به اتفاق آقای نیکمهر در مسافرت کاری به سر میبریم. طبیعی است که دیگر تهران مسافرت محسوب نمیشود و فعلا در کافینت هتل مشغول وبلاگیدن هستم. چندتایی هم عکس گرفتیم. فردا جلسه دموی سیستم مدیریت پروژه بهساد را داریم که امیدوارم نتیجه بخش باشد. دموها افزایش یافته و فعلا با برخی سازمانها مشغول مذاکره و گفتگو هستیم. تا ببینیم نتیجه چه میشود. این سیستم فروش محصول سختیهای خاص خود را دارد که در سیستم پروژهای وجود نداشت. مثلا دیروز یکی از شرکتها پیمانکار سیستم مدیریت پروژهاشان را آورده بودند. همان پیمانکاری که ۴ سال است که هنوز نتوانسته سیستم را اجرایی کند. خلاصه اینکه۱۰ نفری میشدند که ریختند سرمان و تا توانستند ایراد بنیاسرائیلی از سیستم گرفتند. نزدیک بود جوش بیاورم. به هر ترتیبی بود آتشفشان خشم من در مقابل دریایی از آرامش خاموش شد.
عرض شود که :
- هفته آرامی داشتیم، تقریبا بیشتر پروژهها به اتمام رسیدهاند. این است که معطوف شدهام به ساختارهای اداری و مالی بهساد. از آنجا که در شرف حرکتی بزرگ در بهساد در جهت گسترش بازار و توسعه بهساد هستیم به نظر میرسد وجود وضعیت فعلی، نمیتواند به عنوان چارچوب مالی و اداری یک شرکت بزرگ باشد. تصمیم کبری گرفتهام که این ساختارها را با دقت و البته نوآوری بیشتر مورد مطالعه و تغییر قرار دهم.
-یک نقص بسیار جدی در انتخاب، جذب، تربیت و نگهداری منشی و مسئول دفتر داریم. بیشترین تغییر نیروی انسانی بهساد، در این حوزه بودهاست که علیالقاعده باید کمترین تغییر در آن وجود داشته باشد. به یقین بر اساس اصل مترقی سرزنش خود پیش از سرزنش محیط، مقصر اول در این رابطه من هستم. فکر میکنم که در بسیاری از انتخابها از روز اول دچار اضطرار و یا در مواردی فشار اطراف میشوم.این اضطرار معمولا وقتی پیش میآید که یک مدت زیاد را به وسواس گذراندهام. حتی مثلا در مورد نامخانوادگی منشی که اعتقاد دارم باید به نحوی باشد که گفتن و یادداشت آن در تلفن میسر باشد( شاید چون این مشکل تا حدی در مورد نامخانوادگی خودم و حتی نام بهساد وجود دارد، بیش از حد حساس شدهام) مشکل دوم این است که به طور کلی سطح انتظارم از مسئول دفتر بسیار بالا است و کمتر پیش میآید که حوصله کنم تا یک نیروی تا حدی مطلوب تربیت شود. این حوصله در بخش فنی بهساد وجود دارد و نتایج خوبی نیز به باور آورده است. ایراد سومی که به من وارد است این است که به طور کلی فقط حوصله کار کردن با افراد دارای ضریب هوشی بالا را دارم. یکی از مسائلی که همگان در مورد من از آن رنج میبرند این است که کمتر حوصله توضیح دادن کافی در مورد مسائل و کارها را دارم. اما بعد از زدن سوزن به خودم، نوبت زدن جوالدوز به اجتماع رسیده است. اعتقاد عمیق دارم که جامعه ما با یک بحران عمیق در زمینه اشتغال روبهرو است. مدرک گرایی بیپشتوانه علمی و فنی یکی از بلایای بزرگ جامعه امروز شدهاست که نمونههای خرد و کلان آن به راحتی دیده میشود. وجود بحران بیکاری از یک طرف و تصور اشتباه در مورد سهولت شغلهایی مانند منشیگری، اپراتوری، ویزیتوری و فروشندگی… باعث شده که بسیاری از دانشآموختگان بیکار به خصوص در رشتههایی که بازار کار کمتری دارند، به اینگونه مشاغل روبیاورند. این تقاضای کاری بالا باعث شده که میزان حقوق و مزایای این مشاغل به شدت پایین باشد. باور دارم که اشتغال یک دانشآموخته غیر مرتبط در شغلی که از ریزهکاریهای بالایی برخوردار است، در صورتیکه به آن شغل علاقه نداشته باشد گناه کبیرهای است که نه کارفرمایان و نه کارجویان نباید به آن ارتکاب بورزند. چرا که از یک طرف بیعلاقگی و از طرف دیگر حقوق و مزایای پایین و احساس از بین رفتن ۴ سال از عمر که به تحصیل مواردی دیگر اختصاص داشته است، باعث بیانگیزهگی و کاهش کارآمدی شدید میشود. من این ناکارآمدی را غیر قابل بخشش میدانم چون بر اساس غفلتهای بزرگی به وجود آمده است. در ابتدا سعی داشتیم که به نحوی با افزایش میزان حقوق، و انتخاب دانشآموختگان دانشگاههای بهتر، افزایش کارآمدی را شاهدباشیم. اما متاسفانه جواب خوبی نگرفتیم، چون فقط دو پارامتر را تغییر داده بودیم و بقیه پارامترهای موثر تغییر نیافته بود. فکر میکنم که وجود علاقه و جدی گرفتن هر کار اولین و مهمترین عنصر رشد و پیشرفت میباشد. امیدوارم که اینبار بتوانیم با کشف عنصر علاقه و جدیت در هنگام مصاحبه، به گزینه خوب و پایداری در این مورد دست یابیم.
