عرض شود که:
چند روز پیش بود که نرمافزار رهیاب همراه ۸۷ را خریدم، نرمافزار بسیار خوبی است، خدا خیرشان دهد، زحمت کشیدهاند و نرمافزاری را تهیه کردهاند که نفع اول آن به مردم میرسد. امروز به ذهنم رسید که بد نیست در مورد کرک شدن نرمافزار هم تحقیقی داشته باشم. متاسفانه این نرمافزار هم به صورت قفلشکسته در اینترنت فراوان است و جماعت ایرانی! با ادعای ۲۵۰۰ سال تمدن و فرهنگ و تاریخ از یک طرف و اعتقاد به دین و کتاب و معاد از طرف دیگر، این دزدی علنی را رواج میدهند. البته من قصد و احتمالا صلاحیت پرداختن به بعد شرعی موضوع را ندارم. اما موضوع از جهت اقتصاد فناوری اطلاعات قابل اهمیت است. با دزدی نرمافزار ایرانی:
- پول، سرمایه، عمر و زحمات و تحصیلات چند فارغالتحصیل را به هدر میدهیم؟
- جلوی اشتغال چند نفر را میگیریم؟
- چقدر باعث ناامیدی شرکتها در توسعه محصولات جدید میشویم؟
- چقدر باعث از بین رفتن شرکتهای ایرانی میشویم؟
- چقدر باعث نا امیدی دانشآموختگان از کارآفرینی میشویم؟
وجود فرهنگ پذیرفته شده دزدی نرمافزار(البته ایرانی)، موید این موضوع است که شرکتهای ایرانی نه تنها در تجارت با دولت ( Business to Government) با مشکلات جانفرسایی از طرف کارفرمایان خود روبرو هستند، بلکه با رویکرد به بازار عمومی و مردم (Business to Customer) نیز از اقبال چندانی برخوردار نیستند. و با مشکلتوسعه نیافتگی و جهان سومی بودن روبرو هستند.
به بهانه دو نوشته از وبلاگ خوب آقای غانم زاده و نقدی بر آن تصمیم ( بدون کبری) گرفتم که من هم درباره هزینه های تاسیس یک شرکت به خصوص در زمینه نرم افزار چند کلمه ای بنویسم. ما بهساد را بدون حتی یک ریال سرمایه نقدی شروع کردیم. فکر می کنم، ایده تاسیس یک شرکت مبتنی بر توانمندی های فردی موسسان آن، در بسیاری از موارد بدین صورت شکل می گیرد. اعتراف می کنم، در این گونه موارد زمان استقرار و تثبیت یک شرکت، کمی بیش از حد لازم آن میشود. اما اگر دقت کنیم، دقیقا این زمان لازم است که یک متخصص فنی نیز به یک مدیر سطح متوسط تبدیل شود.
- به نظرم می رسد که آقای غانم زاده موضوع را در زمانی دیده اند که فعالیت شرکت بسیار جدی و در سطح بازاریابی گسترده می باشد. در حالیکه اصل صرفه جویی در هزینه های در نوشته ایشان به هیچ وجه دیده نمی شود. ایشان خیلی تشریفاتی فکر می کنند و این خلاف اصول کارآفرینی است. لازم است که صحبت های استاد خوبم پروفسور برناسکنی را یاد آور شوم که می گفت: یک کارآفرین هیچ وقت، به بهترین هتل نمی رود، هیچ وقت در First Class هواپیما سوار نمی شود، هیچ وقت پول صرف تشریفات بیش از حد نمی کند، او خود و پول خود را وقف کسب و کار خود خواهد نمود.
- در مورد دفتر بستگی به شهر شما دارد، ما در سه ماه اول فعالیت دفتر نداشتیم، چاره ای نیست که اولین پیش دریافت خود را صرف دفتر کنید. به شما اکیدا توصیه می کند در این مورد به یک دفتر بسیار کوچک قناعت نکنید، کمی دفترتان بزرگ باشد، هم در آینده مشکل کمی برای توسعه خواهید داشت و هم اینکه دفتر شما باعث تحقیر شما نخواهد شد.
