این آقا مسعود قلمی برای اجرایی شدن سیستم هپکو خیلی زحمت کشید. دستش درد نکند
من! برای حضور در بازارهای گسترده باید مجهز بود.
آقای باقری، مدیر محترم برنامه ریزی شرکت یاسان - از مشتریان خوب و بالغ
آقای حیدری- معاونت محترم توسعه منابع انسانی سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان مرکزی
چند وقت پیش من را به سیاسی کاری در فضای IT استان متهم کردند که در این مورد در پست های بعدی خواهم نوشت.
آرشیو برای ماه : آذر, ۱۳۸۵
این نوشته ای که می بینید ، بخشی از مستنداتی است که به عنوان اسناد تحلیل سیستم ، کارفرمای محترم در اختیار ما قرار داده است.
اضافه کنید صورت وضعیتی که ۴ ماه است بررسی نشده است
اضافه کنید که کارفرما خواسته های تکراری و متناقضی دارد.
اضافه کنید که با زبان زور و تهدید سخن می گوید.
…. 
عرض شود این یک پست به درخواست آقای نیک مهر
عکسی که مشاهده می فرمایید عکسی از وب سایت سازمان سنجش آموزش کشور است. به نظر می رسد که به دلیل مراجعه بیش از حد متقاضیان کارشناسی ارشد ، این سایت از کار افتاده است. امروز خواندم که گفته بودند اینترنتی کردن ثبت نام کنکور یک میلیارد تومان صرفه جویی در هزینه ها داشته است. آیا بهتر نبود از این یک میلیارد تومان فقط چند میلیون تومان صرف بهینه سازی وب سایت و Server آن می شد تا دسترسی به محتویات سایت هم امکان پذیر باشد ؟
آیا بهتر نبود از تکنولوژی های پیشرفته تر استفاده می شد ؟
آیا بهتر نبود که تست بار روی سایت قبل از طراحی صورت می گرفت ؟
آیا بهتر نیست مهندسی تر کار کنیم ؟
….
بازهم عرض شود که :
- امروز یعنی جمعه با تمامی همکاران بهساد جلسه داشتیم در مورد خیلی چیزها ، از جمله اینکه چند کمیته تشکیل شد و کمیته ۵S هم اعضای آن تغییر کردند . امیدوارم پیشرفتهای بیشتری حضور همگان حاصل شود. همچنین برنامه هایی هم برای بخش آموزش الکترونیک وب سایت پیش بینی شد که بیشتر از این به هنگام شود.
- خدا را شکر بخشی از بحران کمبود نقدینگی شرکت که به واسطه عدم پرداخت بدهی های مشتریان بخش دولتی به وجود آمده بود با همکاری مشتریان بخش خصوصی مرتفع شد. بازهم بگویید اقتصاد دولتی خوب است!
- فکر می کنم حالا که بهساد به مرز ۵ سالگی نزدیک می شود باید مقدمات یک پروژه BPR را فراهم آورد. البته هنوز هم بزگترین مشکل بهساد کمبود نیروی انسانی به ویژه در لایه های مدیریتی است.
- این هفته که گذشت از یکی از مشتریان به دلیل تغییر مداوم خواسته ها در نرم افزار بسیار ناراحت شدم. امروز در صحبت هایم در جلسه اشاره کردم درست است که همیشه حق با مشتری است ، اما اگر مشتری حرف ناحق زد بازهم حق با مشتری است ؟ اصلا معیار تعیین حق و ناحق ما هستیم یا مشتری ، یکی بیاید و این مسائل را برای من حل کند.
عرض شود که به دلیل مسافرت در روز جمعه نشد که وبلاگ را به روز کنیم. البته این موضوع را از روز قبل هم می دانستم ، برای همین تصمیم گرفتم که پنجشنبه بنویسم که مهمان آمد ، شنبه که برق رفت و حالا شده است یک شنبه تا ببینیم که می شود نوشت و یا نه عرض شود که حسابی در فکرم. به نظرم می رسد که باید کم کم کلید یک پروژه مهندسی مجدد در بهساد را فعال کنم ، هم در زمینه منابع انسانی ، هم در مورد بازاریابی و هم در زمینه تکنولوژی ، دیروز بود که در جایی در اینترنت می خواندم که سود بخش دلالی در ایران ۸ برابر سود بخش صنعت است و البته به نظر من ۸۰ برابر سود بخش نرم افزار ، با مهدی شهری که صحبت می کردیم به این نتیجه رسیدیم که فعالیت در بخش نرم افزار کشور یا عشق می خواهد و یا دیوانگی و یا هر دو که البته فکر کنم این موضوع در مورد هر دوی ما صدق می کند. به هر حال برای این عشق و دیوانگی باید برنامه ریزی کرد تا بزرگ شد. هر چند وقت یک بار گاهی وضعیت شرکت های رقیب را نگاه می کنم و می بینم که برخی از ما جلوتر هستند و برخی هم از ما عقب تر ، اما هر چه فکر می کنم بیشتر به این نتیجه می رسم که وقت تنگ است و رقابت سنگین … پس باید با برنامه ریزی بیشتر و بهتر و جدی تر به افقهای جدید بهساد فکر کرد. البته جدای این حرفهای خوب خوب ، قصد داشتم خاطره ای بنویسم از فرهنگ بهساد. معمولا در بهساد افراد جدید که می آیند کمی خجالت می کشند و به ویژه در موقع ناهار بسیار کم خوراک می شوند. یکی از همکاران خانم ما هم از این وضعیت مستثنی نبود. روز اول خیلی مظلومانه کنار میز غذا نشسته بودند و خیلی کم غذا خوردند. کمی این و آن به ایشان تعارف کردند که کارساز نشد. اما آقای مهندس منتظران از آن طرف سفره گفت “خانم … اگر نخوری مجبوریم غذا را بدهیم گربه ها بخورند هااااا….” اینگونه بود که این جمله وارد فرهنگ بهساد شد و با ورود هر تازه واردی چه غذا زیاد بخورد و یا نخورد رودربایستی ها خیلی زود مرتفع می شود…