آرشیو برای ماه : مهر, ۱۳۸۷

کیفیت و دیگر هیچ

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

اگر که نیمه دوم سال ۸۷ را به عنوان ۶ ماهه کیفیت بهساد معرفی کنیم، ره به خطا نبرده‌ایم. پس از سال‌ها که مهندس صنایع بودنم (آن‌هم از نوع سنتی) را فراموش کرده‌ام، بار دیگر این روز‌ها به فکر مفاهیم کنترل کیفیت آماری هستم. نمودارهای SPC، منحنی‌های پذیرش، پارتو و … مفاهیمی هستند که این روز‌ها زیاد در ذهن من مرور می‌شوند. به راستی برای بهبود کیفیت نرم‌افزار ، علاوه بر به‌کارگیری استانداردها و ابزار معرفی شده، چه باید کرد؟ باور دارم که مدیریت پروژه و مدیریت کیفیت دو چالش مهم بهساد در سال ۸۷ هستند که باید به طور جدی در دستور کار قرار بگیرند. هم برای مسئله کیفیت، هم برای سایر مسائل دیگر شدیدا به مهندس صنایع احتیاج داریم. البته نه مهندس صنایعی که شبیه بقیه مهندس‌های صنایع بی‌سوادی که داشتیم، نه از نرم‌افزار سر در بیاورد و نه از کار خودش. اعتقاد دارم که مهندسی صنایع فقط یک پوسته‌ بدون محتوی است که می‌تواند به خیلی از مسائل شکل دهد. اما اگر از محتوی خالی باشد، حتی دیگر دانش مهندسی صنایع نیز کاربردی ندارد. یکی از اشکال‌های دیگر مهندس‌های صنایع این است که حد اندازه را رعایت نمی‌کنند. مثلا پس‌فردا می‌خواهند در بهساد به اندازه Microsoft سیستم کیفی تعریف کنند. این یعنی هزینه به‌علاوه شکست پروژه و بدتر شدن وضعیت حتی نسبت به روز اول.

در هر صورت منتظر مهندس صنایع نمی‌مانم، ارتقای کیفیت محصول در بهساد، یک موضوع مهم است که به هیچ وجه از آن کوتاه نمی‌آیم.


 

مشکلات فنی روزنوشت

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که به دلیل برخی مشکلات فنی که در Wordpress وجود داشت، مجبور به نصب مجدد نرم‌افزار شدم. متاسفانه وقت کم آوردم و الآن باید به تهران عزیمت کنم.

برخی از مشکلات کماکان در روزنوشت ها باقی مانده ، از جمله عکسهای و  راست چین و چپ چین شدن و تاریخ و …

ضمن عذر خواهی از مشکلات به وجود آمده، انشاءالله مشکلات حداکثر تا پایان روز دوشنبه حل خواهد شد.

فساد اداری و فضای کسب و کار

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که همه کسانی که در فضای کسب و کار آزاد فعالیت می‌کنند، حتما با مسائلی مانند رشوه خواهی و باج خواهی روبرو بوده اند. من هم مثل همه! گرچه اعتراف می کنم که درصد بسیار بالایی از مشتریان بهساد، از سلامت اخلاقی برخوردار بوده و هستند.

اخیرا بنا بر بررسی سازمان جهانی شفافیت که یک مرجع معتبر در زمینه بررسی فساد مالی در کشورهای جهان است. با کمال تاسف رتبه ایران از ۷۸ در سال ۲۰۰۳ ، به ۱۴۱ در سال ۲۰۰۸ نزول پیدا کرده است(یعنی ۶۳ رتبه سقوط در عرض ۵ سال)، پایینتر از کشورهایی مانند لیبریا، گابن، رواندا و فلسطین !

بدیهی است که فساد و رشوه خواری و فقر به نابسامانی ها و فجایع انسانی زیادی در بسیاری از کشورها می انجامد.

تاسفی که هر ایرانی در رابطه با مطالب مستند یاد شده دارد، قابل اغماض نیست. درک اینکه هر چه فساد اداری بالاتر باشد، سهولت کسب و کار از درجه پایین تری برخوردار است، می تواند در توصیف فضای کاری و سهولت کارآفرینی شرکتهایی مانند بهساد که می خواهند سالم زندگی و کار کنند، غمی سترگ را در ذهن متبادر میسازد.

