آرشیو برای ماه : دی, ۱۳۸۶

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که :

  • حجره داری علمی : چندی بود که به دنبال مشاور بازاریابی بودیم. ابتدا از چند تن از اساتید دانشگاهی کمک خواستم که خیلی زود ( و شاید وقیح)رفتند سراغ پول. با یکی دو تا شرکت هم تماس گرفتم که به نظر می رسید بیشتر دنبال لقمه های چرب و نرم می گردند. بالاخره هر چه باشد ما هم در کار مشاوره هستیم و با کلام مشاوران آشنا. کمی برایم آزار دهنده بود که اینگونه بوی پول می دادند. همان افرادی که عباراتی مانند ارزشهای محوری و ایدئولوژی شرکت ها و از این حرفهای زیبا ( و در واقع اساسی ) لغلغه زبانشان است، در ابتدا نه به موثر بودن حضورشان فکر می کنند و نه به ارزش آفرینی که وجود آنها می تواند در رشد و اعتلای جامعه داشته باشد. البته ماهم از آنها نمی خواستیم که برایمان مجانی کارکنند. اما اینکه اول از همه چیز می پرسند که چقدر پول می دهی ( مستقیم و یا غیر مستقیم ) یا اینکه چقدر پول داری؟ یا در مورد حرفه ای ترهایشان وقتی که سئوالاتشان را تعقیب می کنی ، بیشتر به این نتیجه می رسی که تو را برای حل مشکل خودشان می خواهند و نه اینکه خودشان را برای حل مشکل تو، آنگاه مجموعه این شرایط این احساس را به ذهن متبادر می سازند که جامعه صنعتی ما هر چه بیشتر از ارزشهای تعاملی و پیشرفت فاصله می گیرد. به یقین وضعیت موجود این دوستان ما ، نتیجه اقدامات و تصمیماتی است که فضای نخبگی و فرهیختگی جامعه دانش آموختگان دانشگاهی کشور را به فضای بازاری ( و نه لزوما اقتصادی) تبدیل کرده است. حجره داری علمی و فنی پدیده ای نامیمون برای فضای علمی کشور است.
  • کیفیت ، کیفیت ، کیفیت : کیفیت اتفاقی نیست. این روزها بخش زیادی از ذهن من به این موضوع اختصاص دارد. از همکارانم ، انتظار بسیار قوی دارم که در مورد کیفیت حساسیت داشته باشند. ابتدا در مورد کیفیت زندگی خودشان، دوستان همکار من بهترین و با ارزش ترین زمان زندگی خود را به کار اختصاص می دهند. این حق آنها است که به کیفیت این بخش مهم از زندگی اهمیت بدهند. آنها باید در بالاترین حد، از کاری که انجام می دهند لذت ببرند. این به کیفیت زندگی آنها مربوط می شود. لذت یادگرفتن موثر ، لذت سهیم بودن در تولید محصولاتی که در خدمت نوع بشر قرار خواهد داشت و لذت رضایت درونی از عملکرد خود ، همه و همه عناصری از کیفیت زندگی کاری هستند. البته سایر همکاران ( از جمله من ) نیز سهم موثری در افزایش کیفیت زندگی همکاران دیگر خواهند داشت. بدیهی است که کیفیت محصول به عنوان زیرمجموعه ای از کیفیت زندگی ما می باشد ، همانگونه که کیفیت بالای محصول نیز می تواند منجر به افزایش رضایـت درونی ما ، از وجودمان باشد. این است که باید برای خودمان، کارمان و دیگران اهمیت بیشتری قائل باشیم. اینگونه زندگی و محصولاتی با کیفیت خواهیم داشت.

    این روزها که برای انتخاب مسئول دفتر ، با افراد مختلف مصاحبه می کنم . بیشتر و بیشتر به این موضوع فکر می کنم که افرادی باید انتخاب شوند که پیش از هر چیز به کارشان و زندگی عشق بورزند. عشق نیروی بدون زوال زندگی است.

