آرشیو برای ماه : اسفند, ۱۳۸۷

چهار سال روزنوشت‌ها، حافظه فرهنگ سازمانی بهساد

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که:

سوم اسفند، سال ۸۳ اولین نوشته روزنوشت‌های بهساد نوشته شد. ناگفته نماند که بهساد در سال‌های اول هم یک وبلاگ داشت که مثلا قرار بود ناشناس نوشته شود. به هر ترتیب وبلاگ اولیه بهساد در اثر مسائل فنی و اختلافات آن روزگار که منجر به جدایی یکی از وبلاگ‌نویسان شد. به محاق خاموشی پیوست. اواخر سال ۸۳ بود که تصمیم گرفته شد وبلاگ شناسنامه دار، به نام بهساد منتشر شود. البته چون هنوز هم خیلی موضوع وبلاگ داشتن یک شرکت جا نیفتاده بود، تصمیم بر این شد که روزنوشت‌ها در بلاگر منتشر شود که با مرور زمان ابتدا پیوند و سپس دامنه و پس از آن نرم‌افزار مدیریت وبلاگ نیز به طور کامل به سایت بهساد انتقال یافت. چند روز پیش بود که به اتفاق همکاران در بهساد، آن سال‌ها را و عکس‌های آن را مرور می‌کردیم. به قول خانم رحمانیان، آن موقع فضای بهساد با الآن فرق داشت. نمی‌گویم خوب‌تر بود و یا بدتر، به طور کلی متفاوت و البته کاملا مردانه بود. یعنی به جز مسئول دفتر، هیچ خانمی در بهساد کار نمی‌کرد. این روزها خب اما وضعیت فرق می‌کند و لازم به یادآوری است که از علاقه و عشق ذاتی من به بهساد ذره‌ای کم نشده. به هر جهت احساس می‌کنم که نوشتن وبلاگ(با تمام محافظه‌کاری‌ها و خودسانسوری‌ها) به مثابه حافظه فرهنگ سازمانی بهساد است و علاوه بر ایجاد شفافیت نسبی و انتقال تجربیات به سایرین، فضایی است که می‌توان خارج از چارچوب رسمی وب‌سایـت شرکت حرف زد و به نحوی خارج از کادر بود. در مورد وبلاگ چند تصمیم (تا حدی کبری) گرفته‌ام.

  • قبلا تصمیم (نه چندان کبری) گرفته بودم که دوشنبه‌نوشت‌ها نیز به طور مرتب منتشر شود. نتیجه تصمیم این شد که انتشار مطالب به صورت تقریبا هفته‌ای دو بار صورت گرفت. از امروز تعهد می‌دهم که روزنوشت‌ها حداقل هفته‌ای دو بار به روز شود.
  • خیلی سعی کردم که دیگران را برای نوشتن در روزنوشت‌ها تشویق کنم. متاسفانه این مسئله‌ای بود که خیلی جا نیفتاد. دوست میدارم که بهسادی‌ها(شامل کارکنان و دوستداران بهساد) بیشتر بنویسند. امیدوارم نویسندگان بهسادی روزنوشت‌ها بیشتر شوند.
  • در مورد ترکیب و فضای نوشته‌ها به نظرم می‌رسد جای بازنگری وجود دارد. این‌جا گاهی در مورد مسائل داخلی بهساد نوشته می‌شود، گاه مشتریان و کمی هم در مورد فضای کسب و کار و فناوری اطلاعات. به یقین بازخورد خوانندگان محترم روزنوشت‌ها می‌تواند جهت‌گیری مناسبی را برای ادامه کار ترسیم نماید. به هرترتیب به این نتیجه رسیده‌ام که وجود عکس در روزنوشت‌ها خیلی می‌تواند به انجام وظیفه حافظه فرهنگ سازمانی کمک نماید. انتشار عکس‌ها بیش از پیش ادامه خواهد داشت.
  • کار دیگر بسیار خوبی که یکی از دوستان از مروجان آن بوده‌است، داشتن مرامنامه برای روزنوشت‌ها است. سعی خواهم کرد مرامنامه روزنوشت‌های بهساد را تهیه و به تصویب بهسادی‌ها برسانم.

