عارضم به حضور انورشما که:
در بهساد یک رسم است که به آنها که برای همیشه از بهساد رفته اند ، از پیشوند “مرحوم” استفاده می شود. برایم جالب است که به طور اتوماتیک این ذهنیت برای بهسادیان ایجاد می شود که چه شخصی کاملا گسیخته شده و چه اشخاصی حداقل از نظر ارتباط عاطفی و فکری هنوز در بهساد هستند و البته حضوری ارزشمند هم دارند. از جمله این دوستان خوب ما می توان به مهندس منتظران ، آقای منصوری ، و امیرکریمی اشاره کرد که که نه تنها در مورد آنها از آن پیشوند کذایی استفاده نمی شود ، بلکه همواره به عنوان یک دوست خوب و ماندگار از آنها یاد می شود و دل ما برایشان تنگ می شود. دیشب هم اتفاقا داشتم خواب می دیدم رفته ایم بهساد جدید ، مهندس منتظران آمده می خواهد یک لیوان آب بنوشد. آقای منصوری هم می گفت که بنوش که آبی است به غایت نوشین و گوارا!
آقای نیک مهر
از راست به چپ : دکتر ،احسان منصوری، من ،حمیدرضا منتظران
این عکس ربطی به نوشته های امروز من ندارد. داشتم دنبال عکس می گشتم دیدم که خیلی جالب است.
از چپ به راست : امیر کریمی ، حامد نیک مهر ، ملیحه رجایی ، حنیف بیات
عرض شود که :
بعد از مدتها مشغول کار تحلیل سیستم شده ام ، کاری است به غایت لذت بخش ، شبیه این فوتبالیست ها و یا ورزشکارهای پا به سن گذاشته که بعد از مدتی پا به میدان ورزش می گذارند و یک جور احساس تعلق و خویشاوندی می کنند با روزگار گذشته ، من نیز “بازجوید روزگار وصل خویش ” شده ام . اعتقاد عمیق قلبی دارم که هیچ کاری را به اندازه مسائل تخصصی مهندسی نرم افزار و تحلیل سیستم دوست ندارم. هر چند که دیگر موقعیت پرداختن به آن را زیاد ندارم.
این حس های خوب در این بهساد موقت “Temp 2 Behsad“* که به تازگی آمده ایم خیلی افزون می شود. محیطی نسبتا وسیع و آرام با حیاط و درخت گردو و پیچک های همسایه که همه چیزهایی را که برای داشتن یک حس نوستالژیک لازم است فراهم می آورد.
همیشه دوست داشتم بهساد یک محیط ویلایی داشت ( گرچه با عزیمت به بهساد جدید (**New Behsad ) چندان نباید متوقع باشم). قبل از اینکه بخواهیم مشغول برج بهساد شویم ، پیشنهاد دادم یک باغ نزدیک به شهر را برای بهساد خریداری کنیم و ساختمان جدید بهساد را در آن بسازیم ، دو تا حسن داشت***، یکی اینکه از نظر هزینه ای خیلی به نفعمان بود و دیگر اینکه می شد از مزایای یک محیط بسیار آرام و زیبا بهره برد. به هر حال همه با من مخالفت کردند و شد داستانی که کم و بیش آن را می دانید.
خدا پدرو مادر آن صاحبخانه قبلی را بیامرزد که با بدخلقی بساطمان را ریخت وسط کوچه و آمدیم به این بهساد موقت. برای آرامش کلی خاصیت دارد.
-پای نوشت
*اصطلاح Temp 2 Behsad در مقابل Old Behsad ( ساختمان آقای مقیاسیان ) و مکان موقت قبلی به کار برده می شود.
** New behsad همان ساختمان در دست ساخت بهساد است که به برج بهساد مشهور شده است.
*** این اصطلاح “دو تا حسن دارد” را شریک ساختمانی به کار می برد. معمولا در صحبتهایش وقتی می خواهد درباره مزایای کاری صحبت کند می گوید ” این کار دو تا حسن دارد” البته همیشه یا یک حسن می گوید و یا پنج شش تا ، حالا این هم آمده در فرهنگ اصطلاحات بهساد.
علی العجاله چند نکته ای بنویسیم که راستش را بخواهید امروز نوشتنم نمی آید ، کلا هفته خسته کننده ای را پشت سر گذاشتم
-
اگر همیشه این نگرانی را داشته ام که وقتی در مورد شخصی صحبت خوب یا بد می کنم ، آن فرد محترم با مراجعه به اینترنت ، درست و یا اشتباه در مورد نوشته من قضاوت کند ، در این یک مورد شک ندارم که مراجعه ای صورت نمی گیرد. کسی که گذارش به قول خودش به “انترنت” نمی افتد و آن آقای حمیدرضا مقیاسیان گری فرد و به قول ما “گری” است.