  • آموزش عالی کشور : صنعت نرم افزار یکی از صنایعی است که به طور مشخص سرمایه آن نیروی انسانی تحصیلکرده است. به همین منظور در بهساد خیلی زیاد با کیفیت دانش آموختگان در چالش هستیم. گسترش کمی و نه کیفی آموزش عالی (که بسیار نزدیک شده است به فرآیند چاپ و فروش مدارک تحصیلی ) مدل و ساختار علمی کشور را تغییر داده است. (امیدوارم در آینده نزدیک بتوانم با همکاری دکتر ،یک مدل دینامیک سیستم را از آن ارائه کنیم). ورود دیدگاه بازار و سودجویی به فرآیند آموزش عالی کشور از یک طرف و استفاده از آموزش عالی به عنوان راه حل تعویق پاسخگویی به نیازهای شغلی جوانان از طرف دیگر ، اصالت تحصیل را از بین برده است. چیزی به نام لذت فراگیری ، به ندرت دیده می شود و قباحت فروش پروژه ، تحقیق دانشجویی و پایان نامه های کارشناسی و کارشناسی ارشد و بسیاری از قباحت های دیگر در فضای علمی کشور از بین رفته است. با وجود چنین واقعیت هایی، من از وجود همکارانی که خود را از این آشفته بازار رهانیده اند و در ذهن آرام خود دنبال پیشرفت و افزایش کیفیت زندگی خود هستند ، خدا را سپاس می گویم.

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که در بهساد بر حسب تقاضای مشتریان ، نسخه های آزمایشی برخی از نرم افزارها را برای ارزیابی در اختیار آنها قرار می دهیم. برای نرم افزارهای تحت وب نیز بر حسب اهمیت مشتری نسخه از نرم افزار را بر روی اینترنت قرار می دهیم که البته این کار می تواند خطرات خاص خود را هم داشته باشد. تاکنون برای این کار از سرویس های هاستینگ مستقر در کانادا استفاده می کردم که گاه اگر نیاز به نصب نرم افزارهای جانبی ( با رعایت کپی رایت وسایر مسائل امنیتی ) بود. به سادگی در عرض چند ساعت این کار را انجام می دادند و نهایتا در مدت ۲۴ ساعت نرم افزار ما نصب شده بود.

چند روز پیش بود که به درخواست مشتری عزیزی ، قرار بود یک نسخه نمایشی (Demo) از یکی از نرم افزارها را بر روی وب قرار دهیم. بر حسب تجربه ( و نه لزوما دلایل فنی ) دریافته بودم که سرعت سایت هایی که در ایران قرار دارند بیشتر است و بالطبع از آنجا که هر چند وقت یک بار نیز این فیبر نوری کف خلیج فارس به دلایلی از قبیل گیرکندن لنگر کشتی و یا گاز گرفتن کوسه های بدذات -که عامل اعراب برای قطع اینترنت ایران محسوب می شوند- قطع می شود، این بار برای Hosting به سراغ دیتاسنترهای ایرانی رفتم. از طرف دیگر نیز برای دوستان شرکت کلی در باب حمایت از صنعت داخلی سخنرانی کردم چندتایی را خودم می شناختم و چندتای دیگر هم از دوستان شفیق پرسیدم:

دیتاسنتر شماره ۱: وضعیت پاسخگویی اولیه ، بسیار خوب بود. در مورد نصب نرم افزار Microsoft Report Viewer Redistributable 2005

پرسیدم. قرار شد که با من تماس بگیرند. بعد از یک ساعت ( طبق قرار ) تماس گرفتند و گفتند که ما نرم افزار کنترل ترافیک نصب نمی کنیم!! خدایا چه می شنوم ؟!! Microsoft Report Viewer Redistributable 2005 یک نرم افزار بسیار ساده با حجم ۱/۸mb است که برای مشاهده گزارش های ساخته شده در .net 2005 به کار می رودو بارها و بارها توسط Hosting های خارج از کشور برای ما نصب شده است. یعنی حتی به خود زحمت نداده بودند که یک جستجوی ساده در این مورد داشته باشند.

دیتا سنتر شماره ۲: نسخه SQL Server آنها قدیمی بود.