نکته دیگر این‌که، آنانی که من را می‌شناسند می‌دانند که من اهل تعارف و مجامله نیستم. این‌جا به دور از تعارفات رایج، لازم است تشکر و سپاس قلبی خودم را از تمام خوانندگان محترم روزنوشت‌های بهساد که با لطف زیاد وقت خود را صرف مطالعه نوشته‌ها نموده‌اند ابراز کنم. به یقین نظرات (داخل و خارج از روزنوشت‌ها) این عزیزان، به اصلاح حرکت روزنوشت‌ها کمک شایانی نمودهاست. وجود دوستانی خوب این‌چنین، یکی از انگیزه‌های بسیار مهم هر وبلاگ نویس برای ادامه کار می‌باشد.

تغییر

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

 

امروز این نوشته را جایی خواندم

“کسی که داعیه تغییر دارد، دست کم می بایست تاکنون راهی برای تغییر خود یافته باشد”

بهساد باید راه‌های بیشتری برای تغییر خود پیدا کند، چون داعیه ایجاد ارزش از راه تغییر دارد.

 

 


 

هفته گذشته، هفته مشتریان

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که:

هفته گذشته در حوزه مشتریان بهساد، هفته پر چالشی بود.

  • در سازمان یکی از مشتریان رقابت‌ها و البته جنگ قدرت در سازمان داخلی آن‌ها تاثیرات قابل توجهی بر روی پیاده‌سازی سیستم بهساد داشته‌باشد. عموما در این‌گونه سازمان‌ها اگر یک جناح مدیر پروژه باشد و هدف اجرای پروژه را با هر هدف مقدس و نامقدسی داشته باشد، جناح دیگر سعی می‌کند به هر قیمتی که شده، حتی با شکست پروژه و از بین بردن منابع ومنافع سازمان، مانع موفقیت جناح مقابل خود شود. واقعیتی تاسف بار است، به یقین مدیریت ارشد سازمان در رفع و یا حداقل کنترل عوارض این تنش‌ها نقش قابل توجهی دارد. در این‌گونه موارد به عنوان مدیر و یا گروه اجرایی پروژه سعی کنید موارد زیر را رعایت کنید:
    • ضمن پرهیز از ورود به جنگ داخلی، به طور جدی فضای موجود در سازمان را رصد کنید. منافع شما در گرو حفظ منافع سازمان مشتری است و نه طرفداری از منافع جناح‌ها. این مطلب را دو طرف دعوا باید بدانند که شما وامدار هیچ گروهی نیستید و هدف شما منحصرا اجرای سیستم است.
    • اعتماد مدیریت ارشد سازمان باید جلب شود. مدیریت ارشد سازمان ( که اغلب به گروه‌های داخلی نیز گرایش دارد) به فکر آبروی خود در سازمان‌های بالادستی است. می‌توانید امیدوار باشید که اگر اجرای سیستم برای او اهمیت داشته باشد، او بهترین مدافع شما خواهد بود.
    • به خاطر داشته باشید که گاهی گروه‌ها از شما برای رد و بدل کردن پیام‌های (بخوانید خط و نشان) خود استفاده می‌کنند و گاهی ناخواسته از شما به عنوان جاسوس دو جانبه استفاده می‌شود. حفظ سکوت و پرهیز از بر عهده گرفتن نقش کلاغ خبرچین کاری بسیار عاقلانه خواهد بود.
    • مراقب باشید که از شما به عنوان ابزار تخریب و مقابله با هیچ گروهی نباید استفاده شود.
    • به هر دو جناح به دیده شک بنگرید، اما اجازه ندهید که یک جناح شما را مطلقا نسبت به جناح دیگر بدبین کند، هر چند که از رفتار و وجنات و سکنات آن نیز خوشتان نیاید.
    • این واقعیت را فراموش نکنید که این‌ها اگر گوشت هم‌دیگر را بجوند، استخوان هم‌دیگر را دور نمی‌ریزند و سال‌هاست که به هم عادت کرده‌اند. اما در صورتی‌که لازم باشد، استخوان پیمانکار را دور می‌ریزند. پیمانکار ضعیف‌ترین حلقه این زنجیر است. بی‌سپر شمشیربازی جایز نیست!
  • به تدبیر یکی از سازمان‌های بزرگ و مادر تخصصی، برخی از ارائه کنندگان سیستم‌های مدیریت پروژه که البته بهساد هم یکی از آن‌هاست به ارائه سیستم‌های خود برای زیرمجموعه آن شرکت پرداختند. کاری ارزشمند محسوب می‌شد و قابل تقدیر اما در حاشیه آن مسائلی هم وجود داشت. از جمله:
    • یکی از شرکت‌های ارائه کننده، نسبت به سیستم‌های دیگر طرح ایراد (در قالب سئوال) می‌کرد. فکر می‌کنم که این‌گونه برخورد (هر چند که با بهساد انجام نشد) غیر حرفه‌ای است. اثبات خود با نفی توان‌مندی‌های دیگران امکان‌پذیر نمی‌باشد.
    • برنامه‌ریزی جلسه به نحو خوبی انجام شده بود و مهمتر از همه رعایت نسبی برنامه زمان‌بندی بود.
    • یکی از سازمان‌های اراک هم که به عنوان زیرمجموعه سازمان مادر تخصصی شرکت کرده بودند. نکته جالب این بود که پس از ارائه ما رسیده‌ بودند و در بخش پذیرایی از ارتباط من با شرکت بهساد پرسیدند!
  • دریافت مطالبات یکی از چالش‌‌‌های مهم شرکت‌ها شده است. هر چند که هنوز با مشکل حاد نقدینگی روبرو نشده‌ایم اما مطالبات بسیاری داریم که جذب آن‌ها با مشکلات زیادی همراه است. واقعا چه می‌شود کرد؟ فردا قرار است با یکی از بزرگترین بدهکاران شرکت جلسه داشته باشیم. تا چه پیش آید و چه در نظر افتد.

