آرشیو برای ماه : فروردین, ۱۳۸۷

جاده ابریشم

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که :

بعد از سه ماه کار بدون حتی یک روز تعطیل، این روزهای عید و فراغت، استراحت خوبی است. حضور در جمع خانواده، پرداختن به امور فرهنگی و هنری و یک مسافرت کوتاه مدت به اصفهان ، می‌تواند جبران خوبی برای کاستی‌های ابعاد دیگر از زندگی محسوب شود.

  • هر بار که به اصفهان می‌روم، به هر بهانه‌ای که شده به دانشگاه صنعتی می‌روم و یا اینکه حداقل از مقابل آن عبور می‌کنم. اعتراف می‌کنم که شخصیت حرفه‌ای خود را مرهون تلاش‌های اساتید آن دانشگاه می‌دانم. اتفاق جالبی که در دانشگاه افتاده بود نامگذاری و نصب تابلو برای خیابان‌های دانشگاه بود. البته این نامگذاری قبلا توسط دانشجویان انجام شده بود، هم برای خوابگاه‌ها و هم برای خیابان‌ها و سایر اماکن و حتی افراد! از جمله اینکه یک خیابان نسبتا کم عرض بود که به خوابگاه دختران می‌رسید، نام آن را جاده ابریشم گذاشته بودیم. مسئولین محترم دانشگاه هم با احترام به فرهنگ غیر رسمی دانشجویی، به طور رسمی تابلو خیابان ابریشم را نصب کرده اند.


  • سال ۱۳۸۶، سال بسیار سختی برای بهساد بود. با این‌حال بر اساس برنامه‌ریزی انجام شده، سال ۱۳۸۷، سال پیشرفت بسیار سریع و ماندگار بهساد خواهد بود. اهداف کلان سال ۱۳۸۷ مشتمل بر موارد زیر می‌باشد:
    • توسعه منابع انسانی پایدار و گسترش مشارکت کارکنان در فرایند مدیریت.
    • توسعه و تثبیت نظام برنامه‌ریزی و کنترل مالی
    • توسعه بازار در جهت جذب مشتریان با بلوغ سازمانی بیشتر

    با این‌حال چالش‌هایی را هم پیش رو خواهیم داشت از جمله:

    • اعمال نظم و انضباط بیشتر در سیستم‌های مدیریتی شرکت
    • دستیابی به منابع مالی بیشتر برای گسترش بازار و توسعه منابع انسانی

سالی که نکوست..

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

تا پاسی بعد از نیمه شب ، پله‌ها را یکی یکی ، بارها و بارها تا طبقه سوم پیمودیم تا اسباب و اثاثیه بهساد را به خانه‌اش بیاوریم. سرانجام پروژه عمرانی ساختمان بهساد به حد قابل قبولی رسید و ما به خانه جدید آمدیم.

البته هنوز هم کاستی‌های بسیاری وجود دارد که باید به مرور زمان آن‌ها را برطرف کنیم.

با شادباش سال ۱۳۸۷ خورشیدی به همه بهسادی‌ها و دوستان بهساد، برای آن‌ها، سالی پر از تلاش و پیشرفت و شادی و کارآیی و اثربخشی و بهره‌وری را از خداوند مهربان برای آنان خواستارم.

بهساد در سالی که گذشت -۱ :

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

فکر می کنم سال ۸۶ ، یکی از دشوارترین سال‌های زندگی بهساد عزیز بوده است. در این سال بهساد از نظر کاری و ریالی مشغول سرمایه‌گذاری بود.، تمرکز کاری بر روی تولید نرم‌افزار جامع مدیریت پروژه و تمرکز سرمایه‌ای برای به پایان رساندن ساختمان بهساد، روند منحصر به فرد و مشکلی را برای بهساد به وجود آورد. در سطح کلان در سال ۸۶، با موارد زیر روبرو بودیم.

  1. تغییر رویکرد “تولید مبتنی بر سفارش ” به ” تولید محصول ” و تغییر فرآیندهای سازمانی :

