مسافرت رفتن همان و در هنگام برگشت، کارها چند برابر همیشه شدن همان. این مدت که کم نوشتم، مشغول امور روزانه بهساد بودم و پرداختن به امور آن پروژه نابسامان که قبلا نوشته بودم
اما عرض شود که:
با توجه به کسادی بازار فناوری اطلاعات، قدرت چانهزنی مشتریان بسیار بالا رفتهاست و به عبارت بهتر به قدرت زورگویی و چپاول تبدیل شده است. برخی از مشتریان رسما حرف زور میزنند، پول کار انجام شده را نمیدهند که هیچ، برای انجام کارهای خارج از قرارداد تهدید هم میکنند.
من فکر میکنم که این رویهای که حداقل من در چند پروژه و اخیرا در اسناد یک مناقصه هم دیدهام، شدیدا به ضرر کارفرما بوده و نتیجه بارز آن افزایش شدید خواستههای کاربران و عدم کنترل آن و در نتیجه زمینگیر شدن سیستمها میباشد.
از طرف دیگر اینها فکر نمیکنند که پیمانکار و مشاوری که اینچنین به او زور میگویند، چندان دست بستههم نیست. شب دراز است و قلندر بیدار. این پیمانکار بینوا، هست و نیست اطلاعاتی کارفرما را در اختیار دارد و در مقاطع بسیار حساس میتواند حسابی از خجالت کارفرما در بیاید.
به هر حال در همیشه به روی یک پاشنه نمیچرخد. کارفرمایان محترم و نامحترم باید توجه داشته باشند که در هنگام رونق بازار باید پاسخگوی پیمانکاری باشند که زمانی با او مثل برده رفتار کردهاند.
پ.ن: هدف از نوشتن این موضوع غر زدن ( که همواره از آن بیزارم) نبوده است. هدفم بیان افراط و تفریطهایی است که همواره در فضای کاری ما وجود داشتهاست.
عرض شود که
در مسافرت غیر کاری هستم. البته مشغله بسیار است و من بیش از همیشه شدید شدهام. در این سرزمین نسبتا پر اینترنت، من خیلی کم فرصت دسترسی به اینترنت دارم که البته بسیار هم زندگی کم اینترنت عالی است.
علیالعجاله درگیری ذهنیم بیشتر در مورد یکی از مشتریان و پیمانکار مربوطه اوست که کارهای غیر موجهی از آنها سر میزند و من در این تفکر هستم که پس از بازگشت از این سفر پر مشغله و نسبتا سخت چگونه با آنها برخورد کنیم.
برای تمام کسانی که درگیر پروژههای نرمافزاری هستند، همواره یک لحظه وجود دارد که بتوانند عطای نداشته یک مشتری را به لقایش ببخشند و اکنون در این لحظه من در چنین وضعیتی قرار دارم.
امروز با مسعود محمدی و یکی از دوستانش رفتیم نمایشگاه برق، الکترونیک، مخابرات و کامپیوتر استان مرکزی که اصولا باید یک نمایشگاه Hi-tech محسوب شود..
آنچه که به روشنی در این نمایشگاه مشاهده میشود زوال روز افزون فناوری اطلاعات در استان مرکزی است. گناه کبیرهای که سازمان نظام صنفی رایانهای استان مرکزی با همکاری برخی از سیاستگزاران امر فناوری اطلاعات، نقش عمدهای در تشدید و گسترش آن داشتهاند. تمام مدت بازدید از نمایشگاه به تدریج غمی عمیق وجودم را فرا گرفت که چگونه بیرونقی فنی، علمی و اقتصادی بازار فناوری اطلاعات استان (و احتمالا کشور) را در بر گرفته است و غرق در این تفکر دردمندانه شدم که بیراههای که وضعیت نابهنجار آن را میشد در یک نگاه در نمایشگاه احساس نمود. به کدام مرداب ختم خواهد شد؟ چه باید کرد؟
سعی کردم به اندازه کافی عکس بگیرم تا کمتر بخواهم چیزی بنویسم. این هم از نمایشگاه توانمندیهای برق، الکترونیک و کامپیوتر

بعله! بساط CD و DVD فروشی به راه بود که البته همان کار فرهنگی! است که همواره بر آن تاکید میکنیم که در جهت افزایش بلوغ IT در خانوادهها و سازمانها باید صورت بگیرد.

