آرشیو برای ماه : خرداد, ۱۳۸۵
بهساد در هفته ای که گذشت :
- اینکه بعضی ها فکر کنند که باید از سیستم انتظار همه چیز را داشت خیلی اشتباه است ، چند وقت پیش یکی از مشتریان می گفت که چرا فلان کاربر حق دارد در بهمان سیستم ، اطلاعات وارد کند ، جلسه ای تشکیل شد و بحث و بررسی ، یکی از همکاران که عصبانی شده بود گفت اگر کسی در وسط خیابان دستشویی کند ، اشکال از طراحی سیستم شهری است و یا عقل کاربر ؟
- آقای منصوری برای آزمون دکتری مهندسی صنایع یک مرحله سخت را پشت سر گذاشته اند و دعوت به مصاحبه شده اند ، امیدوارم با توجه علاقه و جدیتی که در امور تحصیل دارند در آزمون پذیرفته شوند. در همین جا لازم است که صمیمانه ترین تبریک ها را به ایشان بگویم
- سانسور شد!
- یکی از مشتریان سابق دعوت به انجام یک کار جدید کرده است. خوشحالم از اینکه سابقه امان پیش آنها آنقدر خوب است که برای انجام کارهای جدید هم از ما دعوت می کنند.
- ….
در دی ماه سال ۸۳ ، دوستی به جمع بهسادیها آمد که شاید عملکرد ، تعهد و اخلاق او برای دیگران قابل پیش بینی نبود.
دوست جدید ما هر روز در یک ساعت مشخص به شرکت می آمد ، طوری که می شد با آمدنش ساعت را تنظیم کرد. اگر می شد ، یک لیوان آب یخ می نوشید و اگر هم که نه ( دلیلش بماند ) یک راست می رفت سراغ کامپیوترش ، کامپیوتری به اسم کویر که انصافا بعضی اوقات سرعت بسیار پایینی داشت و این اواخر درستش کردیم
آقای مهندس حمیدرضا منتظران را می گویم
دوست خوبی که پروژه های دات نت شرکت جز با تلاش ، یادگیری و زحمات و شب نخوابیهای او به نتیجه نمی رسید، پروژه های مختلف استانداری ، سیستم حسابداری جامع شرکت ، آموزش و گسترش دات نت و … از جمله کارهای اوست.
اما من فکر می کنم که هوش سرشار و توانایی های فنی این مهندس جوان بخش کوچکی از ویژگیهای مثبت وی را تشکیل می دهد. ایمان قوی به خدا، نظم فکری بالا ، اخلاق و صداقت بی نظیر ،گذشت، احترام به دیگران و تفکر آزادمنشانه توام با روح شاد و نشاط توام با آرامش ، حمید رضا را به عنوان یکی از دوست داشتنی ترین افراد بهساد به دیگران شناسانده است و من بر خود می بالم که با فردی چنین همکارم.
این ها را نوشتم تا بگویم ، وجود نازنین بهساد ، با حضور تفکر انسانهایی شکل می گیرد که فراتر از اندیشه بودنشان به گسترش توامان علم و اخلاق فکر می کنند و قطعا آقای مهندس منتظران یکی از بهترین آنهاست.
وجودت را سپاس می گوییم و برایت در سایه توجهات ایزد منان آرزوی پیشرفت داریم.
… 
چند وقت پیش بود که باران بسیار تندی بارید ، بسیار بسیارسیل آسا ، با آقای مهندس منتظران تصمیم گرفتیم که برویم در زیر باران قدم بزنیم ، خیلی چسبید ، وقتی برگشتیم ، حسابی خیس شده بودیم و پشیمان که چرا برای بیرون رفتنمان شرط بندی نکرده بودیم ، به بهانه ای دیگر خانم امانی را مجبور کردیم که برایم هندوانه بخرد!
مجبور شدیم برای خشک شدن بخاری را روشن کنیم. 
از راست به چپ ، دکتر مختاری ، آقای بیات ، من (مجید آواژ ) و آقای نیک مهر
از روی عکس قبل مشخص است که افراد کی هستند
باورم نمی شود که قریب به یک ماه است که در این جا چیزی ننوشته ام ، شاید برخی فکر کنند که وبلاگ بهساد هم تعطیل شد. اما واقعیت این است که خودم هم از این به روز نشدن بسیار ناراحت هستم.
پروژه سیستم مدیریت و نظارت بر پروژه های استان از سرعت خوبی برخوردار شده ، پروژه هپکو هم که با زحمت دکتر به جای خوبی رسیده است و به قولی اندکی وقت آزاد برای استراحت او به وجود آورده است.
خوب پیش از آنکه به ادامه مطالب برسم اینجا در حضور همه به خودم و همه قول می دهم که این وبلاگ حداقل هفته ای یک بار به روز شود.