    در پروژه‌های قبلی بهساد، که همواره به صورت سفارش ساخت بوده‌اند. وجود کارفرما متضمن وجود درخواست کار و تعیین نیازمندی‌ها بوده است. بر اساس یک هنجار عمومی، کارفرما به طور کلی مواردی بیش از نیازهای واقعی خود برای توسعه در پروژه، طرح می‌نماید و به نحوی سازمان تولید ما نیز عادت کرده‌است که یک نوع مقاومت ذهنی برای تحلیل و شناخت نیازهای واقعی داشته باشد. اما این‌بار در پروژه سامانه مدیریت پروژه، اولین باری بود که شناخت نیازهای بازار و ویژگی‌های نرم‌افزارهای رقیب به طور غیر مستقیم جایگزین یک کارفرمای مستقیم شده بود. پس بنابراین می‌بایست با عادت‌های ذهنی خود مقابله کنیم. این مورد را می‌توان به مواردی مانند کنترل زمان‌بندی و تحویل فرآورده‌های پروژه ، کنترل و تضمین کیفیت و آزمون نرم‌افزار و … که در همه موارد می‌بایست نقش توامان کارفرمایی و کارگزاری باهم ایفا می‌کردیم، تعمیم داد. بدیهی است که برای اتخاذ چنین رویکردی می‌بایست در فرهنگ و فرآیندهای سازمان تغییرات زیادی ایجاد کنیم. به همین دلیل فشار کاری زیادی متوجه بهساد شد.

  2. بحران‌های نقدینگی:

    بر خلاف آن‌چه که در رسانه‌های رسمی تبلیغ آن می‌شود، نه تنها حمایت قابل توجهی از سرمایه‌گذاری در بخش نرم‌افزار وجود ندارد، بلکه بخش عمده‌ای از عناصر پیرامون کارآفرینان، به ایجاد مانع در راه حرکت آنها مشغول هستند. به همین دلیل برای انجام کلیه فعالیت‌های مرتبط با توسعه سامانه‌ مدیریت پروژه، اعم از تحلیل و طراحی و ساخت و بازاریابی و فروش، منحصرا بر منابع محدود مالی خود تکیه کردیم که با نبود کارفرما و عدم پرداخت هزینه‌ها از یک طرف و دیرکرد مشتریان در انجام تعهداتشان، از طرف دیگر و همچنین سرمایه‌گذاری گسترده در ساختمان بهساد و هزینه‌های بازاریابی در سطح کشور، اوضاع و احوال نابه‌هنجار اقتصادی و تورم افسار گسیخته کشور بحران‌های شدید نقدینگی در بهساد به وجود آمد.

  3. تغییر محدوده جغرافیایی بازار:

    نمی‌خواهم به توصیف بازار نابالغ اراک بپردازم، به هر ترتیب تصمیم گرفته‌ایم که به طور گسترده وارد بازار کشور شویم. در سال‌های قبل نیز در پروژه‌هایی بزرگ در سطح کشور مشغول به فعالیت بوده‌ایم. اما سال ۸۶ ، در بهساد تفکر و رویکرد جدی‌تری نسبت به حضور در بازار کشور وجود داشت. به طوریکه بیش از۷۵% پروژه‌های جدید بهساد در خارج از استان مرکزی می‌باشد. با یاری خداوند به طور جدی در سال ۸۷ به گسترش این رویکرد خواهیم پرداخت.

موارد دیگری هم البته در زمینه‌های مدیریتی در بهساد وجود دارد که باید در فرصت مقتضی به آن‌ها پرداخت.

اما آن‌چه که ضروری می‌باشد، سپاس خدای بزرگ است که به ما تحمل سختی در راه پیشرفت را عطا فرمود و ما را در راه‌ها و بیراهه‌های زندگی هدایت نمود و از گزند روزگار محفوظ داشت.

من به طور جدی از همه دوستان بسیار بسیار خوبم که شرایطی سخت را در سال گذشته تاب آوردند نسبت به ناملایمات بهساد و اشتباهات خودم عذر خواهی‌می‌کنم. و از دوست و برادرم دکتر مختاری عزیز، آقای مهندس نیک‌مهر با انگیزه و مدبر، خانم مهندس مکی‌نژاد صبور و علاقمند، خانم مهندس رحمانیان باهوش و پی‌گیر، آقای دکتر منصوری همیشه متواضع ، خانم مختاری آرام و سایر دوستان و همکارانم، به خاطر بودنشان و به خاطر همراهی و همکاری بی شائبه‌ای که داشته‌اند، صمیمانه سپاسگزاری می‌کنم و آرزوی توفیق هر چه بیشتر آن‌ها را از خدای بزرگ خواستارم.

