عرض شود که کلاس برنامه ریزی استراتژیک بسیار خوب برگزار شد. یک امتحان نیمه شفاهی بود که دوستان زحمت کشیده بودند حسابی
اما عرض شود که برخی از دوستانمان لطف بسیار داشته اند و قصد بر هم زدن یکی از پروژه های بهساد را داشته اند. ضمن عرض خسته نباشید باید به آنها بگوییم که بهتر است ابتدا کمی از نظر علمی خود را تجهیز کنید ، بعد به فکر همآوردی با بهساد باشید. مگر اینکه به عادت مألوف بخواهید از روشهای مرسوم استفاده کنید.
از خدا خواهیم توفیق ادب
بی ادب محروم ماند از لطف رب
آرشیو برای ماه : بهمن, ۱۳۸۴
عرض شود که این کلاس برنامه ریزی استراتژیک هم حسابی درد سر شده ، امکانات رفاهی کلاس در حد صفر است. یادش به خیر زمانی که در دانشکده کاربردی درس می دادم. همه چیز خوب بود. برعکس الان که کلاس بسیار سرد، نامرتب و بی روح است. سرما همه را اذیت می کند ، سر و صدای بیرون کلاس خیلی زیاد است و نهایتا شرکت کنندگان از وضعیت موجود چندان رضایتی ندارند.
من هم که کلا تمرکز و انگیزه ام را از دست داده ام.
راستی عکس بالا را از پنجره کلاس گرفته ام.
در میان این همه شعار مشتری گرایی ، چرا بهساد هم باید مشتریانش را اذیت کند ؟
این سئوالی است که در چند مدت برای به وجود آمده است و خیلی سعی دارم به این سئوال پاسخ گویم. برخی از جوابها را یافته ام ، امیدوارم بقیه جوابها را نیز مشتریان و خوانندگان محترم وبلاگ بهساد برایم بگویند .
- عدم پرداخت مطالبات بهساد از طرف مشتریان باعث می شود که آنها از زمره مشتریان خوش حساب ، به مشتریان بد حساب تبدیل شوند و خدمات مناسب را به آنها ارائه ندهیم. آیا اینکه یک مشتری پول شما را به موقع ندهد آیا درست است که در اعطای خدمات به وی کوتاهی کرد ؟
- برخی از مشتریان انتظار دارند که خدمات را با همان قیمت های اولیه و بسیار کم به آنها ارائه کنیم.
- برخی از رقبا ، قاپ برخی از مدیران کارفرما را دزدیده اند
- به دلیل وجود پاره ای از مشکلات نتوانستیم در بعضی مواقع به مشتریان خدمات خوب ارائه دهیم
- سازمان مشتری ، از کارایی لازم برای جذب و مدیریت فناوری اطلاعات برخوردار نیست.
- و شاید ده ها دلیل دیگر
در سایت بهساد در مورد تفکر سیستمی نوشته ایم ، این هم یک مسئله سیستمی است که هم در آن بهساد مقصر است و هم مشتری بهساد. اما مسئله واقعی اینجاست که آیا طرف مقابل بهساد هم قبول دارد که مقصر است و آیا می توان در مسئله ای که به زیاد هر دو طرف است ، راه حل معقولانه و درست انتخاب کرد ؟!
ساحل افتاده گفت
گرچه بسی زیستم هیچ نه معلوم شده ، آه که من کیستم
موج زخود رسته ای تیز خرامید و گفت
هستم اگر می روم ، گر نروم نیستم
عرض شود که امروز بود ، صدا زده بودند رادیو اراک برای مصاحبه در مورد کارآفرینی ، در برنامه فکر ایرانی ، یک نیم ساعتی بود که صحبت کردیم از هر دری و سخنی ، برنامه خوبی بود، من هم راحت هر چه دلم خواست گفتم. البته این آقای مجری هم خیلی زیاد دیگر تحویل گرفت . آنقدر در مورد هنر و هنرمند و از این جور چیزها گفت که یادم رفته بود موضوع چیست ، من هم البته از کویر و ستاره و افق گفتم.
در راه برگشتن هم که تصادف کردم و از دل و دماغم در آمد.
خوب عرض شود که یک سری دیگر از عکسهای مراسم تجلیل از کارآفرینان هم آماده شد و البته آخرین سری ،عکسها یی که از
کیفیت پایین تری برخوردار هستند از روی فیلم گرفته شده
.بازهم من و آقای استاندار
دست آقای احمد مختاری هم درد نکند که چند تا عکس با کیفیت بالا گرفته
هر چه تلاش کردم یک گزارش جامع تصویری از مراسم تجلیل از ما ( کارافرینان ) تهیه کنم نشد که نشد.
