جل الخالق
امروز داشتم مرور می کردم مراجعات به وبلاگ بهساد را، یکی از نکات مهم برای هر دارنده سایت کلمات کلیدی هستند که منجر به بازدید سایت می شوند.گاهی فکر می کنم که وب سایت و وبلاگ بهساد محل مراجعه افرادی است که یا به دنبال سیستم هستند یا ERP و یا بحث های مربوط به معماری اطلاعات. امروز دیدم عزیزی ” هدف از خلقت گربه” را در اینترنت جستجو کرده و اتفاقا هم بهساد در رتبه سوم جستجو قرار گرفته بود.
یادت به خیر فتح الله …. هم اتاقی دوران دانشگاه را می گویم که یک بچه گربه برای تربیت به اتاق آورده بود و حسابی کارمان شده بود گربه بازی ، مثل اینکه کلا ما باید با گربه ها سر کنیم.
آرشیو برای ماه : دی, ۱۳۸۵
امروز برای برخی از امور اداری رفته بودم سازمان مدیریت ، به عبارتی روز آخر ثبت نام شرکت ها و فروشگاه ها بود. نسبتا مراجعات زیادی صورت گرفته بود. کلی شرکت مراجعه کرده بودند برای ثبت نام ، چند مطلب بد نیست بنویسم.
- چند وقت پیش یک جایی بودیم ، یک فیلمی دیدیم در مورد ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری ، از دختر ۱۹ ساله تا پیرمرد ۸۰ ساله گویی آمده بودند. همینکه خیلی ها آنقدر اعتماد به نفس داشته باشند که بخواهند به فرض علیرغم تمام مونع قانونی با ۱۹ سال رییس جمهور شوند دیگر نمی شود انتظار داشت که در مورد انتخابات نظام صنفی رایانه ای افراد فقط به صلاحیت های عمومی و تخصصی خود توجه داشته باشند و خود را نامزد عضویت در هیات مدیره نظام صنفی کنند.
- متاسفانه ائتلاف غیر رسمی شکل گرفته است که بعضی از افراد رای نیاورند. البته این رای نیاوردن درست ، اما باید دید که رای آوردن دیگران هم به اندازه رای نیاوردن آن عده که همه بر آن توافق دارند ارزشمند است ؟
- آنهایی که می دانند همه در اراک تصمیم گرفته اند که آنها رای نیاورند. تصمیم گرفته اند رای های خود را از شهرستان ها ی استان جمع آوری کنند.
- بنا به روایتی بازار ثبت شرکت و استفاده از شرکت های بدون فعالیت که فقط اساسنامه ای دارند و بس نیز داغ شده است.
- به طور کلی از این جوی که به راه افتاده است چندان دل خوشی ندارم ، با اینکه نامزد عضویت در هیات مدیره هم شده ام . دست و دلم به تبلیغات نمی آید.
- ..
تا بعد.
عرض شود که به نظر می رسد بعضی از شرکت ها که حیاتشان وابسته به یک شرکت بزرگتر هست و مجبورند ۷۰ درصد درآمدشان را مستقیما به شرکت مادر بفرستند شروع کرده اند به سمپاشی علیه بهساد در انتخابات نظام صنفی رایانه ای . البته این شیوه تخریبی را این شرکت ها در رقابت هم داشته اند. برای من اینکه یک نماینده فروش یا نهایتا یک ویزیتور بخواهد این اندازه اعتماد به نفس داشته باشد جالب است. اما جالب تر این است که این شرکت ها بخواهند خود را در جایگاه شرکت مادر فرض کنند. شرکت مادری که در نظام صنفی رایانه ای کشور نیز جایگاهی ندارد.
عرض شود روز چهارشنبه جلسه آشنایی با نظام صنفی رایانه ای و انتخابات آن در استان مرکزی بود که به نظر نرسید باید در مورد آن کمی گزارش بنویسم:
- در درجه اول مثل همه جا که تشکر می کنند از مسئولان ، من هم از مسئولان محترم سازمان مدیریت و برنامه ریزی به ویژه خانم عظیمی تشکر می کنم که این جلسه را تشکیل دادند و همچنین آقای مظلوم که زحمت زیادی کشیدند.
- بعضی از دوستان از اول سعی می کردند که خود را تافته جدا بافته نشان دهند و صد البته یک جورایی هم استفاده رانتی از سوابق که نه (چون سوابقی وجود ندارد) از حضور انحصار طلبانه اشان در تمامی عرصه های نرم افزار ، سخت افزار ، شبکه ، آموزش ، … داشته باشند و خود را منتخب پیشاپیش جماعت فناوری اطلاعات فرض کنند.
