آرشیو برای ماه : اردیبهشت, ۱۳۸۷

یک استثنا به نام هپکو

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که :

  • همیشه وقتی با همکاران بهسادی صحبتی می‌کردیم، به این نتیجه می‌رسیدیم که در بین مشتریان بهساد در اراک، شرکت هپکو یک استثنا است. شرکتی که به فناوری اطلاعات به عنوان یک سرمایه‌گذاری نگاه می‌کند و آن را هزینه نمی‌بیند. وقت زیادی صرف آن می‌کند و مدیریت آن به توسعه سیستم‌های اطلاعاتی تعهد بالایی دارد و این تعهد را می‌توان در صرف بودجه ، وقت و تفکر برای توسعه سیستم‌ها و رفع چالش‌های مرتبط به خوبی مشاهده نمود. پس از خصوصی شدن هپکو نیز همواره یکی از دغدغه‌های اساسی ما، ادامه روند قبل است که آیا مدیریت جدید روال قبل را ادامه می‌دهد و یا خیر. الآن که حوزه بازاریابی خود را در سطح کشور گسترش داده‌ایم به این نتیجه رسیده‌ایم که نه تنها هپکو در اراک یک استثنا بوده است، بلکه یکی از انگشت شمار سازمان‌هایی در سطح کشور به شمار می‌رود که توانسته به توفیق بالایی در توسعه فناوری اطلاعات دست‌یابد. این موفقیت نتیجه تعهد مدیریت، سخت کوشی و سلامت اخلاقی مدیران میانی و برون‌سپاری صحیح و تعامل و تعهد پیمانکاران توسعه سیستم آنها بوده است. جالب توجه اینکه بهساد نیز تنها شرکت فناوری اطلاعات استان مرکزی بود که همکاری وسیعی با شرکت هپکو داشت. متاسفانه فرهنگ مرکزگرایی در کشور باعث شده بود که نه تنها دیگران که حتی دوستان شرکت هپکو و خود ما نیز از موفقیت نسبی به دست آمده غافل باشیم.
  • گرچه تصمیم کبری (به معنی بزرگ) گرفته بودم که از نظام صنفی چیزی ننویسم اما برگزاری آتی مجمع عمومی سازمان در هفته آینده باعث شد که کمی ذهنم مشغول این موضوع از یاد رفته شود. شاید تواضع و فروتنی اکثریت هیئت مدیره و شاید هم عدم اطلاع رسانی آن‌ها (به واسطه شوق خدمت‌رسانی و مشغولیت بیش از حد) باعث شده که من از زحمات و نتایج تلاش‌های این عزیزان خبر موثقی نداشته‌باشم هر چه فکر می‌کنم بیشتر به این نتیجه می‌رسم که از کوزه همان برون تراود که در اوست!
  • به توصیف همواره، شدید شده‌ایم. تلاش برای گسترش بازار و پاسخگویی به نیازهای پشتیبانی مشتریان فعلی، مسائل ساختمان و مشکلات نقدینگی، روزگار پر صبر و تحملی را برایمان رقم زده‌است. صبر بر ادامه تلاش‌ها و تحمل ناملایمات.

شمص تامین

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که :

یک مدتی است که با شرکت شمص تامین در حال همکاری هستیم. عمده فعالیت‌ها متمرکز بر طراحی و پیاده سازی سامانه مدیریت کارت است که در بهساد با زحمات آقای مهندس نیک‌مهر و سایر دوستان و همکاران در حال انجام است. در سایر بخش‌های کار هم آقای بیات و الهی کار متعهدانه‌ای را ارائه می‌دهند. کار با شرکت شمص ، در نوع خود کاری لذت بخش محسوب می‌شود. نبودن آزار و اذیت و فرهنگ ضد بخش خصوصی از نوع سازمان‌های اراکی، سلامت اخلاقی و مهمتر از همه وجود فضای کارشناسی در سطح بسیار بالا و وجود فضای مشارکت از خصوصیات این کار است. من فکر می‌کنم که جوان بودن مدیران و کارکنان و سطح بالای تحصیلات واقعی (که نتیجه هوش و پشتکار می‌باشد) و تعهدات اخلاقی در به وجود آوردن چنین فضایی نقش عمده‌ای داشته است. ای کاش فضای کاری کشور به نحوی بود که دانش‌آموختگان دانشگاه‌های واقعی کشور، از فضای بیشتری برای رشد و کار برخوردار می‌شدند و مجبور به انتخاب یکی از دو پدیده مهاجرت و یا فسیل شدن نبودند. بی‌شک توسعه منابع انسانی متخصص ( و متعهد به تخصص ) یکی از اساسی‌ترین شرط‌های توسعه کشور است.