مشتری گرایی!

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شودکه :

پارسال برای خرید کتابهای عید به یک سایت خرید کتاب مراجعه کرده بودم که پس از یک روز وقت گذاشتن، تمام زحمات من را هدر دادند، بعدا به عنوان یک مشتری ناراضی به مدیرعامل محترم آن شرکت نامه نوشتم، که البته عذر خواهی کردند ( و نه جبران) می توانستند جبران کنند. می شد بگویند که ما برای وقت شما ارزش قائلیم، این کار نشد، چون قاعدتا در ایران هستیم و مشتری گرایی…

امسال با توجه به اینکه من اصولا آدم خوشبینی هستم بازهم به سایت آنها مراجعه کردم. خیلی زود با خطا مواجه شدم، خوشبختانه پشتیبانی Online موجود بود، از این نظر نقطه امیدی محسوب میشد. بقیه ماجرا مربوط میشود به چت بین من و مسئول پشتیبانی سایت، لطفا خودتان قضاوت فرمایید!

من: Fatal error: Maximum execution time of 30 seconds exceeded in C:\Inetpub\vhosts\…\httpdocs\main\index.php on line 3

من: واقعا سایتتون مشکل داره

مسئول پشتیبانی سایت: خیر - الان داریم روی سرور کار میکنیم که این پیغام را میگیرید

من: من پارسال هم برای خرید با سایت شما خیلی مشکل داشتم

مسئول پشتیبانی سایت: اون پارسال بود و الان امساله

من: مهم اینه که از نظر من سایت شما، هر وقت به اون مراجعه کردم، مشکل داشته

مسئول پشتیبانی سایت: دیگه شاید شانس شما اینه

من: من پارسال با____صحبت کردم، قول دادن که دیگه مشکلی وجود نداشته باشه

من: اما….