- هزینه ثبت توسط ایشان بین ۲۵۰ تا ۶۰۰ هزار تومان دیده شده. بعید می دانم کل هزینه های ثبت (صرف نظر از نشان تجاری) به بالای ۱۰۰ هزار تومان برسد، این رقم برای بهساد در ۷ سال پیش حول و حوش ۷ هزار تومان شد.
- هزینه کامپیوتر: تا حدی درست دیده شده. اما با یک صرفه جویی مناسب می توان آن را تا ۶۰۰ هزار تومان کاهش داد. لزومی به مانیتور LCD ۲۲ اینچ نیست. یک مانیتور CRT صد هزار تومانی هم کار راه انداز است. بعدا با قوی شدن بنیه مالی شرکت می توان آن را ارتقا داد. نهایتا یک مانیتور ۱۷ LCD را می توان قابل قبول دانست. فعلا کامپیوتر خانه را به دفتر منتقل کنید و پول زیادی خرج نکنید، تا اطلاع ثانوی شما در دفتر کار خود زندگی خواهید کرد و نیازی به کامپیوتر در منزل ندارید.
- شبکه بی سیم هم هزینه زا است و هم پیکربندی امنیتی آن هزینه های زیادی خواهد داشت. به شبکه باسیم و بسیار کم هزینه اکتفا کنید.
- چاپگر لیزری رنگی ؟ آیا به فکر هزینه های شارژ آن هستید ؟ فعلا صرف نظر کنید. با ۲۰۰ هزار تومان دو دوستگاه پرینتر لیزری سیاه و سفید و جوهر افشان رنگی کار راه انداز است.
- با دستگاه چند کاره شدیدا مخالفم. این دستگاه های چند کاره هیچ کاره هستند. مشکل فاکس با یک دستگاه فاکس مودم ده هزار تومانی و یک اسکنر پنجاه هزار تومانی حل می شود. الکترونیک فکر کنید! ضمن اینکه مسئله ای به نام آرشیو هم نخواهید داشت.
- Laptop لازم است. اما فعلا می توانید از مدل های ارزان قیمت مانند Accer و یا Fujitsu استفاده کنید. همان کاری را می کنند که Sony انجام می دهد.
- با هزینه های Hosting و اینترنت تا حد زیادی موافقم. برای بهساد هم از سرویس های خوب و گران استفاده کردیم. اما Host ارزان و با کیفیت هم هست. می توانید Radcom.ir را امتحان کنید.
- در مورد مبلمان اداری البته می شود کمی ارزان تر شود. همه می دانند تازه شروع کرده اید. لازم نیست حتما جنس گران بخرید. کمی در بازار بگردید، جنس ارزان و شیک زیاد است. برای ویدئو پروژکتور ، در ابتدا از سیستم کرایه و امانت استفاده کنید. پرداخت هزینه آن به شما فشار می آورد.
- در مورد کتاب ، مشخص نفرموده اند که هزینه ماهیانه است یا سالیانه، به هر حال توصیه من این است تا می توانید از ebook ارزان و زبان اصلی استفاده کنید. مجله البته هزینه ای ندارد و اقدام کنید. کتب فارسی در حوزه نرم افزار وقت و پول شما را تلف خواهد کرد.
- در مورد هزینه پرسنل که حرفی نیست. اما تصور کنید که شرکا، در ابتدا تنها کارمندان شرکت هستند. این واقعیت را قبول کنید که تا ۲ سال ابتدای کار شرکت هیچ درآمد و حقوقی نخواهید داشت و تمام درآمد شرکت باید صرف خود شرکت شود. منشی را حداقل تا ۶ ماه و آبدارچی را برای مدت نامعلوم فراموش کنید
- سرمایه در گردش!؟ بی خیال!
- هزینه های شرکت داری کاملا درست است.
- سر و ته آشپزخانه را می توان با ۳۰۰ هزار تومان جمع و جور کرد. گاز رومیزی نهایتا با ۲۰ هزار تومان قابل خریداری است. چای ساز و هزینه های آن سنگین است. فعلا به قوری و کتری اکتفا کنید تا بعد که پول دار شدید.
- با هزینه بازاریابی و تبلیغات موافقم، اما به نظرم کم دیده شده، سالی ۵۰۰ هزارتومان فقط برای تبریک عید کنار بگذارید، هزینه سکه و سررسید و قالیچه هم بستگی به حجم پروژه هایی دارد که قصد گرفتن دارید.