مدیریت مستندات و نامه نگاری

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

 

قرار بود، همکاران بهساد در تهران، گزارشی را آماده کنند تا برای کارفرمای محترم ارسال کنیم. امروز که به دفتر کار آمدم دیدم گزارش حاضر شده و مقدمه ای خطاب به من نیز دارد به این مضمون:

جناب مجید خان، بعضی از قسمت های این متن که خالی گذاشته شده اند از گزارش قبلی (بنا به صحبت خانم علی اکبری که فایلش را در اختیار نداریم و در نت بوک محترم شما قرار دارد) و برخی دیگر از قلب سرشار از عطوفت جنابعالی قابل برداشت می باشد که عاجزانه تقاضامندیم تکمیل فرمایید.

فکر کردم که وقت آن رسیده که سیستم مدیریت اسناد یکپارچه ای را برای شرکت روی یک Host مشترک ایجاد کنیم، اما واقعیت از اینترنت و شبکه های ارتباطی ایران می ترسم!

سازمان نظام صنفی رایانه‌ای استان مرکزی

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

image

امروز بعد از مدتها سر زدم به وب سایت سازمان نظام صنفی استان مرکزی، حال و روزی داشت همچون خود نظام صنفی، اصولا همه کارهایمان باید به هم بیاید. این وب‌سایت هم برازنده همان سازمان است. باید به آقایان دست مریزاد گفت که به این خوبی سازمان را از بین بردند. حالا هم افتاده‌اند به صرافت اینکه امور را اصلاح کنند. حضرات وقتی دنبال رای‌سازی و تقسیم منافع! کمیسیون‌ها بودند، آیا فکر می‌کردند چنین به روز نظام صنفی بیاورند که دیگران قدرت باز ایستادن نداشته باشد ؟

بهساد و کیفیت و سایر مسائل

نوشته شده در قسمت : انتقاد از خود, روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که، در یکی دو هفته گذشته چند مورد عدم رعایت کیفیت محصول و اشتباه در بهساد مشاهده کرده‌ام که نسبت به آن‌ها زنگ خطر هم به صدا در آمده. نرم‌افزار با لوگوی یک مشتری، برای یک مشتری دیگر نصب می‌شود و چند مورد شبیه به آن. پیش و بیش از اینکه بخواهم دیگران و همکاران زحمت‌کش بهساد را در مورد این خطاهای به وجود آمده مقصر بدانم، به طور رسمی اعلام می‌کنم که اولین مسئول بروز اشتباهات در بهساد من و در مرحله بعد هیات مدیره شرکت می‌باشد. اگر سازمان و فرآیند به درستی تعریف شود. اگر آموزش لازم برای کارکنان وجود داشته باشد، اگر نظام حقوق و دستمزد، کاملا بر مبنای عملکرد طراحی و اجرا شود و نهایتا اگر فرآیند اصلاح اشتباه در شرکت وجود داشته باشد، بروز اشتباهاتی ‌این‌چنین به حداقل خواهد رسید. جای آن دارد که مدیران بهساد، به جای و یا حداقل در کنار برخوردهای خشن مدیریتی، به اصلاح طراحی سازمان و فرآیندها نیز اقدام کنند. البته ضعف فرآیندی در این زمینه به منزله مجوز بروز اشتباه از طرف سایرین نمی‌باشد. ایراد من به جای خود، ایراد دیگران هم به جای خود. هر نفر در هر موقعیت سازمانی باید ایرادات خود را ببیند و به آن‌ها اعتراف کند و در حد توان و تفکر خویش نسبت به اصلاح آن‌ها اقدام نماید. باور دارم که حفظ آرامش و حرکت اصلاح‌طلبانه در همه ابعاد شرکت، راه ارتقا و پیشرفت را هموار می‌سازد.

اما هرچقدر بهساد ایراد داشته باشد که دارد، نمی‌توان از نکات مثبت و توانمندی‌های آن، چیزی نگفت، وجود همکارانی سخت‌کوش و معتقد، از جمله ویژگی‌هایی است که من همیشه در ذهنم به آن افتخار می‌کنم. به قول معروف، عیبش جمله بگفتی، هنرش نیز بگو. مشتریان مختلف بارها به من یادآور شده‌اند که بهساد از همکاران بسیار خوبی برخوردار است. نمونه‌اش، خانم مهندس مکی‌نژاد است که موجب مباهات بهساد نزد یکی از مشتریان بالقوه شرکت گردید. تعهد کاری بالا، تعامل بسیار خوب با مشتری و مهم‌تر از همه توان بالای ارائه مطلب مواردی بود که نمی‌توان نسبت به آن‌ها بی‌اهمیت و بی سپاس بود. شاید به همین دلیل بود که آقای مهندس صفایی به من می‌گفت که قدر خانم مکی‌نژاد را بدانم.