 


 

بهساد در سالی که گذشت

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

فکر می کنم سال ۸۶ ، یکی از دشوارترین سال‌های زندگی بهساد عزیز بوده است. در این سال بهساد از نظر کاری و ریالی مشغول سرمایه‌گذاری بود. تمرکز کاری بر روی تولید نرم‌افزار جامع مدیریت پروژه و تمرکز سرمایه‌ای برای به پایان رساندن ساختمان بهساد، روند منحصر به فرد و دشواری را برای بهساد به وجود آورد که برای دستیابی به اهداف رشد و توسعه ناگزیر از انجام آن بودیم. در سطح کلان شرکت در سال ۸۶، با موارد زیر روبرو بودیم:

  1. تغییر رویکرد “مبتنی بر سفارش ” به “ساخت محصول ” و تغییر فرآیندهای سازمانی :

    در پروژه‌های قبلی بهساد، که همواره به صورت سفارش ساخت بوده‌اند. وجود کارفرما متضمن وجود درخواست کار و تعیین نیازمندی‌ها بوده است. بر اساس یک هنجار عمومی، کارفرما به طور کلی مواردی بیش از نیازهای واقعی خود برای توسعه در پروژه، طرح می‌نماید و به نحوی سازمان تولید ما نیز عادت کرده‌است که یک نوع مقاومت ذهنی برای تحلیل و شناخت نیازهای واقعی داشته باشد. اما این‌بار در پروژه سامانه مدیریت پروژه، اولین باری بود که شناخت نیازهای بازار و ویژگی‌های نرم‌افزارهای رقیب به طور غیر مستقیم جایگزین یک کارفرمای مستقیم شده بود. پس بنابراین می‌بایست با عادت‌های ذهنی خود مقابله کنیم. این مورد را می‌توان به مواردی مانند کنترل زمان‌بندی و تحویل فرآورده‌های پروژه ، کنترل و تضمین کیفیت و آزمون نرم‌افزار و … که در همه موارد می‌بایست نقش توامان کارفرمایی و کارگزاری باهم ایفا می‌کردیم، تعمیم داد. بدیهی است که برای اتخاذ چنین رویکردی می‌بایست در فرهنگ و فرآیندهای سازمان تغییرات زیادی ایجاد کنیم. به همین دلیل فشار کاری زیادی متوجه بهساد شد.

  2. بحران‌های نقدینگی:

    بر خلاف آن‌چه که در رسانه‌های رسمی تبلیغ آن می‌شود، نه تنها حمایت قابل توجهی از سرمایه‌گذاری در بخش نرم‌افزار وجود ندارد، بلکه بخش عمده‌ای از عناصر پیرامون کارآفرینان، به ایجاد مانع در راه حرکت آنها مشغول هستند. به همین دلیل برای انجام کلیه فعالیت‌های مرتبط با توسعه سامانه‌ مدیریت پروژه، اعم از تحلیل و طراحی و ساخت و بازاریابی و فروش، منحصرا بر منابع محدود مالی خود تکیه کردیم که با نبود کارفرما و عدم پرداخت هزینه‌ها از یک طرف و دیرکرد مشتریان در انجام تعهداتشان، از طرف دیگر و همچنین سرمایه‌گذاری گسترده در ساختمان بهساد و هزینه‌های بازاریابی در سطح کشور، اوضاع و احوال نابه‌هنجار اقتصادی و تورم افسار گسیخته کشور بحران‌های شدید نقدینگی در بهساد به وجود آمد.

  3. تغییر محدوده جغرافیایی بازار:

    نمی‌خواهم به توصیف بازار نابالغ اراک بپردازم، به هر ترتیب تصمیم گرفته‌ایم که به طور گسترده وارد بازار کشور شویم. در سال‌های قبل نیز در پروژه‌هایی بزرگ در سطح کشور مشغول به فعالیت بوده‌ایم. اما سال ۸۶ ، در بهساد تفکر و رویکرد جدی‌تری نسبت به حضور در بازار کشور وجود داشت. به طوریکه بیش از۷۵% پروژه‌های جدید بهساد در خارج از استان مرکزی می‌باشد. با یاری خداوند به طور جدی در سال ۸۷ به گسترش این رویکرد خواهیم پرداخت.

موارد دیگری هم البته در زمینه‌های مدیریتی در بهساد وجود دارد که باید در فرصت مقتضی به آن‌ها پرداخت.

اما آن‌چه که ضروری می‌باشد، سپاس خدای بزرگ است که به ما تحمل سختی در راه پیشرفت را عطا فرمود و ما را در راه‌ها و بیراهه‌های زندگی هدایت نمود و از گزند روزگار محفوظ داشت.