- هزینه های حمل و نقل را جدی بگیرید.
- سعی کنید که غذای همکاران به صورت یک جا تامین شود. برای آن به ازای هر نفر روزی ۲۵۰۰ تومان در نظر بگیرید.
- من با بخش عمده نوشته های آقای شایان شلیله موافقم، اما در مورد فعالیت بدون دفتر و بدون مالیات در سه سال اول چیزی نشنیده ام. ضمن اینکه اعتقاد دارم باید از فعالیت های مجازی به سرعت فاصله گرفت. مردم زمانی شما را جدی می گیرند که شما خود را جدی گرفته باشید.
عرض شود که:
عرض شود که در راستای تغییر جهت بهساد از ارائه خدمت به سوی محصول گرایی، به پیشنهاد خانم نجفی، در کنفرانس بینالمللی!؟ مدیریت بازاریابی شرکت کردم. ۷ سالی بود که در هیچ کنفرانسی شرکت نکرده بودم. حتی در کنفرانس مدیریت استراتژیک پروژهها که مقاله هم داشتم، فقط مقاله ارائه کردم و سریع بازگشتم. اما این دو روز علاوه بر فراغت نسبی که از شدت روزگار داشتم، آشنایی خوبی با سرفصلهای بازاریابی پیدا کردم. آخرین بار که دورههای آموزشی مربوط به بازاریابی را طی کردهبودم مربوط بود به دوره HTMDP. اما گویی موضوع نسبت به چهار سال پیش فرق داشت. به این نتیجه رسیدم که شرکت در کنفرانس به درد وقتی میخورد که آشنایی کافی در زمینه مبحث وجود ندارد! در کنار تمام مزایای کنفرانس برخی مطالب را میتوان به عنوان نقد کنفرانس مطرح نمود
- با این کلمه بینالمللی! خیلی مشکل دارم. آیا به دلیل وجود ۲ و یا ۳ سخنران خارجی که اکثریت قریب به اتفاق آنها نیز به صورت ویدئو کنفرانس ارائه میشود میتوان نام بینالمللی به یک کنفرانس نسبت داد؟ این کنفرانس در کدام تقویم سمینارهای بینالمللی جهان ثبت شدهاست ؟ چند نفر شرکتکننده خارجی بدون دعوت و با علاقه شخصی در آن شرکت نمودهاست؟ چند موضوع جهانی در این سمینار مطرح شد؟ من باور دارم زمانی میتوان نام بینالمللی را برای یک کنفرانس به کار برد که واقعا مخاطب بینالمللی داشته باشد. پرهیز از اغراق میتواند ما را با نقاط ضعف خود بیشتر آشنا کند.
- رسوخ دیدگاه بازار مآبی در مسائل علمی به شدت نگران کننده است. اینکه بسیاری از سخنرانان، شنوندگان را به چشم مشتریان آتی ببینند و نه دانشپژوهانی که برای درک و کسب مطالب علمی و کاربردی آمدهاند، به نظر من تا حد زیادی ناپسند است.
- مطالب بیان شده و کارگاههای آموزشی از عمق تخصصی پایینی برخوردار بود. مثلا در یک کارگاه آموزشی که برای موضوع فرصتیابی شرکت کردم، ۸۰% مطالب در مورد اصول بازاریابی بود و فقط ۱۰% مطالب به فرصتیابی اختصاص داشت( ۱۰% هم سایر مطالب). در حالیکه فکر میکنم این نسبت باید کامل برعکس میشد.
- بدیهی است که یکی از مسائل مهم که این روزها گریبانگیر همه صنایع و بخشها شده است، تعدد حضور شرکتها و مدعیان آن حوزه است. این مسئله در حوزه خدمات که نسبت به تولید نیازمند سرمایه کمتری نیز میباشد بیشتر مشهود است. کاش یک مرکز معتبر و درست حسابی وجود داشت تا به ارزیابی فنی و کیفی این شرکتها میپرداخت.