فروش کیف و بلندگو و البته Laptop

غرفه سازمان نظام صنفی رایانهای استان مرکزی، حضوری متناسب با تاثیرگذاری همواره آن در فناوری اطلاعات استان مرکزی

من نمیدانم که سازمان چه زمانی دست از نوشتن نامههای پر از خط و نشان و مملو از اشتباهات انشایی و گاه املایی و استناد به بخشنامه و … برخواهد برداشت؟

یکی از موضوعات نمایشگاه، برق بود. و چه نمادی بهتر از این برای صنعت برق

استقبال گسترده مردم از نمایشگاه

در آخر بازدید هم رفتیم پیش مهدی شهری که نمایندگی رایورز را در استان مرکزی دارد و غرفه گرفتهبود. کلی گفتیم و از دیدن دوباره او خوشحال شدم.
از راست به چپ ( من، مهدی شهری، مسعود محمدی، آقای میری)
عرض شود که ندیده بودم (ندیدن دلیل بر نبودن نیست) که خود آقا بیل گیتس و دوستانش وارد دعوای اوراکل و مایکروسافت بشوند. امروز در حال آماده کردن یک پروپزال و ارائه پیشنهاد بودم که در جستجوها به این مطلب برخورد کردم.
http://www.microsoft.com/sqlserver/2008/en/us/compare-oracle.aspx
به این میگویند کُــری تا آخرین حد!
پ.ن۱ :
این را هم حتما ببینید!
پ.ن ۲:
به نظر میرسد که دعوا را بر و بچز اوراکل شروع کرده اند. به هر حال دعوا حسابی است.
http://www.oracle.com/database/docs/edison-oracle-11g-vs-sql-server-2008-cmcs-whitepaper.pdf
این مطلب را خواندم
http://itanalyze.com/archives/analysis/2009/11/_it_71.php
مطلبی ارزشمند و کاملا درست است. اما من بنا بر عقیده شخصی ترجیح میدهم که دولت وارد حوزه سیاستگذاری و حمایت در زمینه فناوری اطلاعات نشود. بگذاریم این علف هرز خود بروید و راه خود را بر اساس مقتضیات همین بازار سخت پیدا کرده و آبدیده شود. حداقل کسانی که به این رشته علاقه و اعتقاد واقعی دارند واقعا در صحنه با تمام مشکلات باقی خواهند ماند. ورود دولت در این زمینه ( از آنجا که توام با اعتقاد و برنامه نخواهد بود و ممکن است مانند برخی از موارد دیگر توام سر و صدا و بریز و بپاش باشد) راه را برای به وجود آمدن شرکتهای یکشبه و رانتخواری و رانتجویی باز خواهد کرد. سازمانهای دولتی نیز بدون داشتن بلوغ واقعی IT به صرف هزینههای بسیاری خواهند پرداخت که نتایج قابل توجهی نخواهد داشت. و اینکه در این مقاله گفته شده است که دولت برای حوزه فناوری اطلاعات برنامه داشته باشد، باور دارم که مادامی که دولت نتواند مشکلات خود را در سایر زمینههای مرتبط ( به ویژه اقتصادی) حل نماید، ورود آن به این حوزه و حتی ارائه برنامه نمیتواند منتج به نتیجهای چشمگیر شود.
پرداختن به فناوری اطلاعات نمیتواند بر اساس دستور و بخشنامههای روزانه صورت بگیرد. پرداختن به فناوری اطلاعات نیازمند دیدگاه راهبردی بلندمدت و برنامههایی بسیار ریشهایتر از طرح نسبتا خوب تکفا میباشد.
