عرض شود که : یک چند وقت پیش مراسم گردو چینی داشتیم در این بهساد موقت. گردوهای پوست کاغذی خوبی دارد که به راحتی هم پوستشان کنده می شود و اصلا هم سیاهی آن به دست نمی ماند. اصولا سیاهی فقط به ذغال می ماند ، آن هم پس از زمستان …البته الان پاییز است و هنوز زمستان نرسیده که اصولا ما بخواهیم جنگ و دعوا کنیم که سیاهی به که بماند… خوب کجا بودیم ؟ آهان گردو چینی ، ابتدا سعی کردیم که از درخت بالا برویم ، یکی از دوستان هم رفت بالای درخت و کلی گردو چید ، اما خوب دو تا عیب داشت ، هم اینکه خطرناک بود و هم اینکه دست دوستان ما به همه جا نمی رسید عیبش دیگرش هم این بود اصولا من هم با این وزن نمی توانستم که از درخت گردو بالا بروم . این شد که که بر اساس اصل “پدر هر اختراع بشری یک نیاز است” یک وسیله اختراع کنیم که عبارت است از یک چوب بلند و دو عدد میخ که به دور گردوهای عزیز پیچیده می شد و به راحتی و سهولت چیده می شدند. این کار دو تا حُسن داشت ، اول اینکه گردوهای سرشاخه های درخت به راحتی چیده می شدند. | نقطه سر خط |
آرشیو برای ماه : مهر, ۱۳۸۶
اول اینکه : این روزها ناراحتم ، عمیق دیروز بود که یک بنده خدایی آمد شرکت برای مصاحبه ، معمولا مصاحبه ها را دیگر خودم انجام نمی دهم ، اما پشت تلفن به من گفت که در شرکت .. کار می کرده است و تصمیم گرفتم خودم مصاحبه را انجام دهم. نتیجه مصاحبه هم این بود که شدید سردرد گرفتم. به اعتقاد من ، وجود این شرکت ها ، نه تنها بخشی از بی هویتی که بلکه وجود هویتی کریه در بخش خصوصی فناوری اطلاعات استان است. وجود این شرکت ها باعث سلب اعتماد عمومی نسبت به بخش خصوصی می شود که حتی مشکلات بسیاری را برای آنها که می خواهند بر اساس صداقت و صراحت کار کنند به وجود می آورند. این دو روز همواره تصویر آن جوان علاقمند ، پاک و امیدوار در جلوی چشمان ظاهر می شود و بغض خود را فرو می خورم. کاش نظام صنفی عکس العملی نسبت به این حرکت های ضد صنفی نشان می داد. دوم اینکه : باید فرآیند یادگیری در بهساد هر چه بیشتر تقویت شود. عدم یادگیری و بی سوادی که اگر در دنیای نرم افزار مطالعه نداشته باشی دو روزه بی سواد می شوی، آدمها را فسیل می کند و آدم فسیل نیز دیگران را تحت تاثیر قرار می دهد و مثل موریانه مخ دیگران را می خورد. معتقدم که فرآیند یادگیری باید به صورت نهادینه و بسیار جدی تر از گذشته ادامه پیدا کند. یکی دیگر از ویژگیهای یادگیری آن است که غرور را از بین می برد. یادگیری باعث می شود که همواره بدانیم ندانسته های ما بیش از دانسته های ما است. در صورتیکه با توقف در سطح دانش گذشته که روز به روز کهنه تر و بی خاصیت تر می شود ، غرور کاذبی همه وجود را در بر می گیرد. من از همه دوستانم در بهساد که یادگیری را به طور جدی سرلوحه کار خویش قرارداده اند صمیمانه تشکر می کنم.
عرض شود که : فکر می کردم که چرا ما در ایران چنین شرکتی را در حوزه مهندسی نرم افزار کمتر می توانیم پیدا کنیم. همه ما می دانیم که هوش و استعداد همکاران ما در حوزه فناوری اطلاعات بسیار بالا می باشد ( حداقل من با چند نمونه از این آدم های فوق العاده کار کرده ام ) به یقین نمی خواهم برای عوامل سیاسی و اقتصادی و جهانی ، سهمی بیش از اندازه در این عقب ماندگی قائل شوم. من اعتقاد عمیق دارم که یکی از عوامل مهم در زمینه عدم رشد شرکت های نرم افزاری ایران ضعف مدیریت و پایین بودن ظرفیت مدیریت می باشد. ظرفیت مدیریت تنها شامل توانایی های فکری و فنی مدیران شرکت نمی شود. بلکه مجموعه ای از دانش ، فرآیند و سیستم و فرهنگ است که شرکت با استفاده از آنها می تواند از توسعه و رشد برخوردار شود. توسعه ظرفیت مدیریت درون یک شرکت بیش از آنکه متاثر از عوامل بیرونی باشد ، به عوامل درونی آن بستگی دارد.