به هر ترتیب باید از نظم قابل قبول و زحمات دوستانم در گروه آریانا برای برگزاری این کنفرانس تشکر کنم و هدف از نقدهای مطرح شده را لزوما اصلاح و بهبود امور میدانم و بیان آنها چیزی از صلاحیتها و شایستگیهای این دوستان کم نمیکند
اما در حاشیه کنفرانس:
- در سالن کنفرانس به طور شدید اینترنتلازم شدهبودم. نه خبری از Wi-Fi بود و نه حتی یک کافینت مانند ساده. این یک فاجعه تکنولوژیک را نشان میدهد که با حضور این تعداد از مدیر و کارشناس، هنوز اینترنت به عنوان یک نیاز محسوب نمیشود. به راستی اینترنت هنوز هم وسلیه تفریح و تفنن است در کشور ما.
- شرکت سنایچ هم یک غرفه داشت برای تبلیغ هویج پرتقال! بسیار نوشین و گوارا بود. توصیه میکنم شما را به نوشیدن آن
در راه بازگشت به اراک برف زیادی گرفته بود. مسیر دو و نیم ساعته تهران-اراک را در هفتونیم ساعت بازگشتم.
عرض شود که همانطور که در نوشته قبلی گفتم در مسافرت کاری به سر می برم. امروز به همراه تیم اجرایی یکی از مشتریان برای بازدید از سیستمهای مشابه و تکمیلی یکی از شرکت های استانی رفته بودیم که انصافا سابقه زیادی در استقرار سیستم داشتند. از خصوصیات قابل توجه اینکه ۱۲ سال است که سیستم ها را توسعه داده اند و به نحوی آدم یاد خانه خانم وینچستر می افتد. سبک های مختلفی از معماری را دارند و هر نوع نرم افزاری را که بشود نوشت. اما عجیب یاد خودم افتاده بودم که گاهی در جلسات گیر می افتم. از رفتار خودم خوشحال نیستم. زیاد به سیستم ایراد گرفتم. پیمانکار هم دلایل و توجیهاتی را می آورد که نوعا درست بود. اما دست و پا زدنش را با تمام وجود حس می کردم.
عازم سفر هستم، بازهم کاری و البته جنس این سفر بازاریابی نیست. بیشتر حالت مقایسه تطبیقی دارد در یکی از سازمانهای مشابه مشتری خود ما که سیستم مشابهی را اجرا کرده اند. خیلی اتفاقی در کمتر از ۱ ساعت همه چیز جور شد. کمی هم برنامه ها را به هم ریخته ام. حالا تا ببینیم چه می شود.
جناب آقای افشار محبی در نوشته قبلی اینگونه مطرح کردهاند :
” اگر فضولی نباشد خیلی دوست دارم بدانم این «تکنولوژی به کارگرفته شده در پروژههای شرکت» چیست و معیار یک شرکت خارج از تهران برای این موضوع چه میباشد.”
در پاسخ به این دوست عزیز نامهای برای ایشان نوشتم که بخشهایی از آن را منتشر میکنم:
البته که فضولی نیست. استفاده درست از SOA و طراحی و پیادهسازی بانک اطلاعاتی که بتواند ۷۰ Tb اطلاعات را با سرعت خوب در یک پروژه ملی مدیریت نماید. از نمونه های این تکنولوژی میباشد. نحوه طراحی و پیادهسازی سیستم یادشده نیز به صورت مقاله، تالیف شد که به عنوان یکی از ۲۴ مقاله برگزیده سومین همایش فناوری اطلاعات و ارتباط انتخاب شد. (بند ۲۱) .
خوشحال و سپاسگزار خواهم شد اگر راجع به درستی این تصور من، دوستان نظرات خودشان را بفرمایند.