حال که در فناوری اطلاعات کشور منافع فناوری اطلاعات چندان نیست، دهها سازمان و شورا احساس متولیگری میکنند، وای به روزی که بودجهای داشته باشد و بریز و بپاشی… حکایت بچهای است که گریه میکرد و هر کسی توصیهای میکرد، یکی شیشه شیر برایش میآورد، یکی تکانش میداد، یکی برایش شکلک در میآورد و دیگر حوله داغ بر شکمش میگذاشت و گریه بچه هر لحظه بیشتر میشد، ظریفی میگفت که تمام مشکل از اینجاست که همه سر به سر این بچه میگذارند، اگر اجازه دهند که آرام گوشهای استراحت کند، گریه او نیز قطع خواهد شد. پس بگذرایم طفل نوزاد IT ، راحت! باشد.
عرض شود که:
خوشبختانه با تلاشهای مسئولین، بسیاری از صنایع بزرگ کشور (و حداقل تا آنجا که من میدانم در اراک) در حال ورشکست شدن هستند. علیرغم واقعیتها و مشکلات تلخی که در این موضوع وجود دارد، من آن را به عنوان یک فرصت نگاه میکنم. واقعیت این است که صنایعی اینچنین بیشتر با استفاده از پول نفت و بازار تضمین شده فعالیت میکردهاند و نه بر اساس روشهای مدیریتی و اصول رقابت آزاد. اکنون به هر دلیل فرصتی پیش آمده که ناکارآمدی مدیریت دولتی در اینگونه صنایع خود را به خوبی نشان دهد و این است که صنایعی که سالیان پیش نمادی بودند از کار کم و پول زیاد، اکنون در پرداخت حقوق ماهیانه خود نیز مشکل دارند. این شرکتها به دلیل جثه بزرگ و بیقواره و چاقی مفرط، از قابلیت درمان قطعی برخوردار نبوده و دیر یا زود باید مراسم ختم بسیاری از آنها را برگزار نمود. مرگ این شرکتها و سازمانهای مشابه میبایست در اثر بیماری مهلکی که چندین سال به آن دچار بودهاند، خیلی پیش از این اتفاق میافتاد که بهدلیل تنفس مصنوعی، آنها تاکنون به حیات ادامه دادهاند. در مقابل باور دارم که هر چند که شرکتهای کوچک و متوسط هم به بیماری ضعف قوای مدیریتی روبرو هستند، اما با توجه به جثه کوچک خود فرصتی یافتهاند که این بیماری را درمان نمایند و در دستیابی به شرکتی که بر اساس اصول رقابت آزاد فعالیت مینماید و به تولید علم و ثروت مشغول میشود، راهی سادهتر را انتخاب نمایند. به یقین بهساد و شرکتهای مشابه نیز باید با درک چنین شرایطی و حفظ چابکی، خود را برای دستیابی به موفقیتهای بیشتر و حل مشکلات موجود آماده کنند.

عرض شود که:
در فرودگاه اهواز هستم و مثل این قحطیزدههایی که تا به حال اینترنت Wi-Fi مجانی در فرودگاهها ندیدهاند مشغول گشت و گذار در اینترنت هستم. امروز جلسه نسبتا خوبی داشتیم، رقبای محترم هم آمده بودند. بعد از ظهر را کلا بیکار بودم. کمی دور و بر کارون و پل نادری پرسه زدم وپس از خریدن مقادیر کمی خرت و پرت تصمیم گرفتم که باقی زمان را در فرودگاه به سر ببرم و از امکانات فضانوردی!واقع در فرودگاه استفاده کرده و امیالم (جمع مکسر Mail) را هم چک کنم.

بیایید در این لحظه شورانگیز دعا کنیم که ماهم مانند بسیاری از کشورهای دنیا از اینترنت با سرعت خوب و قابل قبول در همه امکنه و ازمنه بهرهمند شویم!