این آقای مقیاسیان صاحبخانه خوب و قبلی بهساد بود که برخلاف بسیاری از صاحبخانه ها پنج سال را با ما سپری کرد. در ابتدا کرایه نسبتا کمی می گرفت و بعد که احساس کرد زیر پوست بهساد آب افتاده است ، کمی فتیله را کشید بالا و ماهم فرار کردیم و شد آنچه که نباید بشود و حسابی اذیت شدیم.
این آقای مقیاسیان داستان ما ، به شغل شریف دلالی ماشین مشغول است و البته در کار مستغلات نیز هست.با چهار کلاس سواد درآمدش از ۱۰ تا مهندس بیشتر است. همکلاسی آقای مهندس رعنایی بوده و به قول خودش چون شاگرد تنبل بوده چند با اخراج شده و نهایتا از قافله عقب مانده . می گفت تجارت را از بلال فروشی کنار خیابان شروع کرده و یک روز گفت ” آقا، من چهار بار ورشکست شدم تا شدم حمید مقیاسیان!” جدای از ادبیات گفتگویش که چندان جالب نیست و در مجموع شامل ۲۰-۳۰ لغت بیشتر نمی شود، انسان با مرام و با اصولی است ، البته که یکی از اصولش هم پول است. برای هر یک از بهسادیها هم یک اسم گذاشته بود مثل مهندس کوچیکه ، پسر …، دختر لوسه ،… نزول خور وقس علیهذا و با غیبت هر نفر ، آمارش را از من جویا می شد و با فضولی خاصی ، بدون اینکه رودربایستی داشته باشد می گفت :”مهندس ، اون مهندس کوچیکه خیلی وقته نیامده ، کجاست ؟ ”
به هر حال گری همواره یکی از اجزای خاطرات بهساد باقی می ماند و گاه از او یاد می کنیم و لبخندی می زنیم.
عرض شود که :
-
این روزها ، شدید شده ام ، یعنی من پشت کامپیوتر نشین اداری به اصطلاح تحلیلگر و … ، تبدیل شده ام به یک معمار و یا نوع با کلاسش (مهندس کارگاه) و یا نوع بی کلاسش (سرعمله) و یا هر چه شما دوست دارید تصور کنید. که البته این نمی دانم چی چی شدن خالی از دردسر ، جاذبه و البته دوندگی ها و بنزین سوزاندن بی حد و حصرش نیز نیست.
- عمله بنا جماعت نیز یک جورایی مثل خود ما هستند. به Acquisition پروژه های Concurrent باهم می پردازند (به زبان مهندسی ) ، یعنی صد تا کار را زخمی می کنند (به زبان عمله بنایی) و به عبارتی یک خط در میان سعی می کنند همه را راضی نگهدارند که در این صورت هیچ کس هم راضی نخواهد بود.
- یک جورایی متوجه شده ام که فتیله پرداخت ها باید متوسط رو به کم باشد. اگر فتیله را زیاد بالا بکشیم دودش برای چشم ضرر دارد. هر چه تلاش کرده ام نتوانسته ام این مسئله دود را حل کنم. بندگان خدا خسته می شوند .
- با تلاش ها و زحمات معمار قبلی ، ساختمان کلنگی بغل دستی هم دچار ترک خوردگی و … شده است که باید تعمیر شود.
- چند روز پیش رفته بودم سر میدان کارگر بیاورم برای یک سری از کارهای گل ، یادم رفته بود که در ماشین را قفل کنم. چهار نفر نشستند داخل ماشین (شانس آوردم ۲۰۶ بیشتر جا نمی گیرد. ) ، حالا از من انکار که یک نفر بیشتر نمی خواهم و از آنها اصرار که زن و بچه دارند. راستش را بخواهید ترسیده بودم که کتکم بزنند ، بدجور قیافه های خفنی داشتند. به هر تهدیدی که بود همه را پیاده کردم و یک بچه مظلوم سوار کردم بردم سر ساختمان ، حالا مشکل این جا بود که این بجه مظلوم اصلا توان کارکردن نداشت. کمی بالا پایین رفت و حقوقش را گرفت و رفت ! قبلا دو تا افغانی شارپ برده بودم ، خیلی خوب کار می کردند. بی دردسر ، فکر کنم با این تعهد کاری برادران افاغنه ، در آیند نزدیک کشور دوست و مسلمان افغانستان از جمله بلاد پیشرفته شود و کارگران ایرانی ( با توجه به مزیت آشنایی به زبان فارسی ) بتوانند فرصتهای شغلی مناسبی پیدا کنند و مشکل ….. راستی هاکوپیانس می گفت که امتحان های مدارک تخصصی سیسکو به تازگی در افغانستان برگزار می شود و علاقمندان می توانند برای کسب این مدارک به افغانستان مراجعه کنند.