عرض شود که:
تا چند سال پیش درک من این بود که بهساد از نظر توانایی تحلیل سیستم در سطح بسیار خوب، از نظر تسلط بر مفاهیم طراحی و پیادهسازی پایگاههای اطلاعاتی در سطح خوب و از نظر توانمندی تکنولوژیک در حد متوسط (ولی قابل قبولی) قرارداد.پیش از آن یکی از مسائلی را که همواره با دکتر طرح میکردم این بود که بهساد، عملا یک شرکت مهندسی صنایع میباشد که در حوزه فناوری اطلاعات فعال است. ایرادی ناگریز بود، هم مهندسین صنایع معمولا پا در هر کفشی میکنند و هم اینکه دانشآموخته بومی نرمافزار هم به ندرت پیدا میشد. در همان سالها درصدد بهبود این مشکل برآمدیم و خوشبختانه با همکاری دوستان مستعد و علاقمند الآن میتوانم با افتخار بگویم که از نظر تسلط به فناوری توسعه نرمافزار در جایگاه بسیار خوبی قرارداریم و به جرات میتوان گفت که بهساد از این نظر یکی از شرکتهای برتر (و البته تا حدی گمنام) کشور محسوب میشود. این روزها از تکنولوژی به کارگرفته شده در پروژههای شرکت احساس غرور میکنم و از همکاران خوبم برای این پیشرفت نهایت تشکر را دارم. اما موضوع مهمتر این است که هنوز از نظر متدولوژیک و مدیریت پروژه تولید نرمافزار دارای اشکالاتی هستیم. متاسفانه رعایت زمانبندی در پروژهها، اگر رعایت شود(که تاحدی هم رعایت میشود) بر اساس اهتمام فردی و نه بر پایه متدولوژی مدیریت پروژه صورت میگیرد. از نظر تحلیل سیستم نقاط قابل بهبود زیادی وجود دارد و اعتراف میکنم که در یکی دو سال گذشته حوزه مهندسی صنایع بهساد نه تنها پا به پای حوزه مهندسی نرمافزار رشد نکرده که اگر این روال ادامه پیدا کند از آن عقب خواهد افتاد. معتقدم که برنامهریزی منابع انسانی بهساد باید از شتاب و جدیت بیشتری برای بهبود این وضعیت صورت گیرد.
همانگونه که مشخص است مدتی است که به فکر تغییر پوسته وبلاگ هستیم، پوسته قبلی با Internet explorer سازگاری نداشت، چندتایی را هم عوض کردیم که با Firefox مشکل داشتند. تا اینکه رسیدیم به این پوسته که البته این هم خالی از اشکال نبود. نتیجه اینکه با آقای نیکمهر در پایان وقت اداری هر روز وقت میگذاریم روی اصلاح پوسته. که البته پوسته با اصلاحات انجام شده را هم در اختیار عموم قرار خواهیم داد. فعلا مشغول به روزرسانی و رفع مشکلات آن هستیم. اگر موردی دارای اشکال پیدا کردید، لطفا تذکر بفرمایید تا در اصلاحات پیش رو لحاظ شود.
امروز خوب بود. روز کارهای کارشناسی. احساس میکنم که کارهای کارشناسی به خصوص آن کارها که نیاز به مطالعه و گشت و گذار در مقالات مختلف دارد روح آدم را جلا میدهد. گفتگو ندارد که آخر شب موقع رفتن به خانه رمق از ذهن رفته است. اما در مقابل بد نیست به کارهای مدیریتی نیز نگاهی بیندازیم. روزهایی که کار مدیریتی انجام میدهم، از نظر روحی بسیار خسته میشوم. روزی که مجبور هستیم گاهی در آن دروغ بگوییم. پیشنهادهای مختلف را بررسی کنیم و به مسائل داخلی نیز بپردازم. در پایان این روزها، کمتر از نظر جسمی و ذهنی خسته میشوم ولی از نظر روحی کسل و خسته میشوم. اعتراف میکنم کارهای مدیریتی از جذابیت خود نیز برخوردار است. شاید مشکل اینجاست که کمتر بر اساس مدیریت علمی میشود کار کرد و یا شاید من بلد نیستم بر اساس اصول مدیریت علمی کار کنم. این است که اگر بخواهم امتیاز بدهم ۶۰% تمایل من برای انجام کار کارشناسی و ۴۰ درصد تمایل من برای کار مدیریتی است. در حالیکه در عمل ۱۰% اوقات من صرف امور کارشناسی، ۴۰% صرف امور مدیریتی و مسائل مرتبط با کارآفرینی، ۲۰ درصد اتلاف قانونی برای عدم تمرکز بین کارها و ۳۰ درصد اتلاف وقت و ناکارآمدی دارم. خیلی دردناک است. فکر میکنم که باید با بهرهوری بیشتری کار کرد.