غرض از گفتن این دو خط این است که بگویم چند وقت پیش نامه ای نوشتم به نماینده کارفرما تقریبا به این شکل : جناب آقای … ضمن تشکر از زحمات بی دریغ جنابعالی و سایر همکاران محترم در اجرای سیستم…. خواهشمند است نسبت به پرداخت مبلغ … دستور اقدام مقتضی را صادر و نتیجه را امر به ابلاغ فرمایید. امضا. بعد از مدتی حدود دو ماه دیدم خبری از پرداخت طلب های ما نشد و همکاران اداری هم هر روز با یک بهانه روبرو بودند. این شد که حضوری راه افتادم دنبال نامه و در آخرین مرحله آن آقایی که سند را صادر می کرد به من گفت ” فلانی چرا این طور از آقای … تشکر کرده ای . این طور که می نویسی یعنی بخشی از این پول به او تعلق دارد” ! دوستانی هم حضور داشتند و دوستانه توصیه کردند که پول حق تو است و نباید برای گرفتن آن از شخص خاصی حتی برای کارها و پرداخت های قبلی تشکر کرد!. یک لحظه سرم گیج رفت. نماینده محترم کارفرما ، بسیار ارزشمدار و از نظر مسائل مالی در سلامت کامل می باشد. فکر کردم در روزگاری که همه جا تقدیر و تشکر خالی از محتوی مرسوم شده است، چرا نوشتن یک نامه محترمانه می تواند چنین برداشت ها و تبعاتی را داشته باشد.

احتمالا شما هم این شایعه عدم رشد IT را در کشورمان شنیده اید !
دوستی تعریف می کرد که چند شب پیش به جشنی دعوت شده بوده و برنامه ها بر پایه IT استوار بوده !
پرسیدم : نقش IT در جشن چی بود ؟
گفت : خواننده محترم که از Laptop برای پخش آهنگ هایش استفاده می کرد !
حالا متوجه شدید که چرا می گویم شایعه است !
به قول سخنران ها : من امروز قصد نوشتن ندارم ، اما فقط برای اینکه چند جمله ای نوشته باشم عرض شود که : خیلی وقت است که درفکرم ، در فکر اینکه چرا IT در این مملکت رشد نمی کند. بانکداری الکترونیک در آغازین قدمهای خود است. هنوز هم که هنوز است من که جرات خرید از این سیستم های خرید Online را ندارم و هزار و یک مسئله دیگر …تجارت الکترونیک که پیشکش این مسئله در استان مرکزی از مشکلات بیشتری برخوردار است که بدم نمی آید نظرات شخصی خودم را در این رابطه کمی در این فرصت اندک توضیح دهم: Symptom & Signs : این ها را که گفتم کلی هستند. به یقین استثنا هم پیدا می شود. فعلا هم فرصت گفتن از درمان این بیماری نیست. شاید وقتی دیگر… خوب عزیزان ، من قصد نوشتن نداشتم. آنچه که بر صیغه گفتار آمد ، خلاصه ای بود مجمل در باب شکایت اندر احوال صنعت جدیده آنفورماتیسیون که دل دوستان بر آن جزغاله گشته و دیگران نیز بر آن وقعی نمی نهند. حال اگر چند جوان عاشق از زمره بهسادیون و غیر هنوز بر این راه پای می فشارند یا از خواص ره عشق است و یا از سر جنون که عاقل پای در این ره نگشاید و اگر گشود دکه خود را به اسباب البیت **بیاراید و دلالی کند که شاعر گفت : الا عاشق به راه علم و صنعت ** بود این راه تو پر رنج و زحمت خلایق هر چه رشته پنبه گشته بسی خواب و خیال است مال و مکنت * همان لوازم خانگی ** با دانشگاه علم و صنعت اشتباه نشود ، چون اصولا ما نه به این دانشگاه دخلی داریم و نه به فارغ التحصیلان آن