- بسیاری از دوستان بسیار دیر آمدند و جلسه تا آخر محل رفت و آمد بود
- برخی از نرم افزاریها ، نگران نبودن نماینده خود در نظام بودند ، چون تعداد سخت افزاری ها بیشتر است، واقعا بیشتر!
- به نظر می رسد افراد زیادی قصد کاندید شدن دارند. از بزرگ بزرگ تا کوچک کوچک
- بعضی شرکت ها که حیاتشان در قید یک شرکت بزرگتر در تهران است ، انتظار داشتند ۱۰ تا حق رای داشته باشند.
- در پایان جلسه لابی های مختلفی شکل گرفت
- آقای نذر محمدی تلاش زیادی در راهنمایی افراد برای قرار گرفتن در صندلی های از پیش تعیین نشده اشان داشتند
- …
انتهای گزارش
تحلیل و تفسیر در نوشته های بعد.
(راستی در کنار این فعالیت های انتخابی کمی هم مطابق همیشه خواهم نوشت)
قابل توجه کلیه کارفرمایان :
عجله در پرداخت مزد کارگر از دیگر مقررات حوزه کار و کارگری که پیشوایان دین بر آن تاکید ورزیده اند “عجله در پرداخت مزد کارگر” است و کارفرما باید هرچه سریعتر در پایان کار دستمزد کارگر را بپردازد. کارگری که کار خود را به پایان رسانده و از این طریق بهره ای را نصیب کارفرما ساخته است طبعا او نیز انتظار دارد به همراه بهره مندی کارفرما، بهره کارگری خود را بگیرد و به وسیله آن چرخ های زندگی اش را به حرکت درآورد. عجله در پرداخت مزد کارگر، آثار فراوان فرهنگی و اجتماعی را به همراه دارد که توجه به هر کدام از آنها می تواند فلسفه تاکید پیشوایان دین را روشن نماید، به عنوان مثال، عجله در پرداخت دستمزد، در رضایتمندی کارگر نقش موثری ایفا خواهد کرد و او را برای آینده ای مطمئن تر و با نشاط تر تقویت می نماید. بر “وجدان کاری” کارگر اثرگذار خواهد بود و سطح کیفیت تولید را افزایش خواهد داد. همچنین وفاداری کارفرما را به تعهد خویش اثبات می کند و این خصلت که از ارکان فعالیت های اقتصادی به شمار می آید، در محیط تولید و تجارت سرمایه گرانبهایی است که نقش اساسی دارد. پیامبر (ص) در موارد متعدد و با تعابیر گوناگون بر این نکته تاکید ورزیده است که پیش از اینکه عرق کارگر خشک شود اجرت او را بپردازید: “مزد کارگر را پیش از اینکه عرقش خشک شود بپردازید.” (۱۷) “مزد کارگر را تا وقتی که در غم عرق خستگی هست پرداخت کنید.” (۱۸) در کلامی از پیامبر اعظم (ص) نقل شده است که فرمود: “خداوند در روز قیامت به سه کس نظر نمی کند: انسان آزادی که شخص آزادی را بفروشد و انسان آزادی که خودش را بفروشد و مردی که پرداخت دستمزد کارگر را آنقدر به تاخیر اندازد که رطوبت عرق ناشی از کار او خشک شود.” (۱۹) یکی از یاران و نزدیکان امام صادق(ع) “شعیب عقرقوفی” است. او می گوید: گروهی از کارگران را برای کار در باغی که مربوط به امام صادق(ع) بود اجیر کردم و آنها می بایست تا عصر کار می کردند و چون زمان کارشان به پایان رسید حضرت صادق(ع) به یکی دیگر از نزدیکان خود به نام “معتب” که مسئول پرداخت دستمزدها بود فرمود: “مزد کارگران را پرداخت کن پیش از آنکه عرقشان خشک گردد.” (۲۰)
۱۷- متقی هندی، علاءالدین، کنزالعمال، ج۳، ص ۹۰۶، حدیث ۹۱۲۵ ۱۸- همان، ص ۹۰۷، حدیث ۹۱۳۱ ۱۹- همان، ج۱۶، ص ۳۵، حدیث ۴۳۸۲۳ ۲۰- شیخ طوسی، محمد، تهذیب الاحکام، ج۷، ص ۲۱۱، ح ۹۳۰، بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۵۷
برگرفته از روزنامه رسالت
این بار زود به قولم عمل می کنم و هم عکسی را که از آقای حیدری گرفته بودم ، در روزنوشته های بهساد قرار می دهم و هم کمی صحبت مرتبط.
