آرشیو برای ماه : تیر, ۱۳۸۵

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

این ها را در سایت بازتاب دیدم ؛، جالب بود

۱ـ دولت از طریق کدام یک از نهادهای زیر، بیشترین میزان دخالت را در حوزه IT اعمال می‌کند و ریاست این نهاد با کیست؟
الف) شورای عالی اطلاع رسانی ـ به ریاست رئیس‌جمهور
ب) شورای عالی اطلاع‌رسانی ـ به ریاست دکتر احمدی‌نژاد
ج) شورای عالی فناوری اطلاعات ـ به ریاست رئیس‌جمهور
د) شورای عالی فناوری اطلاعات ـ به ریاست دکتر احمدی‌نژاد

۲ـ در حال حاضر، کدام یک از افراد زیر و با کدام پروژه، مهم‌ترین فرد در زمینه IT به شمار می‌آورند؟
الف) حجت‌الاسلام شهریاری به خاطر تدوین طرح‌های «تکفا ۲» و «تسما»
ب) دکتر ربیعی به خاطر پروژه سیستم عامل لینوکس فارسی
ج) مهندس ریاضی به خاطر پروژه اینترنت ملی و خرید متمرکز
د) همگی

۳ـ مهم‌ترین وظیفه شورای عالی فناوری اطلاعات چیست؟
الف) نظارت دقیق و جزء به جزء در خرید نرم‌افزار و سخت‌افزار توسط ارگان‌های دولتی تا حد زیرماوسی
ب) درخواست چند میلیارد تومان بودجه برای تحقیق درباره راه‌اندازی اینترنتِ به شدت ملی
ج) به خاک سیاه نشاندن بخش خصوصیِ فعال در حوزه IT
د) کانالیزه کردن و درخواست بودجه برای تحقق بخشیدن به رویاهای دبیر شورا

۴ـ «مرکز تحقیقات مخابرات ایران» در حوزه کلان فناوری اطلاعات کشور، چه صیغه‌ای است و با بودجه‌های عظیمی که در اختیار دارد، چه کار می‌کند؟
الف) موقت است و کار خاصی نمی‌کند.
ب) خیلی مهم است و فعلا وظیفه جمع‌آوری و به‌کارگیری بعضی از «بر و بچزِ» خودی دانشگاه شریف را بر عهده گرفته است.
ج) وظیفه خطیر و حیاتیِ نقد و مخالفت با تصمیمات شورای عالی فناوری اطلاعات را بر دوش دارد.
د) این حرف‌ها به کسی نیامده، تستت را بزن!

۵ـ لینوکس فارسی چیست و چرا این پروژه به پایان نمی‌رسد؟
الف) لینوکس فارسی، پروژه عظیم و بسیار حیاتی ملی است که مثل همه پروژه‌های عظیم و بسیار حیاتی ملی، هیچ‌گاه به پایان نمی‌رسد.
ب) لینوکس فارسی، همان چیزی است که قرار است، «سیستم عامل ملی» شود و چون مثل همه «سیستم»های «ملی» ما، صاحاب مشخصی ندارد، از این رو خدا عالم است، کی تمام می‌شود.
ج) لینوکس فارسی، عبارت است از سیستم عامل کد باز (open source) لینوکس به همراه یک سری از توابع و تگ‌های فارسی‌ساز که اصولا باید دو سال پیش به اتمام می‌رسید.
د) و الله اعلم.

۷ـ کدام یک از ضرب‌المثل‌های زیر، در هنگام انتخاباتِ گزینه اصلح برای تخصیص پروژه‌های میلیاردی و واگذاری وام‌های بلندمدت کارآیی بیشتری دارد؟
الف) من از بیگانگان هرگز ننالم، که هرچه کرد با من آن «آشنا» کرد
ب) این «گوی» و این میدان
ج) دمِ کدخدا را ببین، «آبادی» را بچاپ
د) تلفیقی از سه گزینه فوق

۸ـ اینترنت ملی چیست و چه فایده‌ای دارد؟
الف) همان اینترنتِ جهانی است، با چای و قلیان و مخده و باقالاقاتق و فایده‌اش این است که جلوی تهاجم فرهنگی را می‌گیرد.
ب) یک اینترنتی است که دست‌کم دو میلیارد دلار خرج دارد و روشن است که فایده‌های جانبی زیادی هم خواهد داشت (دست‌کم: صدی، هفت واسه رفقا).
ج) منظور از اینترنت ملی، همان «اینترانت» است و فایده‌اش این است که به قدر یک «الف» از اینترنت «سر» است.
د) یک چیزی است که فقط توی کله دبیر شورای عالی فناوری اطلاعات یافت می‌شود و بنابراین فایده‌اش هم همانجاست!