اما در کنار مسائل داخلی، بد نیست که بگویم در عرصه بازاریابی، نوار موفقیت‌های بهساد ادامه دارد. اخیرا یک قرارداد جدید معماری اطلاعات منعقد کرده‌ایم که دکتر به عنوان مدیر پروژه، فعالیت پروژه را شروع کرده است.روند پیش رو به نحوی است که به نظر می‌رسد. مشکلات بازاریابی رو به کاهش می‌باشد.

کار بیشتر، صمیمیت بیشتر…

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : hamed

در طی دو ماه گذشته تیم فنی بهساد درگیر یک پروژه پیچیده و فشرده بود که البته از حساسیت و موارد جدید زیادی هم برخوردار بود، روزهای پر کاری با وجود موفقیت هایی که به همراه دارند طبعا خستگی های خاصی را به دنبال خواهند داشت. ولی در هر حال همکاران محترم با جدیت و پشتکار پروژه را به پیش می برند و بر خلاف معمول پروژه ها، پروژه ما مطابق زمانبندی پیش می رود و حتی تاخیرات ناشی از دیرکرد کارفرما در تحویل مدارک فنی توسط تیم تعدیل گردیده و کم کم به روز می شوند.

البته ما هم به جبران ساعات طولانی کار و تعطیلات کاری شده این مدت و با همکارها برنامه هایی چیدیم که کمی از حال و هوای کار رباتی خارج بشویم، به اتفاق یک شب به شهربازی رفتیم گرچه از دستگاه ها زیاد استفاده نکردیم و اینقدر دیر به فکر شام افتادیم که همه رستوران ها تعطیل شده بود ولی در مجموع شب خیلی خوبی بود، متاسفانه عکسی از آن شب ندارم چون قرار بود سر شام عکس بگیریم که نشد

روز یکشنبه گذشته “هفدهم” تولد خانم رحمانیان بود که باز هم با کمک همکاران جشن مختصری برگزار کردیم. که عکس دست جمعی همه حاضرین را مشاهده می فرمایید

خانم رحمانیان از همکاران خوب ما هستند که در حال حاضر به دور از خانواده در خوابگاه مقیم هستند و البته مسلما تلاش ما برای برگزاری این جشن تولد و جمع همکاران جای خالی خانواده را برای ایشان پر نکرد ولی امیدوارم مثل من خاطره خوشی از این جشن برای ایشان باقی مانده باشد.

این روزها و دغدغه های من

نوشته شده در قسمت : ارتباط با مشتريان, انتقاد از خود, روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که:

- هفتمین ماه مبارک رمضان هم در بهساد رسید. بساط خوب افطاری در بهساد به رونق گذشته برقرار است با دو تفاوت، تفاوت اول اینکه امسال  از بربری تازه و داغ خبری نیست و دیگر اینکه برای خرید افطاری از سیستم Random استفاده می شود. البته قضاوتی در مورد خوب بودن و یا بد بودن این تفاوت ها ندارم.

- نظام صنفی رایانه ای جلسه گذاشته بودند. با اینکه صبح یادم بود که عصر جلسه است، عصر که رسید به طور کلی فراموش کرده بودم بروم. به اعتقاد من باید گاهی اجازه داد یک مریض محتضر، زودتر راحت شود. آن موقع که ما داد و بیداد می کردیم، حضرات تکروی می کردند و این هم نتیجه تکروی آقایان.

-یکی از همکاران که این طرف و آن طرف داعیه مشتری شناسی و روابط با مشتری دارند، از ارائه خدمات لازم به یک مشتری بهساد به طور واضح بازماندند. من اعتقاد دارم که مشتری گرایی یک فرهنگ است و با حلوا حلوا هم دهان شیرین نمی شود. سهل انگاری این همکار ما باعث شد که شخصا از مشتری عذر خواهی کنم. اینکه نرم افزار با پیکربندی دیگر، برای مشتری نصب شود و هیچ کس حواسش نباشد که آن را چک کند، از نظر من فاجعه ای است که به سادگی نمی توان از کنار آن گذشت. هر اصلاح فرآیندی هم که داشته باشیم، جای مسئولیت پذیری را نمی گیرد.

- امروز TFS-Server در بهساد با مشکل روبرو شد، ساعتها روی آن وقت گذاشتیم ، جواب نداد که نداد. با اینکه قرار بود که پس از ۴ هفته، جمعه تعطیل باشد، مجبور هستیم که جمعه را به طور شدید کار کنیم.