به هر ترتیب فکر کنم در یکی دو سه چهار هفته آینده ساختمان بهساد به اتمام برسد و پس از بریدن روبان مربوطه ، نقل مکان کنیم. راستی به دنبال یک اسم خوب هم برای ساختمان بهساد می گردیم. به پیشنهاد بهترین اسم ، جایزه تعلق می گیرد.
- فعلا کمی تا قسمتی دچار تبعات Delay در اتمام پروژه عمرانی بهساد شده ایم که شرح ماوقع در نوشته های بعدی خواهد آمد.
عرض شود که :
موضوعات زیادی برای جمعه نوشته های بهساد در ذهنم پراکنده هستند ، که هر یک را به دلیلی دوست دارم بنویسم و به دلایلی دیگر نمی توانم بنویسم. برخی از دوستان مشفق ، نصیحت کرده اند که “تو را خاموشی بِه..” و هاکوپیانس گفت بنویس NULL و تمام!
خوب البته کمی به موضوعاتی که در ذهنم برای نوشتن بود می پردازم:
- اول از همه دوست می دارم راجع به این جوان بسیار باهوش و باسواد سنجانی بنویسم که البته مدتی بسیار کم هم در سال ۸۲ همکار ما در بهساد بود، در طول سالیان متمادی کار در بهساد و غیر بهساد کمتر مهندس کامپیوتری را دیده ام که این چنین بر ابزار کار خودش مسلط باشد، اینترنت را به خوبی بشناسد و از منابع آن به خوبی استفاده کند و نهایتا کارهایش استاندارد و تمیز و شسته رفته و به قول مفسران ورزشی استخوان دار باشد. نحوه کار او در همان مدت کم دربهساد ، منشا آموزش های موثری برای من بود. هنوز هم وقتی که می خواهم در مورد “مهندس کامپیوتر” فکر کنم ، حمیدرضا محمدی یکی از نمونه های آن می باشد. متاسفانه نشد که باهم کار کنیم. به طور طبیعی او انتقاداتی به ما داشت و ما به او .هر جا که هست برای او آرزوی موفقیت می کنم.
- راجع به این موضوع گفتند که فعلا ننویسم. (همان دوستان مشفق)
-
مدتی است که به قول این مدیریت چی ها داریم re-Engineering می کنیم ، آرام و بی سر و صدا . چند شب پیش با دکتر بحثی داشتیم در مورد سطح رسمیت کاربرد مفاهیم مدیریتی در شرکت های کوچک و متوسط . هر دوی ما نسبت به بکارگیری این مفاهیم ( اندازه گیری ، مهندسی مجدد ، مدیریت ارتباط با مشتری و … ) شکی نداشتیم. من سطح رسمیت و ابزارگرایی بیشتری را قائل بودم و دکتر این اعتقاد را داشت که پرداختن بیش از حد به ابزار و رسمیت بخشی به این مفاهیم علاوه بر اینکه مفاهیم اصلی را تحت شعاع قرار می دهد ، ممکن است فراخور سازمانی با حد و اندازه بهساد نباشد.
البته من تناسب سطح رسمیت اعمال تغییرات (Formality) با اندازه سازمان را درک می کنم و دکتر نیز با کارآمد بودن ابزار موافق است ، فقط بحث اولویت بندی و زمانبندی آن وجود داشت. به هر جهت مهندسی (مجدد) مفاهیمی مانند برنامه ریزی و کنترل در حوزه های مختلف کاری شرکت و پایه ریزی (مجدد) فرآیندها (به قول من) و سر و سامان دادن به کارهای شرکت (به قول دکتر) از اوجب واجبات است و مشغول آن شده ایم.
- NULL
- اطلاعات مرتبط با گرید انفورماتیک را در سایت وارد کردم. امسال امتیاز بسیار بالاتری نسبت به سال گذشته داریم. به عبارت بهتر سال گذشته در دوحوزه کاری دارای رتبه ۵ بودیم و خوشبختانه امسال با ارتقای سطح تخصصی شرکت در همان دو حوزه رتبه ۴ را کسب کرده ایم. این موفقیت و ارتقا را به همه بهسادیها شادباش می گویم.
آونگان چند روز پیش جلسه بودیم
استانداری گیلان -آقای مهندس مولایی ( در حال صحبت با تلفن ) و آقای مهندس شوندشت.
آقای مهندس هاکوپیانس
م. نظام صنفی رایانه ای - آقای مهندس رجبی و آقای بدیعی