آرشیو برای ماه : مهر, ۱۳۸۶

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که :

 

یک چند وقت پیش مراسم گردو چینی داشتیم در این بهساد موقت. گردوهای پوست کاغذی خوبی دارد که به راحتی هم پوستشان کنده می شود و اصلا هم سیاهی آن به دست نمی ماند. اصولا سیاهی فقط به ذغال می ماند ، آن هم پس از زمستان …البته الان پاییز است و هنوز زمستان نرسیده که اصولا ما بخواهیم جنگ و دعوا کنیم که سیاهی به که بماند…

خوب کجا بودیم ؟ آهان گردو چینی ، ابتدا سعی کردیم که از درخت بالا برویم ، یکی از دوستان هم رفت بالای درخت و کلی گردو چید ، اما خوب دو تا عیب داشت ، هم اینکه خطرناک بود و هم اینکه دست دوستان ما به همه جا نمی رسید عیبش دیگرش هم این بود اصولا من هم با این وزن نمی توانستم که از درخت گردو بالا بروم . این شد که که بر اساس اصل “پدر هر اختراع بشری یک نیاز است” یک وسیله اختراع کنیم که عبارت است از یک چوب بلند و دو عدد میخ که به دور گردوهای عزیز پیچیده می شد و به راحتی و سهولت چیده می شدند. این کار دو تا حُسن داشت ، اول اینکه گردوهای سرشاخه های درخت به راحتی چیده می شدند. | نقطه سر خط |

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

اول اینکه :

این روزها ناراحتم ، عمیق

دیروز بود که یک بنده خدایی آمد شرکت برای مصاحبه ، معمولا مصاحبه ها را دیگر خودم انجام نمی دهم ، اما پشت تلفن به من گفت که در شرکت .. کار می کرده است و تصمیم گرفتم خودم مصاحبه را انجام دهم. نتیجه مصاحبه هم این بود که شدید سردرد گرفتم.

  • قضیه از این قرار است که شرکت … ، که به تازگی توانسته رتبه نوپا را از شورای عالی انفورماتیک کسب کند ، اقدام به جذب حدود ۲۰ نفر نموده است. شش ماه این جوانان علاقمند و پاک را مشغول کرده بدون آنکه به آنها یک ریال حقوق بدهد. بعد هم گفته است که پول نداریم ، هفته ای دو ساعت بیایید و …
  • الغرض ما هم شنیدیم ( صحت و سقم بر عهده راوی ) که مدیران مهترم آن ، تایید های کارفرما را با امور کیش و مات کسب می کنند.
  • فهرست نفرات آن را که در سایت شورا نگاه می کردم برای برخی از پرسنل خود ، مدرک را کارشناسی ارشد مهندسی نرم افزار از دانشگاه اراک نوشته بود. حال اینکه دانشگاه اراک اصولا دارای دوره کارشناسی ارشد نمی باشد. از طریق دیگر می دانم که برخی از آنها دانش آموخته دانشگاه آزاد هستند. من قضاوتی درباره کیفیت آموزشی دانشگاه آزاد نمی کنم. اما به طور کلی بد است که آدم از خودش خجالت بکشد و به دیگران در مورد خودش دروغ بگوید. در همین دانشگاه آزاد هستند دانش آموختگان متخصصی که با افتخار از دانشگاه خود یاد می کنند و یا حتی به آن انتقاد دارند. اما به نظر من لزومی ندارد که انسان برای خودش هویت سازی کند. آن هم هویت دروغ!
  • شرکت های زیادی را در اراک می شناسم که پس از گذشت شش ماه ، حتی یک ریال هم به پرسنل خود پرداخت نکرده اند.

به اعتقاد من ، وجود این شرکت ها ، نه تنها بخشی از بی هویتی که بلکه وجود هویتی کریه در بخش خصوصی فناوری اطلاعات استان است. وجود این شرکت ها باعث سلب اعتماد عمومی نسبت به بخش خصوصی می شود که حتی مشکلات بسیاری را برای آنها که می خواهند بر اساس صداقت و صراحت کار کنند به وجود می آورند. این دو روز همواره تصویر آن جوان علاقمند ، پاک و امیدوار در جلوی چشمان ظاهر می شود و بغض خود را فرو می خورم. کاش نظام صنفی عکس العملی نسبت به این حرکت های ضد صنفی نشان می داد.