عرض شود که:
-خیلی تعطیلات زیاد شدهاند، یادم نمیآید که در این مدت هفت سال تا این حد به تعطیلات پرداخته باشیم. این بود که همگان تمایل داشتند که این جمعه، کاری محسوب شود که شد.
- هفته آینده، برنامه شرکت در نمایشگاه را داشتیم که متاسفانه علیرغم برنامه ریزی انجام شده، به هم ریخت.
-چیزی که این روزها خیلی به آن فکر میکنم، پدیده نامیمون فساد مالی و اداری و بخش مهمی از آن به عنوان رشوهخواری و باجخواهی است که متاسفانه در فضای جامعه ما به شدت رواج یافته است. دوست دارم که فعالیتهایی(منحصرا فرهنگی و اینترنتی) را برای مبارزه با این فاجعه اقتصادی شروع کنم. اگر راهحلی و یا پیشنهادی برای آن دارید، لطفا به نشانی avaj بر روی بهساد نامه بنویسید و یا در بخش نظرات قید بفرمایید.
-بازاریابی ادامه دارد، مشکلات مالی تا حد زیادی حل شدهاند، برخی تغییرات در سیستم اداری در حال طراحی است و همه چیز در حال پیشرفتن است.
- دوست عزیزی در نوشته قبلی نظری دادهاند و در مورد نرمافزار مدیریت پروژه بهساد پرسیدهاند. جهت اطلاع این خوانند عزیز عرض شود که اطلاعات کلی در مورد نرمافزار را میتوانید از اینجا مطالعه نمایید. اگر اطلاعات بیشتری خواستید، لطفا هر گونه صلاح دیدید، اطلاعات تماس خود را در اختیار همکاران بهساد قرار هید تا با شما ارتباط برقرار شود. یک نسخه زنده از نرمافزار هم در اینترنت فعال است که در صورتی که تمایل داشته باشید، میتوانید بعد از هماهنگی به صورت آزمایشی از آن استفاده نمایید.
عرض شود که میخواستم ادامه آسیب شناسی را بنویسم، چون موضوع مربوط به حوزه سیاستگذاری میشد ترجیح دادم با دقت و حوصله بیشتری بنویسم. بدهم نیست که خیلی روزنوشتهها به صورت گزارش تحلیلی نباشد. این بود که موضو ع دیگری را در نظر گرفتم. همانگونه که قبلا توضیح دادهبودم
به اتفاق شرکت دوست و برادر مددباختر در نمایشگاه جانبی کنفرانس بینالمللی برق شرکت کرده بودیم. هدف اصلی از حضور، ارائه نرمافزار ساخته شده مدیریت کیفیت و فرآیندها بود که به طور مشترک توسط دو شرکت مددباختر و بهساد تولید و ارائه شدهاست. اما همانگونه که در نوشته قبل نیز بیان شد، حضور توامان دو شرکت همکار برای من از ارزشی مضاعف برخوردار بود که میتواند راهگشای حرکتهای بعدی در بازار باشد. گرچه حضور بهساد در رویدادهای مهم صنایع کشور از جمله کنفرانسها و نمایشگاهها با رویکرد جذب مشتری بیشتر صورت میگیرد، اما در کنار این هدف، این رویکرد میتواند بهساد را از یک نهاد تخصصی و خدماتی به یک نهاد تخصصی تجاری تبدیل کند. تعامل با مشتریان جدی و فهیم، یادگیری از شرکتهای با سابقه، شناسایی رقبا و همچنین تقویت جایگاه نام بهساد، نتایج مستقیم حضور در چنین مجامعی میباشد.