اول اینکه ایشان فرمودند که نگفته اند که من در فضای IT استان سیاسی کاری می کنم ، بلکه سیاسی شده ام . البته فرمایش ایشان کاملا صحیح است و من اگر در نوشته های پیشین نقل به مضمون اشتباه داشته ام ، عذر خواهی می کنم.
دوم اینکه فرصت نشد تا صحبت کنیم که مصادیق این سیاسی شدن چیست ، اما به نظر می رسد که مدیران شرکت های Hitech هم برای تنظیم روابط خود با کارفرمایان و رقبا مجبور به سیاست گذاری و مانورهای ( رزمایش ) کاری می باشند. البته این بعضی اوقات خطرناک است و من باید به توصیه های مشفقانه ایشان توجه کنم. چرا خطرناک است ؟ چون یک دفعه بعد از ۱۷-۱۸ سال متوجه خواهم شد که برای جلب و جذب مشتری رو به بازی های سیاسی آورده ام و این برای بهساد که صلاحیت )Competency) خود را بر کسب دانش و حرکت بر لبه تکنولوژی قرار داده است و رضایت مشتری را فصل الخطاب تمام کارهای خود فرض می کند به مثابه سم می باشد. پس به توصیه ایشان عمل می کنم و من حرکت های سیاسی ( البته نه فعالیت های سیاسی در چهارچوب احزاب و ….که از آن به طور کامل فاصله دارم ) را به عنوان یک دارو که دارای عوارض جانبی نیز می باشم به کار خواهم برد و از مصرف بیش از حد آن خودداری خواهم کرد.
دوم اینکه ، آقای حیدری را به عنوان مدیری متواضع می شناسم. کلا این تواضع در تمام ارکان بالای سازمان مدیریت استان وجود دارد. این همان چیزی است که ناشی از تفکر کارشناسی در سازمان مدیریت است.
سر انجام اینکه ، علیرغم رابطه علمی خوبی که با سازمان مدیریت استان داشته ام ، هنوز نمی دانم چرا نتوانسته ام هیچ پروژه ای از آنها بگیریم. حتی چندین و چند پروپزال هم به آنها داده ایم. البته هیچ کدام به بحث و مذاکره نرسید. خیلی دوست دارم با آنها یک پروژه معماری سازمانی اجرا کنم. البته باید ببینیم که تکلیف ساختار جدید چه می شود.
امروز رفته بودم سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان مرکزی ، با آقای حیدری معاونت محترم منابع انسانی صحبت می کردیم ، در مورد وبلاگ نیز هم. البته از عکس قبلی که من به صورت پنهانی گرفته بودم راضی نبودند. حق هم داشتند. یک عکس خوب از ایشان گرفتم و در مطالب بعدی از آن استفاده می کنم. کمی هم در مورد ساختار کارشناسی سازمان مدیریت و توانمندی آن صحبت کردیم. مختصری هم در مورد سایر مسائل.
اما موضوعی که این چند روز بیشتر به آن خواهم پرداخت ، انتخابات نظام صنفی رایانه ای استان مرکزی است . بالاخره این مهم با تلاشهای سازمان مدیریت و علاوه بر آن ( امروز خبر شدم همراه با تلاشهای آقای غیاثی ) به ثمر نشسته است و قرار است در روز ۱۲ دی ماه انتخابات انجمن با حضور استاندار محترم برگزار شود.
وجود نظام صنفی رایانه ای ، مشروط به فعالیت و دیدگاه مثبت اعضای هیات مدیره آن می تواند منشا ثمرات خیری برای استان مرکزی شود که در نوشته های بعدی در مورد آن خواهم نوشت.
تقریبا رقابت نسبتا زیادی برای دستیابی به حضور در هیات مدیره انجمن وجود دارد. شاید دلیل این باشد که متاسفانه کمتر شرکت اراکی را بتوان پیدا کرد که به شرکت دیگر اعتماد داشته باشد و کمتر شرکت اراکی را می توان پیدا کرد که از این سیاست عدم اعتماد زیان نکرده باشد و یا در معرض تمهت و عتراض واقع نشده باشد. . شاید به جز گذرگاه جهانی ( آقای هاکوپیان ) ، پویش پردازان (مهدی شهری ) و بهساد تا به حال کنسرسیومی که شرکت ها باهم کار اجرایی نیز کرده باشند وجود ندارد. به همین دلیل بسیاری از شرکت ها شروع کرده اند به لابی با سایر شرکتها برای جمع آوری رای….