مسئول پشتیبانی سایت: الان هم مشکلی وجوئ نداره

مسئول پشتیبانی سایت: یعنی هیچ مشکلی

من: پس شما به این چی می گید ؟

من: Fatal error: Maximum execution time of 30 seconds exceeded in C:\Inetpub\vhosts\…\httpdocs\main\index.php on line 3

من: ما بهش می گیم مشکل

من: شما اسم جدیدش را به من بگید

مسئول پشتیبانی سایت: سرویس اینترنت شما مشکل داره و داره کش میکنه

مسئول پشتیبانی سایت: الان ۱۰۹ نفر دارند در سایت کار میکنند

من: اینو به کسی بگید که خودش توی کار توسعه وب نباشه

مسئول پشتیبانی سایت: و سرور هم هیچ خطایی نشان نمیده

مسئول پشتیبانی سایت: ممکنه آن زمانی که ما سرور را ریست کردیم شما وارد سایت شدید و الان کش شده روی سیستمتان

مسئول پشتیبانی سایت: کنترل اف۵ را با هم بزنید مشکل برطرف میشه

من: تجارت الکترونیک تو ایران یک طنز بزرگه

من: فکر کنم از این کارها بلد باشم

مسئول پشتیبانی سایت: برای شما شاید

من: آره، ما به این طنز می خندیم

مسئول پشتیبانی سایت: ولی برای ما خیلی هم جدیه و همینطور برای مخاطبانمان

من: پارسال هم که عملکرد سایتتون را دیدم

من: حتما یادتون هست

من: پارسال هم براتون جدی بود ؟

مسئول پشتیبانی سایت: برای همین است تغییرات اساسی دادیم

مسئول پشتیبانی سایت: همواره برای ما جدی است

من: پس چرا اینقدر مشکل داشتید ؟

مسئول پشتیبانی سایت: شما ناراحت چی هستید من نمیدانم

مسئول پشتیبانی سایت: داشتیم و الان نداریم

من: ناراحت اینکه چه در سایت …، و چه در سایت … دات کام، همیشه error وجود داره

مسئول پشتیبانی سایت: ما به … کاری نداریم انجا مسئول خودش را داره و ما مسئول … هستیم

من: …و …هر دو مربوط به سازمان …هستند.. نیستند ؟

من: و مسئول هر دو هم …

مسئول پشتیبانی سایت: اگر اینقدر خودتان را آگاه از مسائل فنی میدانید میتوانید به سایتهای تست مراجعه کنید و ببینید که از شهریوذر تا حالا فقط …۳ دقیقه دان بوده

من: و احتمالا از بدشانسی من، یکی از همین سه دقیقه ، همین چند لحظه پیش بوده…

من: دان بودن سرور یک مسئله هست، کار نکردن دیتابیس، وصل نبودن، تایم اوت و … خطای برنامه مسائل دیگری هستند

مسئول پشتیبانی سایت: الان دان نیوده همانطور که گفتم سرور در حالت میتننس بوده که شسما وارد شدید

مسئول پشتیبانی سایت: دیتابیس هم بدون هیچگونه تاخیر به همراه سرور در حال سرویس دهی بوده

من: پس همین میشه که من گفتم…. یعنی معیارعملکرد سایت شما را نمی شه با دان بودن آن مقایسه کرد

مسئول پشتیبانی سایت: پس فنی نیستید

من: شاید هم شما معیار فنی بودن چیز دیگه ای تعریف می کنید

مسئول پشتیبانی سایت: بجای این تعارفات میتوانید از سیستم استفاد ه کنید

من: فعلا من یک مشتری هستم که قاعدتا باید همیشه حق با من باشه و راضی بودن من هم قاعدتا باید برای شما مهم باشه ، که نیست