۹ـ به نظر شما چرا نهادهای دولتی متولی IT، در زمینه‌هایی مثل تنظیم کدینگ فارسی یا اجرایی شدن کپی‌رایت برای محصولات نرم‌افزاری… کار خاصی انجام نمی‌دهند؟
الف) چون به نفع مصرف‌کننده‌ها و تولیدکننده‌های وطنی است.
ب) چون به ضرر مصرف‌کننده‌ها و تولیدکننده‌های وطنی نیست.
ج) چون اصولا پرداختن به این قبیل کارها در شأن نهادهای عریض و طویل دولتی نیست.
د) مایه تیله‌ش کمه داداش!

۱۰ـ بهترین جا برای میزبانی کردن سایت پروژه «اینترنت ملی» کجاست؟
الف) آمریکا
ب) کانادا
ج) انگلیس
د) بورکینافاسو

۱۱ـ حالا فرض کنیم ماجرای فوق، «تقّش درآمده» و سایت‌های خبری درباره آن گزارش تهیه کرده‌اند، بهترین راه‌حل کدام است؟
الف) حذف سایت و ارسال تکذیبیه برای سایت‌های خبری
ب) ارسال تکذیبیه برای سایت‌های خبری و حذف سایت
ج) همه موارد فوق
د) «الف» و «ب»

۱۲ـ کدام گزینه در مورد پروژه رایانه ملی یا «کلونایزر» نادرست‌تر است؟
الف) همان‌طور که از نام این رایانه برمی‌آید، یک محصول صد درصد ایرانی است که سخت‌افزار آن در ایرلندستان و نرم‌افزار آن در آمریکاآباد تهیه خواهد شد.
ب) کلونایزر، یک «پروژه ملی» است که مثل تمام پروژه‌های ملی سال‌های اخیر با مطالعه دقیق تعریف شده و در زمان تعیین‌شده، افتتاح خواهد شد.
ج) کشوری که می‌خواهد، اینترنت ملی داشته باشد، حتما باید رایانه ملی هم داشته باشد.
د) کلونایزرم کجا بود؟

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

نگیر ، عکس نگیر!!!!

 Posted by Picasa

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

فی الواقع! داشتم فکر می کردم که یک مدل برای ایجاد بلوغ مدیریت پروژه در سازمانهای ایرانی طراحی کنم ، این همان OPM3 ( Organization Project Management Maturity Model ) هست.

چند وقت پیش هم مطالعات زیادی روی C.M.M ( مدل بلوغ توانایی ) داشتیم . این ها مدل های زیبایی هستند که بیش از خردورزی بر برنامه محوری استوار هستند

امروز تفکر روشنفکرانه عمیق داشتم که با مسائلی مانند آشناگرایی ( همان لفظ مودبانه پارتی بازی است ) و رابطه مندی به جای ضابطه مندی و سایر مسائلی که خود بهتر از من به آنها آشنا هستید ، جایگاه بلوغ در سازمانهای ما کجاست ؟

این ها همینطوری به ذهنم رسید .

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

جایگاه رفیع IT Posted by Picasa

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

امان از دست کاربرها!

نمی دانم که چه حساب است که همیشه باید همه تقصیرها بیفتد گردن سیستم. دو سه روز پیش مشغول پیاده سازی سیستم در سایت مشتری بودم که دیدم یکی از کاربران با خشم می گوید سیستم مشکل دارد . گفتم مشکل کجاست؟ گفت : تاریخ را قبول نمی کند. من هم شروع کردم به Trace برنامه ، هر چه فکر کردم مشکلی وجود نداشت. بعد به او گفتم تاریخ مورد نظر شما چیست که سیستم قبول نمی کند ؟ گفت سی و یکم مهر ماه هشتاد و پنج!!!!….

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

همیشه در طول روز فکر می کنم که این هفته در وبلاگ چه مسائلی را بنویسم که هم به درد به خور باشد و همه گویای فضای بهساد و گاه مسائل و یا عکسهای جالبی پیش می آید که فکر می کنم خوب است در وبلاگ گفته شود ، با این حال خیلی وقت ها نوشتن یک موضوع خاص بسیار سخت می شود.