من به طور جدی از همه دوستان بسیار بسیار خوبم که شرایطی سخت را در سال گذشته تاب آوردند نسبت به ناملایمات بهساد و اشتباهات خودم عذر خواهی‌می‌کنم. و از دوست و برادرم دکتر مختاری عزیز، آقای مهندس نیک‌مهر با انگیزه و مدبر، خانم مهندس مکی‌نژاد صبور و علاقمند، خانم مهندس رحمانیان باهوش و پی‌گیر، آقای دکتر منصوری همیشه متواضع ، خانم مختاری آرام و سایر دوستان و همکارانم، به خاطر بودنشان و به خاطر همراهی و همکاری بی شائبه‌ای که داشته‌اند، صمیمانه سپاسگزاری می‌کنم و آرزوی توفیق هر چه بیشتر آن‌ها را از خدای بزرگ خواستارم.

 


 

بهار می آید و یخ ها آب شده اند

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

بعد از مدت‌ها امروز را فرصت نفس کشیدن دارم. فرصت نفس کشیدن به این معنی است که کاری که مهلت انجامش گذشته باشد در دست ندارم و شاید هم به این دلیل است که فردا تعطیل است و برخی از کارها را به فردا موکول کرده ام.

  • خوشبختانه با یاری خداوند آن موج های سنگین زمستانی فروکش کردند و بهساد عزیز به حرکت خود به سوی ساحل رشد و پیشرفت ادامه می دهد.

    از طرف دیگر به طور عمیق اعتقاد دارم که درست است که کشتی ها در بندرگاه امن تر هستند، اما برای بندرگاه ساخته نشده اند. این است که به یقین، مانند همیشه امواج سهمگین را به ماندن در ساحل امن ترجیح می دهیم و پای در مصاف با سرنوشت خواهیم نهاد.

  • برای بخش‌هایی از یکی از پروژه ها که گرفتیم دنبال برون سپاری بودیم. کار مبتنی بر Java است و MySQL با چند نفر از دوستان صحبت کردیم چند برابر قیمتی که ما تمام پروژه را گرفتیم پیشنهاد قیمت دادند. هر جور حساب می کردم بی حساب می گفتند. علی العجاله بی خیال برون سپاری شدیم. آقای نیک مهر هم مدیر پروژه شده اند و با انگیزه و دانش خوبی پروژه را شروع کرده اند.
  • با یکی از دوستان شفیق، یک کار مشترک را شروع کرده ایم برای تحلیل ، طراحی و پیاده سازی سامانه مدیریت کیفیت. کار زیبایی است. هم برای نوع همکاری و هم خود موضوع کار. با همکاری آقای منصوری کار شروع شده است.
  • هنوز کتاب‌ها و هدایای عید را انتخاب نکرده ایم ، امیدوارم کار به دقیقه ۹۰ نکشد. این کار انتخاب هدایای پایان سال با حساسیت خاصی که در بهساد در مورد آن وجود دارد زمان زیادی نیاز دارد. با این حال حاضر نیستم که تعداد زیادی سر رسید فله بخریم و رفع تکلیف کنیم. عید فرصت خوبی است که به دیگران بگوییم دوستشان داریم و برای این دوست داشتن ، وقت خواهیم گذاشت.
  • به امید خدا در پایان سال و یا در ایام نوروز به بهساد جدید نقل مکان خواهیم کرد. گرچه هنوز درصدی از عملیات اجرای ساختمان مانده است که فکر می کنم با حضور ما در بهساد از رشد بیشتری برخوردار خواهد بود.

 

همه چیز به خوبی پیش می رود. بهار می آید و یخ ها آب شده اند. چه اهمیت دارد که در پشت چینه آگاهی که پرندگان پرواز از آن سر به خورشید می سایند ، بوته های تغافل در خاک گرفتار بمانند .

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عجالتا عرض شود که :

جمعه کلی مطلب نوشته بودم برای روزنوشته های بهساد ، نمی دانم چرا منتشر نشده. علی العجاله این چند خط را بنویسم که بیش از این خلف وعده نشود.

  1. بابت عدم رعایت مهلت یک هفته ای برای نوشتن عذر خواهی می کنم. چند روز پیش در یک کتابی می خواندم که سه کلمه که هرگز یک مدیر عامل به کار نمی برد عبارت است از “من – اشتباه – کردم” و البته من این سه کلمه را گاهی به کار می برم . از جمله در به روز رسانی روزنوشت ها صراحتا اعلام می کنم که من اشتباه کردم.
  2. کمی از روزگار شدید ، تبدیل به خفیف شده بودم که البته خیال واهی بود و تنبلی شاید…کار همان شدت را دارد و من هم البته همان انگیزه
  3. امروز را با آقای نیک مهر تهران بودیم. جلسه خوبی داشتیم که متاسفانه این نوع جلسات توام با تفاهم فنی و علمی را کمتر در اراک می توانیم پیدا کنیم.