مسئول پشتیبانی سایت: اگر هم واقعا مشکلی مشاهده کردید ما در خدمتیم

من: ممنون

مسئول پشتیبانی سایت: خیر همیشه نه - فقط درصورت منطقی بودن

مسئول پشتیبانی سایت: ضمنا همیشه نمیشود ۱۰۰% مشترسان را راضی نگه داشت ولی میشه ۹۹% را راضی نگه داشت - بعضی افراد هموره منفی هستند و کاری نمیشود کرد

مسئول پشتیبانی سایت: موفق باشید

من: من همیشه منفی نیستم

من: اما از پارسال که یک روز کامل من را هدر دادید، این موضوع برای من سابقه منفی شد

من: پارسال من ۷۰ کتاب انتخاب کرده بودم که به خاطر عملکرد شما، تمام اطلاعات سبد من از بین رفت

من: و امسال هم واقعا می ترسم که نکنه مشکل پارسال به وجود بیاد

مسئول پشتیبانی سایت: شما بجای این یک ربعی که وقت گذاشتید و بحث کردید حتی بعد از انکه به شما گفتم مشکلی نیست و میتوانید از سایت استفاده کنید ولی باز همان حرف خودتان را تکرار کردید- خودتان باشید بجای ما ، چه تصوری از طرف مقابل میکنید؟

من: من کار خودم را می کنم.. شما اگر نگران وقت من هستید، در مقابل از بین رفتن یک روز کامل من حرفی بزنید

من: چه تضمینی وجود دارد واقعا

مسئول پشتیبانی سایت: یعنی شما از صبح تا حالا در سایت ما بودید

مسئول پشتیبانی سایت: ؟

من: پارسال بله

من: یک روز کامل در سایت شما بودم

من: هفتاد کتاب انتخاب کرده بودم

من: و آماده خرید

مسئول پشتیبانی سایت: یک بار گفتم اون پارسال بود و الان امساله

مسئول پشتیبانی سایت: از پارسال تا حالا ۳ بار سایت بازنویسی شده

مسئول پشتیبانی سایت: و الان هیچگونه مشکلی وجود ندارد

من: یعنی هنوز در مرحله استقرار هستید ؟

مسئول پشتیبانی سایت: اگر دقت میکردید خیلی راحت به تغییرات پی میبردید

من: انشاالله اینطور باشه که شما می فرمایید

من: تغییرات همیشه برای خود برنامه نویس مهم هست. نه کاربر

مسئول پشتیبانی سایت: باز هم تکرار میکنم بجای بحث بیهوده میتوانید با خیال راحت به خریدتان بپردازید

من: again Fatal error: Maximum execution time of 30 seconds exceeded in C:\Inetpub\vhosts\….com\httpdocs\main\index.php on line 3, this is not real Caching problem

من: bz i have seen it more than so many other pages

مسئول پشتیبانی سایت: دوست عزیز شما واقعا ما را گرفتید و یا اینکه بنوعی فعالیت میکنید که چنین خطایی را میگیرید و یا اینکه سرعت اینترنتتان بسیار کند است - چون من الان ۵۰ بار برازر را رفرش کردم و هیچ خطایی مشاهده نشد

من: i dont know

من: but you know that if my internet speed is low, it wont cause error in your site, at that time , i will get my own error message , not yours

من: I dont like to disturb you.. but your site has problem…..

من: خود دانید…من بیشتر از این چیزی نمی گم ، مثل ۹۵% مشتریان ناراضی که هیچ وقت شکایت نمی کنند….