یک سری از عکسها بر روی دوربین فیلبرداری است که یا دوربین نبود یا کابل یا چیز دیگر ، به هر حال بخشی اول عکسها مربوط می شود به عکسهایی که من با دوربین موبایل گرفته ام.
دیروز بییستم دی ماه هزار و سیصد و هشتادو چهار ، برگی دیگر به دفتر افتخارات بهساد دوست داشتنی اضافه شد و آن انتخاب بهساد به عنوان کارآفرین برتر استان مرکزی بود. بهساد توانست با ۳ سال تلاش مستمر و با سختی ها و مشکلات بسیار موفقیتی را کسب کند که جز با تلاش و زحمت همه همکاران آن ممکن نبود. در اینجا از کوشش همه عزیزانم که بهساد را با افتخار قرین کرده اند تشکر می کنم و به همه آنان دست مریزاد می گویم. بسیار صادقانه آرزو می کنم که روزی بهساد به عنوان نمونه ای از کارآفرینی موفق در سطح مجامع بین المللی مطرح شود.
گاهی اوقات اتفاقاتی می افتد که هم خاطره حکم می کند آنها را نوشت و هم گاهی نمی شود کامل بیان کرد
حکایت آن دو نفری است که به دلیلی کت دیگری را می پوشید و جلوی ۱۰ نفر آدم غریبه داشتند این ور و آن ور می کردند که حالا با وجود کت چیزی از پارگی شلوار مشخص است یا نه ؟
در جلسه بسیج مهندسین بود که بحث شد چرا شرکت هایی مثل Google و ebay در این شکل نمی گیرد. من فکر می کنم که متهم کردن دولت در عدم تهیه زیر ساخت ها و برنامه ریزی چندان کار درستی نیست. در حالیکه خیلی ها این را به عنوان اولین دلیل می دانند. من زیاد جایی برای آن باز نمی کنم.
در آن جلسه حرفی را گفتم که امشب مصداق بهتری را می شود برای آن گفت:
امشب در Orkut مشغول گشت و گذار بودم و دنبال گروههای شبکه های اجتماعی و از این جور حرفها . ناخودآگاه سر از گروه های کارآفرینی و مسائل مرتبط در آوردم و مشغول شدم به بررسی افراد حاضر در گروه کار آفرینی در Orkut.
برایم جالب بود که حتی یک ایرانی در آن عضو نیست. در حالیکه در گروه های ادبی ، فرهنگی ، شعر و …. پر از ایرانی است. پرداختن به ارزشهای هنری و فرهنگی و حافظ و سهراب سپهری و … بسیار ارزشمند است. اما آیا کمی تطابق با نیازهای رشد و پیشرفت جامعه امروز لازم نیست ؟
یاد جمله ای افتادم که در آن جلسه بیان کرده بودم. کارآفرینی در ایران و در بین مردم و دانش آموختگان به عنوان یک هنجار ارزشمند تلقی نمی شود و من فکر می کنم که تا زمانی که این مفهوم عمیق جای خود را در جامعه باز نکرده باشد. ما شاهد شرکتهای بسیار بزرگ در حوزه IT و شاید هم سایر حوزه های بخش خصوصی نخواهیم بود.
می دانم که خیلی وقت است که ننوشته ام ، البته درست نیست ، همین چهار تا بازدید کننده را هم از دست می دهم ، اما چه کنم که محافظه کار شده ام در نوشتن . به هر تقدیر سعی دارم تا حد اقل هفته ای یک نوشته را داشته باشم
شنبه گذشته بود که به دعوت آقای مهندس نعیمی مدیرکل محترم پست به جلسه بسیج مهندسین رفتم تا در مورد IT گفتگویی کنم ،چون از قبل در مورد جلسه می دانستم به توصیه دکتر گفتم تا آماری هم در مورد شاخص های فناوری اطلاعات در کشور و مقایسه آن با جهان ارائه دهم. چون دسترسی به دوستان سازمان مدیریت نتوانستم پیدا کنم . ناچار سری به دنیای اینترنت زدم و هرچه در مورد ایران بیشتر گشتم در مورد سایر نقاط جهان بیشتر یافتم . شاخص های ارائه شده در سایت تکفا هم که ای کاش نبود
نهایتا به چند اسلاید از اسلاید های ارائه شده در تونس بسنده کردم که در هنگام ارائه اعتراض حاضران را مبنی بر اشتباه بودن آمار و اطلاعات آن برانگیخت.
من نمی دانم که چرا اینقدر در اطلاع رسانی در مورد فناوری اطلاعات ضعف وجود دارد و مسئول آن کیست ؟!
به هر حال از ارائه آماری که داشتم اصلا راضی نبودم. ولی در مورد مفاهیم IT و ICT به نظر توضیحاتم بد نبود.