آرشیو برای ماه : مهر, ۱۳۸۵

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

راه کمی آمده ایم و راه زیادی را باید بپیماییم….راه بسیار و وقت اندک ، باید شتاب کرد…

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

رمضان در بهساد
نمی دانم قبلا در این مورد نوشته ام یا نه ، اما به مناسبت پنجمین رمضان در بهساد بد نیست کمی بنویسم.
کم کم دارم احساس می کنم که خیلی وقت است که در بهساد هستم ، به خصوص با وجود دوستانی که سال اول خود را در بهساد به سر می برند.و با گفتن هر خاطره از گذشته ها یادم می آید که سالها دارد می گذرد. رمضان در بهساد حال و هوای خاص خود را دارد. یک سفره مفصل برای افطار به همراه نان تازه و شیر داغ که از اولین سال بهساد هم برقرار بود ،یادش به خیر که آن سال اول با دکتر روی پروژه یاسان کار می کردیم ، بعد از ساعت ها کار برنامه نویسی و آن کم آوردن های نزدیک افطار ، واقعا کنار هم نشستن و باهم افطار کردن می چسبید و گویی در این پنج سال این رسم و این حال و هوای خوب هنوز ادامه دارد.
سفره افطاری بهساد همیشه مردانه بوده است. یکی فکر نان تازه است و یکی در حال دم کردن چای و دیگری هم میز را می چیند و خلاصه اینکه کسی بیکار نیست. چند لحظه در هنگام اذان سکوت همه جا را فرا می گیرد و بعد گفتگو و شوخی و خنده….و صد البته بازهم کار تا پاسی از شب
این جو خوب و روحانی از برکات رمضان است که با سخت کوشی و انضباط و هدفمندی بهسادیها همراه می شود و در نهایت خاطراتی بی بدیل در زندگی آدمی پدید می آورد.

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که یکی از سیستمهایی را که نوشته بودیم ، قرار بود تا با کارفرما قراردادی داشته باشیم برای اجرایی ساختن آن
البته بیشتر خدمات مشاوره ای جهت اجرای نرم افزار ، با این حال کارفرمای محترم هم بیشتر انتظار داشتند که ما کارهای اجرایی را از قبیل چاپ گزارش های سیستم و حتی کارهای اپراتوری انجام بدهیم که البته آبمان در یک جوی نرفت.
اینکه این کارفرمای ما حتی در توان کارهای اپراتوری نیز ضعیف است شکی در آن نیست. اما آیا اینکه بهساد هم موظف به کمک به کارفرما در این زمینه باشد مسئله ای است که ذهن من را به خود مشغول کرده است.
از یک طرف فکر می کنم که وظیفه ما پشتیبانی مشتری تا حصول به اهداف سازمانی خود می باشد و از یک طرف دیگر فکر می کنم ، این مشتری ما که از رعایت کمترین اصول تعاملی طفره می رود و صورت وضعیت ارائه شده ما را تنها کاری که بر روی آن انجام داده ، گذاشتن لیوان چای بر روی آن بوده ( به طوری که جای لیوان روی صورت وضعیت ارائه شده مانده است ) آیا هنوز می توان به دلایل اخلاقی و یا حتی تجاری حفظ نمود.
امروز و دیروز شدید به این فکر می کردم.

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ
عرض شود که یک مدت بود عکس بهسادیهای را کمتر منتشر کرده بودیم. بد نیست که به آن نیز هم بپردازیم و مطلب این هفته را در پست بعدی منتشر کنم.

آقای نیک مهر - خندان و سر حال

آقای مهندس منتظران - دوست همیشگی بهساد

دکتر - بازهم در حال فکر!

من و آقای منصوری

 Posted by Picasa

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

فکر می کنم این به روز ترین مطلبی باشد که می نویسم -در جلسه آموزشی نرم افزار مدیریت پروژه هستم. ارائه من تمام شده و بقیه سخنرانی می کنند. خیلی جالب است. حیف که نمی شود نوشت چه می گذرد.

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ


عرض شود که این چهارشنبه دوست خوبم آقای مهندس هاکوپیانس دعوت کرده بود برای شرکت در سمینار امنیت ، شبکه و تهدید های آینده! البته سمینار از طرف دیگر یک سمیناهار تجاری نیز محسوب می شد برای تبلیغ محصولات شرکت Symantec
مطالب نسبتا خوبی در آن جلسه ارائه شد. برای اینکه شرکت کنندگان هم تا آخر جلسه باشند هم ترتیب برنامه ناهار را داده بودند و هم اینکه یک قرعه کشی بین شرکت کنندگانی که تا آخر حضور داشته باشند گذاشته بودند که جایزه آن مسافرت به دبی بود و اشتراک ADSL. انصافا فکر می کنم به جز من که اواخر جلسه رفتم ، تمام افرادی که آمده بودند ، سالن را ترک نکردند. البته یک جورایی سالن هم کوچک بود و اگر شخصی سالن را ترک می کرد ، به عبارتی تابلو می شد.
اما من با این سیاست قرعه کشی مشکل دارم. برای همین هم بود که درست ۱۰ دقیقه قبل از قرعه کشی سالن را ترک کردم. چون اعتقاد داشتم که من برای استفاده از مطالب علمی سمینار آمده ام و نه به خاطر سفر به دبی! با این قرعه کشی عملا به شرکت کنندگان گفته می شود که :”ببینید ، مطالب ما آنقدرها هم که شما فکر می کنید جذاب و کاربردی نیستند و اگر هم باشد شما آنقدر علاقه .و اشتیاق ندارید که این مطالب علمی را تا آخر پیگیری کنید ، حالا اگر لطف کنید و تا آخر جلسه بنشینید ما هم به شما جایزه می دهیم. ” یعنی من فکر می کنم با این سیاست حتی اگر یک فیلم برنده تمشک طلایی هم نمایش می دادند ، خیلی ها می نشستند تا اینکه برنده خوش شانس این سمینار باشند.
با تمام این احوالات از دوست خوب و بزرگوارم که این سمینار علمی – تجاری را برگزار کرد و باعث شد تا حرکتی در فضای مسکوت فناوری اطلاعات استان صورت بگیرید تشکر کرده و برای این بزرگ مرد فناوری اطلاعات استان آرزوی موفقیت می کنم. Posted by Picasa

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که چند روز پیش احساس کردیم که کمی رنگ و روی ۵s یا همان نظام آراستگی شرکت کم شده است. با بچه ها جمع شدیم و یک خانه تکانی اساسی انجام دادیم. تقریبا s اول و دوم و سوم به طور کامل اجرا شد. فکر می کنم با وضع قوانین تنبیهی و تشویقی که در مورد نظام داشته ایم . ۵s به صورت کاملا نهادینه در شرکت ادامه پیدا کند.
در مورد خانه تکانی هم که افراد به گروه های مختلف تقسیم شدند. منطقه آقای بیات هم به نظر می رسد که کمد بالایی شرکت می باشد. Posted by Picasa

نوشته شده در قسمت : عکس توسط : مجید آواژ

شرکت داری ، تئوری های مدیریت و …. Posted by Picasa