من: خدانگهدارتون باشه

مسئول پشتیبانی سایت: بله میدانم ولی در نهایت ممکن است بدلی سرعت بسیار پایین و باز کردن بیش از ۱۰ الی ۱۵ صفحه برازر اختمال دادم چنین خطایی را بگیرید که این حالت در تمامی سایتهای اینترنتی درصورتیکه سرعت اتصال کاربر به اینترنت پایین باشد پیش می اید

مسئول پشتیبانی سایت: موفق باشید


زمانی برای شرکت‌های شهرستانی

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که:

از امروز صبح در مورد مطالبی فکر می‌کنم که باید امروز بنویسم. همیشه وقتی در وبلاگ‌های دیگرم می‌نویسم، کمی از نظر نوشتن دچار مشکل می‌شوم. یک جور مثل این می‌ماند که بخواهی زبان برنامه‌نویسی را که با آن کار می‌کنی، تغییر دهی. به هر حال موضوعات مختلفی را مد نظر دارم برای نوشتن:

  • شهرستانی‌ها بجنبید: وقت آن رسیده که شرکت‌های شهرستانی در مدل کاری خود تغییرات اساسی ایجاد کنند. به خصوص شهرستان‌های درجه دو مانند اراک و یزد و سایرین. هفته گذشته در جلسه‌ای بودم با یکی از مشتریان بزرگ تهرانی، مناقصه‌ای برگزار کرده‌بودند برای GPS که یک شرکت یزدی در آن با دو سوم قیمت برنده شده بود. احساس می‌کنم که سازمان‌های موجود در تهران هم کم کم به منافع خود واقف می‌شوند و به این نکته مهم پی می‌برند که شرکت‌های شهرستانی با سربار بسیار پایین‌تر از شرکت‌های تهرانی، می‌توانند منافع آن‌ها را تامین کنند. نکته مهم این است که در مورد بسیاری از کالاها و صنایع این مسئله کاملا جا افتاده است. مثلا، صنایع فلزی در اراک، صنایع نساجی در یزد، صنعت غذایی در آذربایجان و … هر یک از جایگاه بسیار محکمی برخوردار هستند و جای آن دارد که صنعت و فناوری اطلاعات نیز با توجه به امکانات ارتباطی و کار راه دور (هر چند با مشکلات زیاد) توسعه خود را در شهرستان‌ها پی بگیرد. کاش مسئولان و متولیان هم در کنار امور بسیار مهمی که دارند، به این غیر متمرکز نمودن امور اقدام می‌کردند. (البته فعلا که انتخابات است و مملکت تا ۲ سال تعطیل!- یک سال برای جمع کردن بساط قبلی‌ها و یک سال برای پهن کردن بساط بعدی‌ها) شرکت‌های شهرستانی نیز البته باید به شخصیت حرفه‌ای خود بهای بیشتری بدهند و با درک قوانین نوشته شده و نانوشته بازار، خود را برای رقابتی واقعی آماده کنند. فراموش نکنیم که بسیاری از کارشناسان خوب شرکت‌های تهران، همان بچه شهرستانی‌هایی هستند که بعد از اتمام دانشگاه، به دلیل نبود شغل در شهرهای کوچک خود، جلای وطن کردند و مشکلات زندگی در تهران را به جان خریدند.
  • در مورد بازار بهساد، اتفاقات مهمی در حال انجام است. اگر اوضاع به همین منوال پیش برود، در سال ۸۸ مشکلات بازاریابی، به مشکلات پشتیبانی (فنی، اداری و مالی) که البته تا حدی نیز مبتلا به آن هستیم تغییر شکل می‌یابد.
  • هنوز منشی و مسئول دفتر نداریم. انصافا جذب مهندس کامپیوتر ساده‌تر از جذب منشی خوب است. کاش ایده‌آل گرایی را در این زمینه کم کنیم تا شاید توفیقی حاصل شود

گرچه با مشکل ریالی جدی روبرو نیستیم، اما بازهم پرداخت بدهی مشتریان با مشکل روبرو شده‌است. یکی از آن‌ها که رسما بچه‌ شده‌اند و به نامه‌ها و تلفن‌های بهساد پاسخ نمی‌دهند. سیاست ماهم فعلا فشار است. شب عید است و هزار جور خرج و مخارج!