-قرار است پروژه معماری جدیدی را شروع کنیم، رسما قصد دارم از ایفای نقش در تمام پروژه ها جدا شوم. کارفرما قصد دارد گربه را در حجله بکشد. از الآن که خیلی سخت گرفته اند. امیدوارم سیاست جدا شدن من از پروژه های تخصصی بهساد، در این پروژه نیز به نتیجه برسد.

-پروژه برنامه ریزی استراتژیک بهساد فعلا متوقف است. اصلا از این وضعیت راضی نیستم. این امر در بلند مدت آثار سوئی خواهد داشت. همانطور که ضعف برنامه ریزی بلند مدت در سال ۸۳ و ۸۴ منجر  به بروز بحران کاری و مالی در سال ۸۶ و اوایل سال ۸۷ گردید.

- افزایش تعداد همکاران به تدریج ادامه دارد. هنوز در بازاریابی و کادر تخصصی آن مشکلات جدی داریم. فعلا هر کس، هر کاری از دستش بر می آید انجام می دهد. از دغدغه های مهم من برای گروه بازاریابی، تخصص آن ها می باشد. فعلا که بچه های تولید، جای خالی نیروهای تخصصی در بازاریابی را پر می کنند. دستشان درد نکند. اما فشار تولید هم اصلا کم نیست. این راه حل در بلند مدت جواب نمی دهد. تا به حال نتیجه خوبی از رشته های علوم انسانی در بازاریابی نگرفته ام. مشکل این جاست که بهساد هنوز هم یک سازمان کاملا تکنیکی است و کارکرد یک مهندس نرم افزار در بخش بازاریابی، ارزش محسوب نمی شود. در مورد خودم هم باید اعتراف کنم که شیوه بازاریابی رابطه ای من ، بیشتر در مورد پروژه کاربرد دارد تامحصول نرم افزاری ، شاید برای همین است که هر جا خواسته ام نرم افزار بفروشم، آخر به پروژه ختم شده. باید روش ها را تغییرداد. ضعف رویکردهای راهبردی باعث می شود که در بازاریابی زیاد کج و معوج حرکت کنیم.

- اوایل هفته ، تولد خانم مهندس رحمانیان بود. من که تهران بودم، اما همکاران بهسادی، مراسم ساده و موقری برای ایشان گرفته بودند، که قرار بود که آقای نیک مهر عکس های آن را در وبلاگ منتشر کند. نمی دانم چه شد؟! این امر در پی اعتراض خانم ها برای انتشار انحصاری عکس آقایان در وبلاگ بهساد قرار بود صورت بگیرد. لازم است که من هم سالگرد تولد ایشان را تبریک بگویم و آرزو کنم که بتوانیم سالهای سال برای ایشان در بهساد جشن تولد بگیریم.

- پروژه تهران کند پیش می رود، با سرعت خاص مشتری آن، رسما نامه اعتراض آمیز زده ام . نمی شود زیاد فشار آورد. ماه مبارک هم مزید بر علت شده است، از طرف دیگر،  رفت و آمد بین تهران و اراک در ماه مبارک برایم سخت است. فعلا آن را کنترل می کنم.

- با تمام انتقادهایی که مطرح کردم، خوشبختانه درصد بالایی از مشتریان، از عملکرد  بهساد رضایت دارند. پروژه شمص مطابق با برنامه زمانبندی به پیش میرود. در پروژه تهران نیز کارفرما از نتایج کار راضی است. یکشنبه در مورد عملکرد بهساد با آنها جلسه داریم.رسما از آنها خواهش کرده ام که با رویکرد انتقادی در جلسه حضور داشته باشند.

- قرار است به زودی جشن بهساد برگزار شود. در مورد تاریخ و زمان آن تا حدی مردد هستیم. در ماه مبارک و یا بعد از آن. جشن با تاخیر به مناسبت هفت سالگی بهساد و تعاملی نزدیک و صمیمانه مشتریان با یکدیگر و بهسادی ها.

اینترنت

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

چند روزی بود که اینترنت کند همیشگی هم قطع بود و افتاده بودیم به dial up . دکتر می گفت اینترنت در ایران بیشتر یک ابزار تفننی است تا ابزار کاری، بیشتر برای چت و اخبار و از این کارها کاربرد دارد. فکر که کردم دیدم پر بیراه نمی گوید.

اینترنت

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

چند روزی بود که اینترنت کند همیشگی هم قطع بود و افتاده بودیم به dial up . دکتر می گفت اینترنت در ایران بیشتر یک ابزار تفننی است تا ابزار کاری، بیشتر برای چت و اخبار و از این کارها کاربرد دارد. فکر که کردم دیدم پر بیراه نمی گوید.