دیتا سنتر شماره ۳: قیمت هایشان دو برابر بهترین نمونه های خارج از کشور بود. سرویسی که من می خواستم ۳۰۰/۰۰۰ تومان تمام می شد.

دیتا سنتر شماره ۴: قیمت هایشان مناسب بود. برای اینکه مسئول مربوطه را پیدا کنم ، چهار بار من را از این تلفن به آن تلفن پاس دادند . نهایتا مسئول یافت شد!. ابتدا پاسخ به سئوال من در مورد Microsoft Report Viewer Redistributable 2005 را به چهار – پنج روز بعد موکول کردند و بعد از اصرار های من مبنی بر پاسخگویی سریع در این مورد، نهایتا پاسخشان مثبت بود. بسیار خوب ، زمان آزمایش فرا رسید.

انجام آزمایش مستلزم اعمال برخی تنظیمات در Hosting بود که برای هر کدام حداقل ۳ بار تماس گرفتم. نهایتا هنوز هم برخی اصلاحات انجام نشده. سایت Upload شد. نوبت رسید به مشاهده گزارش ها. Microsoft Report Viewer نصب نیست. دوباره برای بار n ام تماس گرفتم. گفتند که چهار –پنج روز دیگر. وقتی هم که توضیح می دهیم که این یک نرم افزار کاملا استاندارد است و هیچ تاثیری بر سایر سایـت ها ندارد. طوری رفتار می کنند که گویی با بچه طرف هستند. نهایتا بازهم اصرار ( و شاید هم التماس های من ) کارگر افتاد و قرار شد که نرم افزار را نصب کنند.(البته از نظر فنی هم که قبلا بررسی کرده بودند ) بعد از یک ساعت با من تماس می گیرند( عجیب بود ، چون همیشه من تماس می گرفتم ) . می گویند : ببخشید آقای آواژ ، اگر ما این نرم افزار را برای شما نصب نکنیم ، شما چه کار می کنید ؟ !!!! تقریبا احساس این را داشتم که کله ام به دیوار کوبیده شده. اعتراف می کنم منگ شدم.

تصمیم گرفتم که برای مدیرشان نامه ای بنویسم و از او چند سئوال بپرسم :

  1. شما که در ابتدا جواب مثبت در مورد نصب یک نرم افزار می دهید ، چرا به یکباره از تصمیم خود منصرف می شوید ؟ اگر از ابتدا مطالعه نکرده اید چرا جواب مثبت می دهید و اگر مطالعه کرده اید ، پس این بازیها چیست ؟
  2. آیا یک نرم افزار بسیار ساده و مجانی می تواند برای Hosting های خارج از کشور مفید باشد و برای Hosting های داخل کشور ایجاد مشکل کند ؟
  3. مدت زمان زیادی که صرف Upload سایت ( آن هم با اینترنت آفتابه ای ما ) و انجام تنظیمات شده به کجا می رود ؟ البته باید همین زمان را نیز صرف انجام دوباره کارها کرد.
  4. در مورد این یک هفته که مشتری را معطل کرده ایم چه پاسخی داریم ؟ مدت زمان یک هفته که من را معطل پاسخگویی و راه اندازی یک Hosting ساده کرده اند. چه می شود؟
  5. برداشت مشتری من چه می شود ؟ اگر مشتری من بر این اساس که من در مدت یک هفته نتوانسته ام یک نسخه نمایشی را آماده کنم ، تصمیم به عدم همکاری با من بگیرد ، چه کسی ضرر و زیان من را جبران خواهد کرد ؟

فعلا در کلنجار با خودم هستم ، که نامه بنو
یسم یا ننویسم ، اعتراض داشته باشم یا نداشته باشم. قدر مسلم اینکه بغضی بر بغض های فروخورده خود اضافه می کنم ، هم برای خود و هم برای فناوری اطلاعات کشورم.