بی ستاره هرگز…

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که :

روز بیست و یکم فروردین ماه بهساد وارد هفتمین سال از زندگی خود شد. شش سال گذشته برای من بسیار سریع گذشت. شش سال همراه با سختی‌ها و تنش‌ها و امیدها و شادی‌ها. در مدت گذشته دوستان‌ خوبی یافتیم و گاه از دوستان قدیم جدا شدیم. موفقیت‌های ارزنده‌ای داشتیم و گاه پذیرای شکست بودیم. با آنچه که از بهساد و خود انتظار داشتیم بیگانه نیستیم، گرچه همیشه‌ فاصله‌ای هست. هر چه گذشت، ما به شدت، بودیم، و در هیجان بودنمان، هستی را در ذهن‌ تلاش، معنایی دگرگونه آفریدیم. صبر را در معیت ایمان، با انگشتان باور هجی کردیم و عشق و عشق و عشق را در ضربان توامان تنهایی، نواختیم.

زنگوله‌های سپیده در شعر کاروان می‌نوازند و من در گذران همیشه عبور فکر می‌کنم که بی‌پای پوش می‌توان از کویر گذشت، بی ستاره هرگز

اولین روز کاری و …

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که:

فردا اولین روز کاری بهساد در سال جدید است. کارها شروع شده اند ، با شدت هر چه تمام تر و از همه سخت تر این حجم وسیع از کار است با شرایط انتقال به محل جدید کار و مشکلات راه اندازی ساختمان جدید بهساد موسوم به New Behsad. هر چه نگاه می کنم بازهم دهها کار انجام نشده وجود دارد.

در ۶ سال فعالیت بهسادسابقه نداشته است که بخواهیم در روزهای نوروز این مدت تعطیلی داشته باشیم، با اینکه خود در مدت نوروز درگیر امور اجرایی ساختمان بودم، با اینحال این حس تعطیل بودن، خیلی اذیتم میکرد.

 

دیروز دو کارگر از برادران متعهد افغانی آورده بودیم که میبایست ساختمان را تمیز میکردند. نظارت بر کار را هم سپرده بودم به یکی از دوستان، رفتم دیدم که از انجام کار راضی نیستم، مجبور شدم که خود دست به کار شوم و تا حدودی مشغول نظافت.

گاهی این ایراد به من وارد میشود که از آن مدیرانی هستم که در اجرای خیلی از کارها دخالت میکنم و آن را به خود وابسته می کنم. شاید روحیه کمالگرایی من باعث این دخالتها میشود، با اینحال تا حدی این ایراد را بر خود وارد میدانم . از طرف دیگر ممکن است این ایراد مطرح شود که این کار در شان یک مدیر نیست که به عنوان مثال همراه با سایر کارگران کف ساختمان را جارو کند. من این ایراد را وارد نمیدانم. اعتقاد عمیق دارم که هم بر اساس پیروی از بزرگان دین، و هم به منظور درک شرایط کاری همکاران ] و نهزیردستان[ یک کارآفرین [و لزوما نه یک مدیر] باید از در نظر گرفتن شخصیت کاذب برای خود به شدت حذر کند و با درک شرایط اجرایی به منطقیساختن تصمیمها و احیانا ایرادهایی که به دیگران وارد مینماید، اقدام نماید. سایهنشینی و راحتطلبی، یکی از عوامل ایجاد انتظار بیجا از دیگران است. این که میگویند “سایهنشین دستغالهاش تیز است” لابد بی حکمت نیست.

 

پاورقی : دستغاله به وسیلهای آهنین برای چیدن علف گفته می شود

تسلیت به یک دوست

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

 

آقای مهندس منتظران عزیز پدر بزرگ گرامیشان را از دست دادهاند. من پدربزرگ ایشان را میشناختم که از کسبه بسیار مومن و باخدا و منصف اراک بودند که نه پس از فوت که پیش از درگذشت، فضائل اخلاقی ایشان مطرح بوده است. از طرف تمام بهسادیها این غم بزرگ را به ایشان و خانواده محترمشان تسلیت عرض میکنم و برای آن مرحوم همنشینی با برگزیدگان خدا و برای بازماندگان صبر و آرامش از خداوند بزرگ آرزومندم.