی از شرکت می‌گیرند ولی درآمد خوبی هم برای شرکت به همراه دارند از این نوع هستند.
  • پروژه‌هایی نیز هستند که شبیه نان بربری می‌باشند. فقط شکم پرکن و رفع گرسنگی! برای این‌گونه پروژه‌ها شرکت وقت زیادی صرف می‌کند اما درآمد اندکی دارد که تناسبی با حجم زحمات آن ندارد..
  • هر شرکت گاهی مجبور به عقد قرارداد پروژه‌هایی مانند ساندویچ کالباس نیز می‌باشد که نه تنها ارزش غذایی ندارند و فقط شکم پرکن هستند، بلکه دارای اثرات جانبی سوء و ضررهای زیادی می‌باشند. این‌گونه پروژه‌ها نیروی زیادی از شرکت به خود اختصاص می‌دهد و در مقابل از پارامترهای سوددهی و اثربخشی نیز برخوردار نمی‌باشند و مسائل جانبی زیادی به همراه دارد.
  • نکته مهم این که وقتی به فکر خوردن غذا (گرفتن پروژه) هستید، نباید از دسر (قرارداد پشتیبانی) غافل بود، گاه می‌توان مزه تلخ و شور یک غذای نپخته را با یک دسر خوشمزه جبران نمود و گاهی نیز یک دسر بد، مزه یک غذای خوب را از بین می‌برد.
  • همیشه در رستوران حفظ منافع کارکنان رستوران و گارسن‌ها در کیفیت غذای شما تاثیر خواهد داشت. بنابراین انعام این پرسنل زحمت‌کش گاهی لازم می‌شود.
  • در هر غذایی گاه سنگ‌ریزه و مو و …. (به عنوان مشکلات پروژه) یافت می‌شود که این موارد در آشپزخانه فناوری اطلاعات کشور طبیعی است.

توانا بود هر که دانا بود

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

در کنار تمام معضلاتی که صنعت کشور دارد، معضلات فرهنگی و زیر‌مجموعه آن نبود یک آموزش جدی و فراگیر مدیریت در حوزه کسب و کار از ایرادات اساسی محسوب می‌شود. تقریبا به جز سازمان مدیریت صنعتی و یکی دو موسسه دیگر، آموزش جدی در زمینه مدیریت کسب و کار برای مدیران وجود ندارد. این در حالی است که دانشگاه‌های کشور که از ظرفیت خوبی برای ارائه این‌گونه آموزش‌ها برخوردار هستند مجبورند بنا بر سیاست‌های اشتباه سازمان سنجش فقط از طریق سیستم کنکور سراسری و (نه بررسی سوابق و صلاحیت‌های مدیریتی و تجاری) نسبت به جذب دانشجو در حوزه کسب و کار! اقدام نمایند که یک ضربه جدی به دانشجویان بی‌تجربه و مدیران شاغل در کسب و کار محسوب می‌شود و برای اساتید این حوزه نیز مشکلات زیادی ایجاد می‌نماید. کافی است که وضعیت کشور را نه در رتبه‌بندی‌های جهانی که با کشوری مانند هند مقایسه کنیم و نیم‌نگاهی نیز به حضور دانشگاه‌ها و مدارس مدیریت بین‌المللی (Business School) در نزدیکی خود در دبی بیندازیم تا متوجه شویم که حمایت از صنعت نه با سخنرانی و نه حتی با فرآیند پر دردسر وام‌های مختلف (که آنهم به دلیل سوء مدیریت در بنگاه‌ها تباه می‌شود) بلکه با حمایت معنوی و فرهنگی و به وجود آوردن زمینه‌های گسترش دانش و آگاهی (به عنوان شرط لازم و نه کافی) امکان‌پذیر خواهد بود. “توانا بود هر که دانا بود” را باید با هوشیاری بیشتری هجی کنیم.

چند موضوع برای نوشتن

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که:

همواره در طول هفته موضوعات کاری زیادی را که پیش می‌آید تصمیم می‌گیرم که در روزنوشت‌ها بنویسم. اما روزی که قصد نوشتن دارم یا موضوعات قبلی را فراموش می‌کنم و یا موضوع جدیدی پیش می‌آید که بازهم مسائل گذشته به بوته فراموشی سپرده می‌شود. به هر حال احساس می‌کنم که باید روزنوشت‌نویسی را هر چه بیشتر با کاربرد اشتراک‌گذاری آرا و افکار و گسترش حافظه فراسازمانی به صورت کیفی گسترش داد.

  • یکی از مشتریان در فکر پروژه معماری اطلاعات هستند. پروژه‌های معماری اطلاعات یک جور سهل و ممتنع به حساب می‌آیند و مرز آن‌ها با طراحی سیستم مشخص نیست. مشکل دیگر این‌گونه پروژه‌ها کاغذی بودن (یک یا چند زونکن) فرآورده آن است که باعث می‌شود که مجری طرح در موارد پیچیده، ساده‌سازی ذهنی انجام دهد و به قول امروزی‌ها موضوع را بپیچاند و هیچ تضمین جدی وجود ندارد که معماری انجام شده در تمامی موارد بتواند مورد پیاده‌سازی قرار گیرد. از طرف دیگر سازمان‌های ایرانی نیز به فرآورده معماری به عنوان یک سند زنده که باید مورد پشتیبانی قرار گیرد نگاه نمی‌کنند و عمدتا جزوات معماری در گوشه‌ای خاک می‌خورد. این است که به طور جدی هیچ‌گونه انگیزهای برای انجام این‌گونه پروژهها نداریم. اما از طرف دیگر با توجه به تجربه و علاقه شخصی به موضوع بدم نمی‌آید که یک جوری به آن‌ها کمک کنم. این علاقه شخصی هم از آن موضوعات است که باید مرز آن با سیاست‌های شرکتی مشخص شود!
  • انتخابات نظام صنفی رایانهای استان مرکزی هم برگزار شد. اینکه انتخابات مورد تحریم پنج شرکت برتر استان (TOP 5) قرار گیرد. جای سئوال دارد و اینکه به دلیل کاهش واجدان حق رای، هیئت مدیره ۹ نفره به پنج نفر کاهش یابد جای تاسف. نتیجه آن میشود که امید آتش و گرما از هیزم این تشکل! در سه سال آینده نیز وجود نداشتهباشد. فقط امیدوارم دودش اذیت نکند.
  • چند روز پیش بود که در جلسه‌ای بودم، صورت‌جلسه را که آوردند بیش از ۲۰ اشتباه تایپی، انشایی و املایی داشت. من فکر می‌کنم این‌که مسئولان دفاتر و حتی مدیران از حساسیت لازم در مقابل این موضوع برخوردار نیستند، نشان از یک معضل بزرگ است که در سایر موارد نیز چنین تفکر بی‌قیدی در فرهنگ کاری شرکت‌ها و سازمان‌ها وجود دارد. جدیت و دقت باید از ساده‌ترین موضوع شروع شود