دوم اینکه :

باید فرآیند یادگیری در بهساد هر چه بیشتر تقویت شود. عدم یادگیری و بی سوادی که اگر در دنیای نرم افزار مطالعه نداشته باشی دو روزه بی سواد می شوی، آدمها را فسیل می کند و آدم فسیل نیز دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد و مثل موریانه مخ دیگران را می خورد. معتقدم که فرآیند یادگیری باید به صورت نهادینه و بسیار جدی تر از گذشته ادامه پیدا کند. یکی دیگر از ویژگیهای یادگیری آن است که غرور را از بین می برد. یادگیری باعث می شود که همواره بدانیم ندانسته های ما بیش از دانسته های ما است. در صورتیکه با توقف در سطح دانش گذشته که روز به روز کهنه تر و بی خاصیت تر می شود ، غرور کاذبی همه وجود را در بر می گیرد.

من از همه دوستانم در بهساد که یادگیری را به طور جدی سرلوحه کار خویش قرارداده اند صمیمانه تشکر می کنم.

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که :

  1. دنبال یک سری ابزار بودیم در Internet برای استفاده در .net با شرکت بلغارستانی Telerik آشنا شدیم. در سال ۲۰۰۲ ( همزمان با بهساد ) شروع به کار کرده اند. هزاران مشتری در سراسر دنیا دارند ، از Sony و سازمان ملل گرفته تا بزرگترین خودروسازان جهان ، به عنوان شریک طلایی مایکروسافت هم شناخته شده اند. در آمریکا هم دفتر تاسیس کرده اند. کلی هم جایزه برده اند و دیدگاه های بسیار خوبی در مورد Business و مشتریان دارند.

    فکر می کردم که چرا ما در ایران چنین شرکتی را در حوزه مهندسی نرم افزار کمتر می توانیم پیدا کنیم. همه ما می دانیم که هوش و استعداد همکاران ما در حوزه فناوری اطلاعات بسیار بالا می باشد ( حداقل من با چند نمونه از این آدم های فوق العاده کار کرده ام ) به یقین نمی خواهم برای عوامل سیاسی و اقتصادی و جهانی ، سهمی بیش از اندازه در این عقب ماندگی قائل شوم. من اعتقاد عمیق دارم که یکی از عوامل مهم در زمینه عدم رشد شرکت های نرم افزاری ایران ضعف مدیریت و پایین بودن ظرفیت مدیریت می باشد. ظرفیت مدیریت تنها شامل توانایی های فکری و فنی مدیران شرکت نمی شود. بلکه مجموعه ای از دانش ، فرآیند و سیستم و فرهنگ است که شرکت با استفاده از آنها می تواند از توسعه و رشد برخوردار شود. توسعه ظرفیت مدیریت درون یک شرکت بیش از آنکه متاثر از عوامل بیرونی باشد ، به عوامل درونی آن بستگی دارد.

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

  1. من به طور کلی از چاپلوسی متنفرم ، به ندرت یادم می آید که از شخصی تعریف کرده ام در حالیکه سزاوار آن تعریف نبوده است. مشتریان و اطرافیان می دانند که من در نامه نگاری و کلا نوشتن صریح تر از گفتار هستم شاید به دلیل همان عشق ذاتی به نوشتن
  2. اصولا در مورد گرفتن پول از کارفرما ، سعی می کنم همکاران مالی و اداری پیگیر امور شوند . در مورد پیگیری های مالی یک جور شرم و یا بهتر بگویم دل چرکینی دارم. بازهم اعتراف کنم که به دلیل پرداخت های معوقه در این زمینه بسیار گستاخ شده ام.