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ
سوپرمارکت تهران در یک روستای دور افتاده چهارمحال و بختیاری
برای دیدن دقیق تر عکس روی آن کلیک نمایید

بهساد در حال تغییر روند حرکت خود را از سیستم کاری مبتنی بر سفارش ، بر سیستم کاری محصول مبنا می باشد. خوشبختانه زمان زیادی می گذرد که باورمان شده است که محدوده بازار بهساد در حد مرزهای جغرافیایی استان توسعه نیافته مرکزی نیست. گرچه قرارداشتن در اراک چند تهدید جدی را برایمان به همراه دارد که به طور خلاصه به بیان آنها و چگونگی رفع آنها می پردازم:

  • تفکر مشتریان بیرونی: در ایران مشکل مرکز گرایی ، آسیب های جدی را بر پیکره اقتصاد وارد آورده است . بخش عمده ای از مشکلات کلانشهر های کشور نیز ناشی از همین تفکر است. همیشه آرزو داشتم در یک شهر زیبا وکوچک مانند خوانسار و یا تفرش زندگی و کار کنم. اما شاید برای برخی پذیرش اینکه یک شرکت در اراک یک محصول توسعه یافته داشته باشد همانقدر سخت است که تصور کنیم در افغانستان ایرباس تولید شود. خوشبختانه افرادی هم هستند واقع بینانه ببینند که نه تهران اروپا است و نه اراک افغانستان، گرچه اعتقاد دارم که تفاوت های زیادی هم وجود دارد و این وظیفه شرکت های دگر اندیش استان است که با بهره برداری از پتانسیل های صنعتی موجود به توسعه خود و محیط بپردازند. جالب است بدانیم که در پنجاه سال پیش صنعت ژاپن نیز با چنین مشکلی روبرو بوده است و در آن زمان Sony آینده کاری خود را اینگونه تصویر کرده است

    تغییر تصور جهانی در مورد محصولات بی کیفیت ژاپنی به عنوان یکی از بهترین کیفیت های مطرح جهان

    این هدف نه در ژاپن مقتدر امروز و نه در لابراتوارهای پیشرفته Sony ، بلکه در یک اتاق زیر شیروانی و در یک ژاپن شکست خورده در جنگ وجود داشته است. مخلص کلام اینکه در افغانستان هم می توان ایرباس تولید کرد ، به شرط اینکه …

  • فضای شرکت های فعال:

    مسلم اینکه بازهم به همان دلیل مرکز گرایی و توسعه نیافتگی علمی و فرهنگی استان ، با پدیده مهاجرت متخصصان مواجه هستیم. از بین دوستان هم دانشگاهی در صنعتی اصفهان و یا سایر دانشگاه های معتبر، کمتر هستند که تهران و یا خارج از کشور نرفته باشند. این است که تفکر، موانع زیادی برای رشد در این محدوده جغرافیایی پیدا می کند. شاید عنوان شود که به دلیل ناکارآمدی مطلق برخی از به اصطلاح دانشگاه های استان و در نتیجه فقر شدید تخصصی و کیفیت پایین زندگی (شهر زشت ، عدم وجود کتابفروشی خوب ، سینمای خوب ، تفریح سالم و با کیفیت خوب و از طرف دیگر ، وجود فرهنگ حسادت و رقابت ناسالم) نمی توان انتظار داشت که متخصصین ، در فضای کاری استان باقی بمانند و به توسعه فناوری اطلاعات استان مشغول شوند. متاسفانه وجود چنین فضایی باعث شده که متخصصین مقیم نیز نوعا یا دچار سرخوردگی کاری شوند و یا بی توجه به حرکت های هم افزا ، امورات خود را انجام دهند. این افراد عمدتا به صورت جزیره وار و محصور در افکار مترقی خویش، ضمن مصون ماندن از آفتهای محیطی ، در حد امکان به توسعه فرهنگی و اجتماعی و تخصصی محیط کار می پردازند. به یقین توسعه هر چه بیشتر روابط بین این افراد، زمینه های رشد و توسعه را فراهم می آورد که باید برای توسعه آن اقدامات مفید و موثر بیشتری را انجام داد. بد نیست که باز هم به ارزش های سازمانی Sony در فضای جنگ زده آن روز و امروز توجه کنیم:

    ارتقاء فرهنگ و موقعیت ملی ژاپن ، پیشرو بودن و احترام و تشویق توانایی ها و خلاقیت های افراد

  • رفتار مشتریان داخلی :

    بدون در نظرگرفتن آفت مرکزگرایی ، حق مسلم هر مشتری ، داشتن محصول خوب و دریافت خدمات بسیار خوب از تامین کنندگان کالا و خدمات می باشد که عمده شرکت های استان قادر به ارائه آن نیستند. به یقین عدم اقبال مشتریان چرخه توسعه نیافتگی را هر چه بیشتر به حرکت وا می دارد که شرط توقف این چرخه منحصرا در ارائه محصولات و خدمات با کیفیت از طرف شرکت ها می باشد. در غیر اینصورت حق مشتریان داخل استان دریافت خدمات از شرکت های خارج از استان می باشد.

مسائلی که بیان شد بی شک در مقیاس ملی و در نوعی دیگر مبتلا به شرکت های ایرانی در سطح جهان است. بی شک حرکت ملی شرکت ها برای توسعه همه جانبه ، یکی از راه های موثر رشد اقتصاد کشور محسوب می شود که نیازمند توجه مسئولان کشور و پیش از آن و به طریق اولی نیازمند توجه مدیران شرکت های ایرانی است.

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

 

  • در اراک ، رسم شرکت های داخل شهر این است که ظهر برای ناهار و استراحت تعطیل می کنند و دوباره عصر بر می گردند سر کار ، بر عکس کارخانجات که معمولا از صبح تا عصر بدون وقفه در محل کار حضور دارند (نه اینکه لزوما کار می کنند). از همان روز اول بهساد مسئله ناهار باید به نحوی حل می شد. اول از همه تصمیم گرفتیم ما هم مانند سایر شرکت های داخل شهر ظهر را تعطیل کنیم و دوباره عصر برگردیم . این کارچند تا مشکل داشت. اول اینکه کار نرم افزار ، اصولا کار وقفه پذیری نیست. در واقع زمان شروع مجدد کار در عصر زمان زیادی را جهت آماده سازی ذهن نیاز داشت. دوم اینکه، در آن اوایل تمام مشتریان بهساد کارخانجات صنعتی بودند و نمی توانستیم پاسخگویی به آنها را متوقف کنیم. مشکل سوم این بود که معمولاوقتی برای ناهار به منزل مراجعه می کردیم ، گاه خواب بعد از ناهار مستولی می شد و عملا کار عصر هم تعطیل . این بود که تصمیم بر آن شد که ساعت کار بهساد نیز از صبح تا عصر باشد. ابتدا با کنسرو و کالباس خوری شروع شد و زمانی هم که پول داشتیم مراجعه به رستوران و یا پیتزا! بعد قرارداد با یک رستوران برای تامین غذای روزانه . وجود یک سوسک در غذا باعث شد که قرارداد فسخ شود و سر انجام رسیدیم به خانم حمریانی که زحمت طبخ غذای روزانه بهساد را قبول کردند. آنچه که مسلم است وجود یک کار بدون مرخصی و تعهد برای کسب رضایت مشتری کار ساده ای نیست که ایشان آن را در حد قابل قبولی به انجام می رسانند.
  • آن اوایل با یک آژانس تاکسی قرار گذاشته بودیم که مسئولیت آوردن غذا را بر عهده داشته باشد. آژانس خرم بود و آقای خزائی که تلاش زیادی برای کسب رضایت مشتریانش داشت و سرویس مناسبی هم ارائه می کرد. بعدها به دلیل جابجایی بهساد و برخی مسائل دیگر نتوانستیم باهم ادامه دهیم. سراغ آژانس های دیگر هم رفتیم که با وجود سهمیه بندی بنزین ، هزینه آنها به شدت افزایش یافت . این بود که در نهایت موضوع رسید به پیک موتوری. با چندین نفر کار کردیم که زیاد مقید به انجام به موقع کار نبودند تا اینکه با آقای مقدم ، آشنا شدیم. آقای مقدم که کار حمل و نقل غذا ( و البته سایر کارها ) را با موتور رکس قدیمی خود انجام می دهند و در سرما و گرما و بارندگی ، به خوبی، رضایت مشتری را برآورده می سازند.
  • یک روز یادم نیست که چرا آقای مقدم در دسترس نبود و به خانم حمریانی گفتیم که خود غذا را با آژانس بفرستند. برایمان جالب بود که دیدیم خانم راننده آژانس ، بعد از مدتی ظروف غذا را آوردند.

