این نصفه شبی که دچار بی خوابی شده ام عرض شود که : وب سایت بهساد نیاز به بازنگری جدی دارد ، این مطلب را خیلی ها به من متذکر شده اند. این وبلاگ با آنچه که باید باشد خیلی متفاوت است.
آرشیو برای ماه : آبان, ۱۳۸۶
همانطور که دیشب قول داده بودم عرض شود که : اول : در بهساد تغییراتی ایجاد شده است. نظام برنامه ریزی بهبود یافته ، کنترل از نظم بیشتری برخوردار شده است. انضباط سازمانی افزایش یافته و مهم تر از همه اینکه برنامه غذایی متنوع تر و بهتر شده است. این ها تغییراتی است که جز با همکاری و گاه تحمل دوستان و همکاران خوب من اتفاق نمی افتاد. بابت همه چیز از آنها تشکر می کنم. یکی از تغییرات مثبتی که در بهساد اتفاق افتاده است ، گرایش بیشتر به فرآیند مهندسی نرم افزار است. با زحمت های همکار خوبمان ، آقای نیک مهر ، معماری نرم افزار با انسجام خوبی نهادینه شده است. در کنار آن به مسائل مهمی چون کیفیت به صورت مدون پرداخته می شود و بهره گیری از ابزار مدیریت کارگروهی به صورت پیوسته و قابل قبولی ادامه دارد. از وضعیت شبکه داخلی بهساد تا حد زیادی راضی هستم و به عبارتی همه چیز رو به بهبود است اما : دیگر اینکه : دوست می دارم که از غر زدن پرهیز کنم ، اما باید بگویم که مشتریان عزیز پرداخت های خود را معوق کرده اند و با مسائل کمبود نقدینگی روبرو هستیم. امیدوارم همانطور که قول داده اند تا آخر هفته مشکلات و مسائل مالی ما حل شود. سرانجام : بار دیگر از تاخیری که در به روز آوری روزنوشته ها پیش آمده معذرت می خواهم. همانگونه که ، نوشتن به موقع وبلاگ برایم مهم است ، ارائه خدمات به موقع به مشتریان نیز برایم اهمیت دارد. اما علیرغم تلاش های انجام شده گاه در ارائه خدمات به موقع به مشتریان دچار فراموشی و بی برنامگی می شویم. امیدوارم بهبودهای صورت گرفته در این زمینه نیز با سرعت بیشتری ادامه پیدا نماید.
عرض شود که : می دانم که بر خلاف وعده داده شده ، از روال جاری تخلف کرده و وبلاگ را به روز نکردم. بابت این موضوع از همگان عذر خواهی می کنم. گویی همین یک هفته پیش بود که گفته بودم از مهلت یک هفته ای تخطی نمی کنم. علی العجاله کمی مشغله کاری و ذهنی اجازه نداد بنویسم. باشد که تا فردا شب بسیار بیشتر بنویسم.
عرض شود که :
email شرکت دارای مشکلات زیادی بود.
برای اینکه راحت تر خوانده شود روی عکس کلیک کنید.
این دوستان آنقدر صداقت داشته اند که هر کاری که قرار است انجام بدهند بنویسند. اما در واقع داریم شرکت های بزرگ و کوچکی که به اسم شرکت فناوری اطلاعات و ارتباطات …، اصلا به من چه!؟ قرار بود کاری به کار هیچ شرکتی نداشته باشم. یک لحظه حس کردم که چه رقبای همه فن حریفی هر روز برای ما پیدا می شود، ترسیدم ! یک چیزهایی نوشتم.
عرض شود که : من با تفکر فوق مخالف هستم ، به طور کلی فکر می کنم که طرح حمایتی تکفا هم علیرغم مزایای فراوانی که داشت ، مشکلات زیادی هم به همراه آورد. متاسفانه طرح های حمایتی در کشور ما بیشتر از جنس حمایت از بیماران است. جنس صدقه دارد. ساختار ساز نیست. به دلیل سایر مشکلات ساختاری درسازه های فرهنگی جامعه ، از فرهنگ سازی بالایی نیز برخوردار نیست. طرح تکفا جدای از رانت خواری ها و فرصت طلبی هایی که به عنوان آسیب های جدی آن مطرح هستند ، باعث ایجاد تغییر ناگهانی در رابطه عرضه و تقاضا در جامعه شد. سطح توقعات را در حالی بالا برد که پس از طرح تکفا و با کاهش شدید حجم تقاضا ، شرکت ها در سازه های مدیریتی و بازاریابی خود دچار اختلال شده اند .من اطلاع زیادی از طرح تسما ندارم و نمی خواهم داشته باشم ، اما به نظر می رسد طرح تسما هم با شدت کمتری دنبال رو راه تکفا است و در حوزه دیگری همان اشتباهات تکفا را تکرار می کند.
عرض شود که : در بخشی از نوشته های مربوط به تفکر سیستمی می خوانیم : انسانها عموماً تمایل دارند مشکلات خود یا سیستم مورد مطالعه را به محیط نسبت دهند . به عنوان مثال در یک شرکت تولیدی واحد فروش ، واحد تولید را مقصر می داند : محصول تولیدی آنها کیفیت لازم را ندارد و الا ما فروش زیادی داشتیم . بخش تولید ، بخش مهندسی را مقصر می داند : آنها دست به آچار نیستند و طراحی های آنها ایراد دارد . بخش مهندسی از بازاریابی گله می کند : آنها مرتباً مشخصات محصول را تغییر می دهند … در سطح شرکت ها ، دشمن ممکن است رقبا ، قانون کار ، قوانین دولتی و یا حتی مشتریانی باشند که اقدام به خرید محصولات رقبا می کنند ! این نوع نگرش موجب می شود هیچ گاه نتوانیم اقدام به حل مسائل نماییم . راسل ایکاف مانع فوق را تحت عنوانRationality توضیح می دهد : معمولاً وقتی رفتار کسی مورد انتظار ما نیست و نمی توانیم آنرا تشریح کنیم ، او را Irrational (نامعقول ، غیر منطقی) می نامیم . وقتی فرض می کنیم کسی یا دیگران غیر منطقی هستند ، نمی توانیم مسئله را حل کنیم