  • اما عرض شود که امسال برای اولین بار در بهساد ، جذب کارآموز دانشگاهی داشته ایم ، شرطمان این بوده در صورتی که کارشان خوب باشد ، بعد از دوره کارآموزی هم در بهساد بمانند ، به طور کلی من نسبت به کارآموز حساسیت خاصی دارم ، یعنی احساس می کنم واقعا باید دو برابر دیگران کار کنند و کار یاد بگیرند. باید بنشینم و یک برنامه مدون برای آموزش آنها طراحی کنم.
  • چند روز پیش برای پول اندکی به یکی از مشتریان مراجعه نمودیم ، پولی که شش ماه است که باید بدهند و نداده اند. مسئول مربوطه گفت چه خبر است؟!! فلان پیمانکار ۵۰۰ میلیون طلب دارد و چیزی نمی گوید!! ، من فکر کردم که گویی ندادن حق و دستمزد پیمانکار به نحوی در سازمانهای ما روال شده است که گویا حق مسلم کارفرماست که پول ندهد. بازهم فکر کردم که در فرهنگ دینی ما آمده است که مزد کارگر را هنگامی بپردازید که عرق او خشک نشده است.
    لابد چون ما آی تی کارها چون عرق نمی کنیم پولمان را نمی دهند!
  • فشار کاری بسیار بالا است و مشتریان ماهم که اروپایی کار می خواهند و آفریقایی به تعهداتشان عمل می کنند.
  • ….

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

اصطلاحات در بهساد!
من زیاد از شرکتهای خصوصی دیگر خبر ندارم ، اما در بهساد بازار اصطلاح و ضرب و المثل های بهسادی داغ است ، گاه این اصطلاحات ناشی از یک اتفاق و رویداد بوده ، گاه یک نفر آن را گفته و بعضی وقتها هم نقل قول از فیلم یا موسیقی خاص است. سعی می کنم برخی از اصطلاحات را اینجا بیان کنم.

  1. کاربر فهیم! این اصطلاح را دکتر ایجاد کرده و همواره به برنامه نویسان توصیه می شود که کاربر را فهیم فرض نکنند و کنترل های لازم بر روی برنامه قرار دهند ، به هر حال اگر به یک برنامه نویس گفته شود که کاربر را فهیم فرض کرده ای ، یعنی اینکه برنامه ات به درد نمی خورد.
  2. فرم /گزارش مریض ؛ ، از اصطلاحات دکتر است ، یعنی که فرم درست شده در برنامه اشکال ساختاری دارد و باید طراحی آن عوض شود.
  3. فی الواقع !! این هم بسیار گفته می شود
  4. بسیار هم عالیست! سال ۸۱ که اوایل کار بهساد بود ، همکاری داشتیم که برای کارهای حسابداری می آمد و اتفاقا بدون چای اصلا نمی توانست کار کند ، از قضا چون یک روز سماور سوخته بود و کتری و قوری و چایساز و …. نبود ، برایش در قابلمه چای دم کردیم ، چایی بود پر از گچ و بسیار بد مزه ، اما به هر حال ایشان خورد و در پاسخ به معذرت خواهی ما ، با شور و علاقه خاصی چای را سر کشید و گفت: بسیار هم عالیست. حال این شده نماد کاری که آدم خودش هم خجالت می کشد تحویل دهد.
  5. کله: کسی که واقعا در یک مسئله متخصص باشد و رو دست نداشته باشد ، طی مراسمی مقام کله به او داده می شود
  6. قطب: از کله پایین تر است ولی به کسی که بسیار از مسائل یک تکنولوژی را مسلط باشد.
  7. آقا : اشاره به بیل گیتس مدیر عامل شرکت مایکروسافت که البته اوراکلی ها آن را قبول ندارند.
  8. آغا : هر کس که گونی اش باید پشت در باشد.
  9. مرحوم ! هر کس که از بهساد برود
  10. عزیز سفر کرده: اشاره به تنها دوستی که از بهساد رفت و لقب مرحوم نگرفت.
  11. گرگه ؛ یکی از پیمانکاران که خیلی زرنگ تشریف داشت.

این ها همه در کنار کلی شوخی توام با احترام ، فضایی صمیمی و زیبا را در بهساد پدید آورده که به قول آن عزیز سفر کرده ، ترک آن بسیار مشکل است.