در حاشیه نمایشگاه:
- -برخورد نگهبانها و مجموعه کارکنان پژوهشگاه نیرو بسیار محترمانه و عالی بود. به طور کلی مشکلی از نظر رفت و آمد و نقل و انتقال وسایل وجود نداشت.
- -سالن برگزاری نمایشگاه بسیار سرد بود و وسیله گرمایشی نیز در آن بر خلاف قول مسئولان نصب نشد.
- -تا به حال، اینگونه ضرب العجل، هیچ کاری را انجام نداده بودیم. از لحظه تصمیم در نمایشگاه تا حضور در نمایشگاه فقط ۲ روز طول کشید. تقریبا بسیاری از کارها نیز بینقص انجام شد.
- -بر خلاف نمایشگاه قبلی، اینبار حضور خانمها در غرفه مددباختر-بهساد پر رنگ بود. به خصوص روز آخر که کلا غرفه توسط خانمها اداره میشد.
- - با غرفههای همسایه روابط حسنهای برقرار شد و تبادلات مختلفی صورت گرفت. نقش مددباختر-بهساد در این زمینه به عنوان صادر کننده آبجوش و هات چاکلت و … بارز بود.
و این هم برخی از عکسهای نمایشگاه و توضیحات مربوطه:
به اتفاق خانم مکینژاد و خانم نجفی به نمایشگاه رفته بودیم که زحمات زیادی کشیدند.

این هم نمایی از غرفه

آقای مهندس علی آبادی معاون محترم وزیر نیرو و آقای مهندس بهزاد، مدیرعامل محترم توانیر هم از غرفه مددباختر-بهساد بازدید کردند و توضیحات مکفی در حد وقت محدود ارائه شد.

نرمافزار مدیریت پروژه بهساد، مورد استقبال برخی از مراجعه کنندگان قرار گرفت.

آب سرد/گرم کن غرفه به دلیل سردی بیش از حد هوا در سالن نمایشگاه مورد استقبال بیشتر سایر غرفه داران قرار گرفت که خود باعث تبادلات فرهنگی با سایر غرفه داران محترم نیز گردید.
عرض شود که:
نسبت به سهلانگاری خیلی حساس هستم. دیروز پس از تحمل یک عنصر خاطی، کنترل خودم را شدیدا از دست دادم. خیلی دردناک است که شخصی که در تمام مدت از گیج بودنش در عذاب بودهای و بدیهیترین مسائل را اشتباه میکرده است. بخواهد سوء استفاده کند.
اما اشتباه و گناه من این بود که نمیبایست آرامش سایر همکاران خود را که ارزش زیادی برای تک تک آنها قائل هستم، برهم بزنم. از این بابت از تک تک همکاران خوبم عذر خواهی میکنم. بیدلیل نیست که از حضرت علی(ع) نقل است که به هنگام خشم، نه تنبیه، نه تصمیم، نه دستور.
در ادامه بخش اول که به موضوع پشتیبانی علمی اختصاص یافته بود. بخش دوم آسیب شناسی، به موضوع پشتیبانی صنفی اختصاص دارد.