غرض از گفتن این دو خط این است که بگویم چند وقت پیش نامه ای نوشتم به نماینده کارفرما تقریبا به این شکل :

 

جناب آقای …

ضمن تشکر از زحمات بی دریغ جنابعالی و سایر همکاران محترم در اجرای سیستم….

خواهشمند است نسبت به پرداخت مبلغ … دستور اقدام مقتضی را صادر و نتیجه را امر به ابلاغ فرمایید.

 

                                        امضا.    

 

بعد از مدتی حدود دو ماه دیدم خبری از پرداخت طلب های ما نشد و همکاران اداری هم هر روز با یک بهانه روبرو بودند. این شد که حضوری راه افتادم دنبال نامه و در آخرین مرحله آن آقایی که سند را صادر می کرد به من گفت ” فلانی چرا این طور از آقای … تشکر کرده ای . این طور که می نویسی یعنی بخشی از این پول به او تعلق دارد” ! دوستانی هم حضور داشتند و دوستانه توصیه کردند که پول حق تو است و نباید برای گرفتن آن از شخص خاصی حتی برای کارها و پرداخت های قبلی تشکر کرد!.

یک لحظه سرم گیج رفت. نماینده محترم کارفرما ، بسیار ارزشمدار و از نظر مسائل مالی در سلامت کامل می باشد. فکر کردم در روزگاری که همه جا تقدیر و تشکر خالی از محتوی مرسوم شده است، چرا نوشتن یک نامه محترمانه می تواند چنین برداشت ها و تبعاتی را داشته باشد.

نوشته شده در قسمت : یکی از شدگان توسط : مجید آواژ
IT در ایران در حال رشد و استفاده از آن در بین مردم فراگیر شده است !

احتمالا شما هم این شایعه عدم رشد IT را در کشورمان شنیده اید !
دوستی تعریف می کرد که چند شب پیش به جشنی دعوت شده بوده و برنامه ها بر پایه IT استوار بوده !
پرسیدم : نقش IT در جشن چی بود ؟
گفت : خواننده محترم که از Laptop برای پخش آهنگ هایش استفاده می کرد !
حالا متوجه شدید که چرا می گویم شایعه است !

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

به قول سخنران ها : من امروز قصد نوشتن ندارم ، اما فقط برای اینکه چند جمله ای نوشته باشم عرض شود که :

خیلی وقت است که درفکرم ، در فکر اینکه چرا IT در این مملکت رشد نمی کند. بانکداری الکترونیک در آغازین قدمهای خود است. هنوز هم که هنوز است من که جرات خرید از این سیستم های خرید Online را ندارم و هزار و یک مسئله دیگر …تجارت الکترونیک که پیشکش

این مسئله در استان مرکزی از مشکلات بیشتری برخوردار است که بدم نمی آید نظرات شخصی خودم را در این رابطه کمی در این فرصت اندک توضیح دهم:

Symptom & Signs :