این ها نماد تلاش انسانها هستند. انسانهایی که با وجود محدودیت های بسیار و زحمات فراوان و غلبه بر محدودیت های اجتماعی، به فعالیت اقتصادی پاک مشغول هستند. این عزیزان مسلما از پول نفت خود چیز زیادی دریافت نمی کنند و منحصرا با تکیه بر توانایی های خود به کسب درآمدی هر چند اندک می پردازند.بدیهی است که نطفه های کارآفرینی و واحدهای اقتصادی بزرگ بر مبنای توانایی های چنین انسانهایی شکل می گیرد. در مقابل :

  • دیروز بود که داشتم نحوه ماموریت رفتن هایم را در یکی از کارخانجات برای همکاران بهساد تعریف می کردم. روش هایی وجود داشت که با استفاده از آنها می شد یک روز ماموریت را برای انجام یک جلسه دو ساعته به سه روز تبدیل کرد و از مزایای آن نیز استفاده نمود. قواعدی نیز وجود داشت که همه باید از این روش ها استفاده می کردند. چون عدم استفاده از آن روش ها باعث می شد که دیگران هم زیر سئوال بروند و … خواهی نشوی رسوا ، همرنگ جماعت شو! دکتر می گفت به این کارها می شود گفت اختلاس کارمندی!
  • هر روز اخبار متفاوتی می شنویم از حقوق های آنچنانی ، اختلاس ، زمین خواری ، ….

باور عمیق دارم که نفت به عنوان یک بلای آسمانی ، ضربه های مهلکی به فرهنگ تلاش و کار ایران وارد آورده است. وجود نفت باعث شده که نه تنها اقتصاد دولتی ایران به شدت ناکارآمد و آسیب پذیر باشد. بلکه حتی حمایت دولت از بخش خصوصی نیز غیرمتعارف و مریض تعریف شود. حمایت های صدقه ای و غیر ساختاری ، جز آسیب زدن به توانمندی های بخش خصوصی و دامن زدن به مسائلی مانند تورم و نقدینگی و در نهایت گسترش رانت جویی ، نتیجه ای نخواهد داشت. آمار و شاخص ها اثبات کرده اند که بیشترین رشد اقتصاد ایران زمانی بوده است که نفت پایین ترین قیمت جهانی را داشته است.


 

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

خاطراتی از اشتری دیزاین و پورتال:

دو سه روز است که اطراف این سایت اشتری دیزاین می گردم. هر چه بیشتر می بینم ، بیشتر به این نتیجه می رسم که این بندگان خدا اصلا اهل فناوری اطلاعات نبوده اند. حالا چطور اینها شده بودند ناظر پروژه پورتال استان مرکزی ، هنوز هم علامت سئوال بزرگی است که در ذهن من می باشد. چند خاطره از آنها را باز می گویم:

  • این اشتری دیزاینی ها :یک سری اصطلاحات داشتند که در قوطی این عطاری ها که ما می شناسیم یافت نمی شد. یکی از آنها Interaction Design بود که ما می بایست طبق آن بعد از نیاز سنجی این نوع طراحی را انجام دهیم. انصافا یکی از بزگترین هنرهای تیم مدیریتی پروژه این بود که هر چه آنها می گفتند انجام نمی دادیم. اصولا به همین دلیل هم بود که بالاخره نرم افزار پورتال آماده ارائه شد. الغرض اینکه هر چه هم ما می گفتیم که اصلا نمی دانیم Interaction design چیست و در کدام متدولوژی وجود دارد، بیشتر به بی سوادی متهم شدیم! الغرض سرانجام ما دستان خود را بالا بردیم و گفتیم آقای اشتری ؛ شما بیایید به ما آموزش بدهید. ما هم تیم طراحی را به خدمت شما می فرستیم. یادم می آید که حیفم آمد از اراک دوستان را برای آموزش به تهران ببریم. زنگ زدم دیدم آقای منصوری تهران هستند و یکی دو نفر دیگر ، گفتم حالا که تهران هستید بی زحمت بیایید دوساعت گوش کنید آنها چه می گویند. البته این دوستان هم به عنوان تیم طراحی تقابلی معرفی شدند. ( بندگان خدا اصلا نمی دانستند که این پروژه پورتال در مورد چیست). یادم هست همین خانم اگرمن برای ما دوساعت از طراحی تقابلی توضیح داد که انصافا کسی متوجه نشد ایشان چه می گویند. حالا می بینم که خانم اگرمن اصلا تخصص کامپیوتری ندارند و به نظر حسابدار می باشند. راستی آنها ما را سرکار گذاشته بودند و یا ما آنها را ؟
  • این آقا کامران قصه ما، یک طراح گرافیست تمام عیار است. یادم می آید که گیر سه پیچ داده بود که باید ICON های پورتال را خودتان طراحی کنید ( بماند که تا آن موقع اصلا پورتالی وجود نداشت ) ، دو سه بار قبل از آن روی طرح های گرافیکی حسابی حالمان را جا آورده بود. حالا از ما انکار و از او اصرار . نمی دانم چطور سر و ته قضیه را هم آوردیم . موضوع را سپردیم به یکی از دوستان که به عنوان گرافیست معرفی کرده بودیم.

همیشه ، بین من و آقای کامران خان اشتری دعواهای حسابی بود. یک ته لهجه انگلیسی به خود گرفته بود و طوری حرف می زد که تو گویی نماینده رسمی آقای بیل گیتس است. من هم زیر بار حرف زور نمی رفتم. یک بار در جلسه ای در حضور آقای یوسفی و سایر دوستان استانداری گفت ،که من چهارده سال در خارج از کشور کار کرده ام و حالا تو می خواهی به من آموزش متدولوژی بدهی !! خیلی خودم را کنترل کردم که از آن جملات قصار مرحوم مادربزرگم چیزی به او نگویم. اما هر چه جمع و جور کردم نشد به او چیزی نگویم . در کمال خونسردی به او گفتم ، آقای اشتری مهم نیست که در خارج از کشور کار کرده اید.مهم اینست که چه کار کرده اید!!. اما من در ایران ۱۰ سال کار کامپیوتری کرده ام و درس خوانده ام. نزدیک بود که گلاویز شود با من ، برادر محترم دارد که جلویش را گرفت.

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

  • چند وقت پیش بود در اینترنت گشت و گذار می کردم ، برخوردم به وبلاگ ایران نگاهی دیگر که نویسنده آن خانم توری اگرمن (Tori egherman) است. ، خانم اگرمن، همسر آقای کامران اشتری ناظر محترم پروژه پورتال استان مرکزی هستند که گویا هر دو از ایران رفته اند.. در مورد نظارت ایشان در پروژه پورتال استان مرکزی بارها نوشته بودم و گلایه کرده بودم. به طور مشخص شرکت ایشان هیچ تخصص معقولانه ای در مورد فناوری اطلاعات (آن هم از نوع ایرانیش) نداشت. اگر به راستی ما طبق راهنمایی های ایشان عمل کرده بودیم پروژه راه به ناکجا آباد می برد. ایشان پروژه پورتال استان لرستان راهم گویی به اتمام نرساندند. … خلاصه اینکه شرکت اشتری دیزاین ، دامان فن آوری اطلاعات را رها کرد و به کار مورد علاقه خود یعنی همان طراحی گرافیک بازگشت و گویا در این زمینه موفقیت های خوبی نیز داشت.