من فکر می کنم ، به همه ، به خودم ، به رسالتی که بر دوش ماست. به مسئولیت سنگینی که اعضای هیات مدیره در مقابل دیگر اعضا ، در مقابل خود ، در مقابل وجدان خود ، در مقابل مردمی که تحت تاثیر فعالیت های نظام صنفی قرار خواهند گرفت. به راستی ما کجا هستیم ، در اخترک تفکر ما کدام گیاه خواهد رست ، کدام آفتاب روی خیرخواهی ما را خواهد ستود…
- عرض شود که برف و باران زیادی آمد ، به همین دلیل عملیات ساختمانی دفتر بهساد با مشکل مواجه شد. این بخش از کار که متوقف بود ، کارهای دیگر شرکت هم به خاطر برف و سرما تحت تاثیر قرار گرفت ، چرا که به هر حال ارتباطات کمتر می شود و بیرون رفتن و….
اما همه اینها به یک طرف ، بیماری و کرختی خود من هم تاثیر زیادی داشت تا بسیاری از تعهداتم را انجام ندهم. یک جور در حلقه مثبت عدم تمرکز قرار گرفته بودم که خوشبختانه مسئله رو به حل است. - خوب، به سلامتی و میمنت نظام صنفی رایانه ای استان مرکزی هم در حال تشکیل است. به همین جهت در دعاوی مالیاتی و … دیگر لازم نیست نماینده صنف قصاب از حقوق صاحبان فناوری دفاع کند. البته این نظام صنفی هزار تا فایده دیگر هم دارد. منتهی باید دید که چه کسانی به عنوان هیات مدیره نظام صنفی انتخاب می شوند. آیا انتخاب یک هیات مدیره قوی ، باسواد و برنامه محور می تواند نابسامانی های فناوری اطلاعات را در استان مرکزی پایان دهد ؟
آیا نظام صنفی و متولیان آن می تواند به پدیده و تفکر ” دیگی که برای من نجوشد ، کله…”پایان دهد ؟
به نوبه خود تلاش خواهم کرد که نظام صنفی مقتدر ، سیستماتیک، علمی و برنامه محوری در استان شکل بگیرد که با جامع نگری ، بتواند نه منافع شخص یا گروهی خاص که منافع همگان را تامین نماید.
درباره نظام صنفی بیشتر خواهم نوشت…
عرض شود که دیر شد این وبلاگ نوشتن ما
راستش را بخواهید نویسندگان وبلاگ را زیاد کرده ایم ، اما فعلا کسی جز من چیزی ننوشته است. به همین جهت چند روز صبر کردم تا این جماعت بنویسند ، اما نشد.
خبر زیاد هست برای گفتن که به امید خدا فردا خواهم نوشت.
آن داستان گربه ای که در یکی از ادارات دیده بودم یادتان هست ؟
چند وقت پیش داشتم می رفتم خدمت یکی ازمشتریان محترم که در محوطه یک سگ تا حدودی خشمگین سر راهم ظاهر شد. یک لحظه به هم نگاه کردیم و نگاهمان در هم گره خورد. با خودش فکر می کرد که حمله کند یا نکند. احتمالا در این تفکر بود که قیافه من به پیمانکار می خورد یا نه ؟من با خودم می گفتم که اگر این سگ عزیز بداند من پیمانکار هستم و ماه ها بستانکاری های عقب افتاده دارم و … ، دلش برایم خواهد سوخت و کاری به کار من نخواهد داشت. باز فکر کردم که یک شب سگ ها به دکتر و حنیف بیات حمله کرده اند و هیچ در نظر نداشته اند که آنها پیمانکارند . در این تفکرات روشنفکرانه عمیق در مورد سگ ها به سر می بردم و با تمام ترسی که از سگ ها دارم ، تصمیم گرفتم از او عکس بگیرم.البته برخلاف آن گربه جرات نزدیک شدن به آن را نداشتم. حتما به خوبی می دانید که سگ ها گاز می گیرند و این گاز گرفتنشان حسابی باعث درد سر می شود.
سرانجام از او عکس گرفتم ، با تعجب نگاهی کرد و رفت!.