  • پروژه های IT شکست خورده زیادی در استان وجود دارد که هزینه های زیادی هم بابت آنها صرف شده است.
  • تا آنجا که می دانم در سالهای گذشته پروژه بزرگ و یا فراگیر فناوری اطلاعات ( به جز استانداری مرکزی ) در استان تعریف نشده است و پروژه کارت سوخت را نیز نمی توان به تلاش های استانی نسبت داد.
  • شرکت های استان از توان و هویت لازم در IT برخوردار نیستند . در نظام صنفی رایانه ای استان مرکزی ، آنان که در مصدر امورند یا لوازم خانگی فروش هستند و یا فتوکپی و تلفن فروش ، آنچه که به واقع جایی ندارد تخصص است. نه از فعالیت کمیسیون ها خبری فوق العاده به گوش می رسد و نه حمایتی از صنف به عمل می آید. این ها نتیجه بارز و طبیعی بی هویتی شرکت های IT در استان است. راست و دروغش به عهده راوی ، اما شنیدم که یکی از شرکت های IT با وام خوبی که گرفته زمین خریده و خربزه و خیار پرورش می دهد. بازهم خدا پدرو مادرش را بیامرزد که تولید می کند. هر چه باشد از دلالی بهتر است که.
  • حسادت و ضرب المثل “دیگی که برای من نجوشد ، …” فصل مشترک رقابت بین شرکتی است. یادم می آید زمانی که بهساد سمینار برگزار می کرد ، همه جمع شده بودند و وا اعتراضا سر می دادند که چرا بهساد باید سمینار برگزار کند. مگر سایر شرکت ها از توان برگزاری سمینار برخوردار نیستند ؟ حالا سه سال از آخرین سمینار IT بهساد گذشته است و خبری از هیچ سمیناری در مورد IT نیست.
  • در ادارات و سازمانهای استان هم چندان وضعیت بهتر نیست. معمولا مسئولین فناوری اطلاعات از دانش لازم در حیطه مسئولیتشان برخوردار نیستند. در بهترین حالت یک مهندس کامپیوتر را به عنوان مسئول تعیین کرده اند که او هم سالهای پس از فراغت از تحصیل را به امور اجرایی و دنبال بودجه دویدن گذرانده است. نتیجه اینکه اگر هم زمانی دانشی داشت که نداشت دیگر به روز نیست.
  • از پارک علم و فناوری استان هم ، انتظار معجزه ای نیست. جوانان علاقمند و جویای نام در کنار هم جمع می شوند و شرکتی تاسیس می کنند و از امکانات حمایتی پارک برخوردار می شوند. اما به دلایلی که در این فرصت بررسی آنها نمی گنجد ، مضمحل می شوند و برخی که توانسته اند جذب ادارات دولتی می شوند و برخی هم خانه نشین. به راستی چرا!
  • اینترنت در استان مرکزی خود فاجعه دیگری است. اینکه قیمت ها هنوز هم که هنوز است دو برابر تهران می باشد یک مسئله است . اینکه یک ISP برای رقابت با ISP دیگر ، IP های او را فیلتر می کند یک درد بزرگ است. همیشه هم دو سه روز در ماه چهارچرخ اینترنت در هواست. یک بار نهنگ کابل نوری را کف دریا گاز گرفته و بار دیگر اشکال از مخابرات است. به هر صورت ما از اینترنت به صورت Demo استفاده می کنیم.
  • کارخانجات صنعتی هم که جای خود دارند. دولتی ها عموما به دلیل ضعف شرکت های استانی به خارج از استان چشم دوخته اند. دو تا حسن دارد، هم ماموریتی رفته اند و حق ماموریتی گرفته اند و هم حکما سیستم بهتری نصیبشان می شود! و هم اینکه ( اصلا قراربود دو تا حسن داشته باشد ) خصوصی هایشان هم که در گیرو دار حقوق پرسنلشان هستند. IT مربوط به شکم سیر است که فعلا آنها ندارند.
  • … و هزار و یک مسئله دیگر

این ها را که گفتم کلی هستند. به یقین استثنا هم پیدا می شود. فعلا هم فرصت گفتن از درمان این بیماری نیست. شاید وقتی دیگر…

خوب عزیزان ، من قصد نوشتن نداشتم. آنچه که بر صیغه گفتار آمد ، خلاصه ای بود مجمل در باب شکایت اندر احوال صنعت جدیده آنفورماتیسیون که دل دوستان بر آن جزغاله گشته و دیگران نیز بر آن وقعی نمی نهند. حال اگر چند جوان عاشق از زمره بهسادیون و غیر هنوز بر این راه پای می فشارند یا از خواص ره عشق است و یا از سر جنون که عاقل پای در این ره نگشاید و اگر گشود دکه خود را به اسباب البیت **بیاراید و دلالی کند که شاعر گفت :

الا عاشق به راه علم و صنعت **

بود این راه تو پر رنج و زحمت

خلایق هر چه رشته پنبه گشته

بسی خواب و خیال است مال و مکنت

* همان لوازم خانگی

** با دانشگاه علم و صنعت اشتباه نشود ، چون اصولا ما نه به این دانشگاه دخلی داریم و نه به فارغ التحصیلان آن