در مورد پشتیبانی صنفی به نظر میرسد که این پشتیبانی در سطح استان مرکزی در حد صفر وجود دارد. عامل اصلی در بروز چنین شرایطی نبود نهاد صنفی حامی در گذشته و بیتجربگی و برخی از مشکلات دیگر در سازمان نظام صنفی رایانهای استان مرکزی میباشد. به طور مشخص هیئت رئیسه نظام صنفی ابتدا با انحصارگرایی و دشمن تراشی در داخل و خارج از نظام صنفی، مانع استفاده از توانمندیهای موجود گردید و زمانی نسبت به فراخوان توسعه مدیریت اقدام نمود که روند ناصواب گذشته، درخت نوپای نظام صنفی را در استان خشک نموده و نه خبری از تاک بود و نه تاکنشان. گناه نابخشودنی این آقایان، صدمات جدی به فناوری اطلاعات استان وارد نمود که به راحتی قابل جبران نمیباشد. نبود حمایت صنفی از واحدهای فعال در استان باعث شدهاست که این واحدها در مقابل سازمانهایی مانند اداره امور مالیاتی، سازمان کار و امور اجتماعی و سازمان تامین اجتماعی که گاه به فعالان حوزه اقتصادی به عنوان دزد زالوصفت و انگل اجتماع نگاه میکنند و به طور اختصاصی درک کمی از حوزه فناوری اطلاعات دارند. کاملا بیدفاع باشد. همسان پنداشتن کارگر و دانشگر(Knowledge Worker) در اداره کار و استفاده ناآگاهانه از قوانین در شوراهای تشخیص و هیاتهای حل اختلاف، ناشناخته بودن و تایید نشدن برخی هزینههای مرتبط با فناوری اطلاعات در حوره مالیاتی، نبود حمایت صنفی را در جهت آگاهی بخشی به نهادهای دولتی به سادگی مشخص میسازد. اما روی دیگر سکه، بیهویتی صنفی فعالان حوزه فناوری اطلاعات در استان میباشد. عدم بهرهگیری از امکانات رفاهی مشترک مانند تورهای تفریحی، اماکن ورزشی و …، نبودن نهادهایی مانند تعاونی مسکن و مصرف، نبود نشستهای تخصصی و صنفی جهت هماندیشی و تبادل و تضارب آرا و افکار و عدم وجود بسیاری حرکتهای صنفی باعث شده است که هویت صنفی واحدهای فناوری اطلاعات استان از سایر اقشار هم رده مانند مهندسین عمران و پزشکان و در مواردی از نانوایان و قصابها نیز کمتر باشد. البته نباید در این میان از توسعه نیافتهگی فرهنگی فعالان حوزه نیز غافل شد که در جای خود قابل بحث و بررسی است.
عرض شود که:
مدتهاست که نه به بازار اراک و استان مرکزی فکر میکنیم و نه برایم دیگر اهمیتی دارد که وضعیت فناوری اطلاعات در استان به چه سمت و سویی میرود. اینکه عزیزی در جلسهای پیشنهاد کرد که در جهت تدوین طرح جامع فناوری اطلاعات با استانداری همکاری داشته باشیم، بهقدری رد این پیشنهاد برایم بدیهی بود که حتی لحظهای در مورد آن شک نکردم.
با اینحال از آنجا که در نوشته قبلی قول داده بودم که در مورد وضعیت فناوری اطلاعات در استان مرکزی بیشتر بنویسم و هنوز ذرهای از احساس مسئولیت در مقابل آن را حس میکنم. سعی میکنم نوشته را در چند بخش با رعایت کمی خودسانسوری و برخی مسائل دیگر بنویسم.
متاسفانه برآورد حرکت چندجانبه فعالان و مصرفکنندگان، سیاستگذاران و پشتیبانان حوزه فناوری اطلاعات در استان مرکزی در حد صفر است. به منظور سادهسازی بیان مسئله، ابتدا هر یک از اجزای تشکیل دهنده این ساختار به اختصار مورد بررسی قرار گرفته و سپس با استفاده از رویکرد سیستمی به بررسی تعاملات آنها خواهیم پرداخت
نوشتنی زیاد دارم. امروز به دلیل بازدید یکی از مدیران کارفرما از بهساد مجبور شدم نمایشگاه را نیمه کاره بگذارم و به اراک بازگردم. البته با حضور خانم مکینژاد و خانم نجفی خیالم راحت است. گزارش نمایشگاه و حواشی آن را در روزهای بعد خواهم نوشت. یکی از دوستان شفیق در مورد جلسه استانداری مرکزی در مورد فناوری اطلاعات استان تلفنی چیزهایی گفت. فرصت نشد که کامل صحبت کنیم. اما حدس میزنم که دوباره همکاران ما بحث عدم حمایت (حتما از نوع صدقهای) را مطرح کردهاند و مسئولین محترم هم قول حمایت دادهاند و در آخر به این نتیجه رسیدهاند که فناوری اطلاعات بسیار مهم است! شاید هم قرار است درهای استان را ببندند تا همصنفیهای ما بتوانند آزادانه و در پایین ترین سطح کیفی فعالیت کنند. من به طور کلی از فناوری اطلاعات در استان مرکزی نا امید هستم. یاد یک فیلمی افتادم که در آن بیان میشد که سرخپوست خوب یعنی سرخپوست مرده! من هم همین تعبیر را در مورد فناوری اطلاعات استان مرکزی مرکزی به کار میبرم. باور دارم که فناوری اطلاعات در استان مرکزی در وضعیت بسیار خوبی قرار دارد. به این معنی که این فناوری در استان مردهاست و با معجزه هیچ امامزادهای هم زنده نخواهد شد. در اینباره کمی باز خواهم نوشت.