  • چند روز پیش با دکتر صحبت می کردیم در مورد اینکه چرا نرم افزارهایی مانند CMS و تلفن گویا و دبیرخانه و … رواج زیادی یافته است. به یقین وجود بازار یکی از دلایل مهم برای این عرضه است. اما از نقطه نظر دیگر، اینگونه نرم افزارها دارای پیچیدگی فرایندی کمتری هستند که شرکت های کامپیوتری به طور عمده با دشواری کمتری وارد آن می شوند.

  • هفته گذشته با دوست بسیار عزیزی صحبت می کردیم. توصیه می کردند که وارد حوزه نرم افزارهای مالی و اداری شویم. البته نظر ایشان در وجود بازار مناسب اینگونه نرم افزارها کاملا صحیح است. اما تا به حال هر چه فکر کرده ایم . بهساد از تخصص و توانایی درک ریزه کاری های خاص اینگونه نرم افزارها در حال حاضر برخوردار نیست.

    با نگاه به نمونه های فوق می توان استنتاج کرد که صلاحیت (Competency ) یک عنصر مهم در زمینه فعالیت یک شرکت است. بدیهی است که شرکت ها در بلند مدت فقط در حوزه ای که صلاحیت دارند ، موفق خواهند شد. مثالهایی که گفتم بیشتر در زمینه تنوع خدمات و محصول عنوان شد. می توان موضوع را به نحو دیگری نیز بررسی کرد. صلاحیت در زنجیره تولید یک شرکت نیز اهمیت زیادی دارد. یک تولید کننده خوب لزوما یک فروشنده خوب نیست. یک فروشنده خوب می تواند تامین کننده خوبی نباشد. به این دلیل است که گاه شرکت ها سازمان تامین خود را از سازمان تولید و سازمان فروش و حتی سازمان خدمات پس از فروش جدا می کنند. این تفکیک ها می تواند حتی بنا به نوع محصول و یا حتی محدوده بازار نیز متغیر باشد که تصمیم گیری در مورد آن بنا بر جهت گیری های استراتژیک و ارزش های سازمانی متغیر خواهد بود. تصمیم در مورد تعمیق و یا توسعه صلاحیت های یک شرکت اثرات غیر قابل انکاری در زندگی شرکت ها و روابط آنها با رقبا و همکاران آنها خواهد داشت.

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که :

در نهایت در مورد چگونه نوشتن در وبلاگ تصمیم کبری گرفتم:

  • اول اینکه از انتقاد بیشتر در مورد اوضاع فناوری اطلاعات استان ، نظام صنفی ، نمایشگاه ، شرکت های …و قس علی هذا تا اطلاع ثانوی خود داری خواهم کرد. به قولی

    هزار چراغ دارد و باز بی راهه می رود ، بگذار بیفتد و بیند سزای خویش

  • غر نخواهم زد.
  • از تلاش خواهم نوشت ، تلاش مردمانی که در آستانه دردهای بزرگ و وسیع و عمیق زندگی ، فروتنانه سر بر آستان توکل نهاده اند و رخت عافیت از تن به در کرده اند و زندگی را مفهومی سترگ بخشیده اند.
  • از دنیا خواهم نوشت ، تا اندکی فراموشی بزرگ کوچکی خود را فراموش کنم و به خود بسپارم که به دنیا تعلق دارم
  • و نهایتا بازهم مثل همیشه از دنیای کوچکم ، بهساد همیشه عزیز خواهم نوشت.

بیشتر خواهم نوشت .

نوشته شده در قسمت : یکی از شدگان توسط : مجید آواژ
امکانات فضانوردی

چند وقت است می خواهم تصویر زیر را که نتیجه تست اینترنتم است بگذارم روی وبلاگ ولی فرصت نمی شود. یک موقعی بعضی از دوستان لوله کشی اینترنت داشنتد ،کلی پوز می دادند . ما می گقتیم همه که مثل شما امکانات فضانوردی ندارند ! بعضی دیگر دوستان (که خداوند هدایتشان کند) آنقدر ناشکری کردند که حالا باید با آفتابه به اینترنت وصل شوند ! اگر یک روزی جای اوراکل ، گندم بکارند چه کار می کنید آخر؟ هنوز دیر نشده است ؟ برو طلب آمرزش کن! برو!