پ-ن : دوستان در نوشته‌های قبلی، اشاره نموده‌بودند که روزنوشت‌های بهساد با مرورگر کروم گوگل بالا نمی‌آید.من موضوع را با آخرین ویرایش مرورگر گوگل امتحان کردم، به نظر نمی‌رسید مشکلی وجود داشته باشد. اما در مورد اینکه نوشته های روی لینک‌ها در فایرفاکس مشکل دارد، هنوز نتوانسته‌ام کاری کنم. ضمن اینکه این مشکل با مرورگر مایکروسافت نیز وجود دارد. به دلیل اینکه بخش فنی بهساد شدیدا درگیر هستند، هنوز موضوع را به آنها ارجاع نکرده‌ام، اگر راهی به نظر شما می‌رسد لطفا بفرمایید.

آیا موفق بوده‌ایم؟

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

دیروز و چند روز پیش مشغول مطالعه اسناد برنامه‌ریزی استراتژیک بهساد بودم. اهداف برنامه پنج ساله که در سال ۱۳۸۲ تدوین شد و اهداف برنامه‌ کلان که برای آن تدوین کردیم. اعتراف می‌کنم که در سال‌های ۸۴ و ۸۵ علیرغم تذکرهایی که من دادم هیچ‌گونه توجهی نه تنها به برنامه پنج ‌ساله که به موضوعی به نام استراتژی نیز نشد و حالا که در پایان برنامه پنجساله بهساد هستیم به نظر میرسد که به طور خوشبینانه به کمتر از ۵۰% آرزوهایمان رسیدهایم. اینکه کلمه آرزو را به جای هدف بهکار میبرم به این دلیل است که برنامه پنج ساله قبلی را نه بر اساس واقعیتها و روابط علت و معلولی که بیشتر بر اساس آرزوهایمان و به مصداق ضربالمثل آرزو بر جوانان عیب نیست، بنا نموده بودیم. به یقین بخشی از عدم تحقق کامل آرزوها به تبیین (و نه تدوین) بسیار خوشبینانه (و حتی دور از واقعیت) آنها بر میگردد و بخش بسیار مهمتری به کم تعهدی مدیریت در مقابل آن آرزوها. باور دارم اگر در طی آن سالها زمانی هر چند اندک را (نه از سهم پروژهها که از زمانهای تلف شده خود) به استراتژی و خط مشی دسترسی به اهداف اختصاص میدادیم، امروز وضعیت بسیار بهتری داشتیم. البته عوامل دیگری را نیز مانند بلوغ سازمانی باید مد نظر داشت. ضمن اینکه موضوع دیگری را که باید لحاظ کنیم، شرایط زمانی و مکانی بهساد بوده است. به یقین بهساد یکی از موفقترین ( و شاید تنها) شرکتهای نرمافزاری استان مرکزی بودهاست که البته در مقایسه با شرکتهای کشوری، جایگاه آن نیاز به بررسی دارد. اما بهانهام از این نوشته این بود که تصمیم (خیلی کبری) گرفتهام به طور جدی برنامه استراتژیک بهساد ۹۰ را تدوین کنیم. در راستای تدوین برنامه و اهداف بهساد ۹۰ قطعا باید اهداف جزئی تری مانند بهساد ۸۸ را در نظر داشت که این مدت مانده تا آغاز ۸۸ را به آن اختصاص خواهم داد.

این روزها، در تلاش و در تلاش

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که:

در پی یک فعالیت شدید و شب نخوابی و رانندگی مریض شده‌ام. فردا را باید به ماموریت بروم. این روزها طبق معمول شدید هستم و برخلاف تصمیم کبری که گرفته بودم، مشغول تحلیل و طراحی سیستم! اعتراف می‌کنم کاری سخت و در عین حال لذت بخشی است. فعلا حجم کارها زیاد شده و باید فکری به حال آن‌ها کرد!