آرشیو برای ماه : آذر, ۱۳۸۴

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

ماجرای برنامه نویسی در Oracle کماکان ادامه دارد و من گویا در حال تبدیل شدن به یک Oracle Developer و نیمه DBA هستم
از اینکه بهساد در یک حوزه تخصصی وارد دارای توانمندی های بیشتری می شود ، بسیار خوشحالم که البته این امر با زحمات دیگران در حال بهره برداری است.

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ
True Telephone conversations recorded from various Help Desks around the U.K

——————————————————————–
Helpdesk: What kind of computer do you have?
Customer: A white one…
——————————————————————–
Customer: Hi, this is Celine. I can’t get my diskette out.
Helpdesk: Have you tried pushing the button?
Customer: Yes, but it’s really stuck.
Helpdesk: That doesn’t sound good; I’ll make a note …
Customer: No … wait a minute… I hadn’t inserted it yet… it’s still on my desk… sorry ….
——————————————————————–
Helpdesk: Click on the ‘my computer’ icon on to the left of ! the screen.
Customer: Your left or my left
?
——————————————————————–
Helpdesk: Good day. How may I help you?
Male customer: Hello… I can’t print.
Helpdesk: Would you click on start for me and …
Customer: Listen pal; don’t start getting technical on me! I’m not Bill Gates damn it!
——————————————————————–
(THIS ONE KILLS ME!)
Hi good afternoon, this is Martha, I can’t print. Every time I try it says ‘Can’t find printer’. I’ve even lifted the printer and placed it in front of the monitor, but the computer still says he can’t find it…
——————————————————————–
Customer: I have problems printing in red…
Helpdesk: Do you have a color printer?
Customer: No.
——————————————————————–
Helpdesk: What’s on your monitor now ma’am?
Customer: A teddy bear! my friend bought for me in the supermarket.
——————————————————————–
Helpdesk: And now hit F8.
Customer: It’s not working.
Helpdesk: What did you do, exactly?
Customer: I hit the F-key 8-times as you told me, but nothing’s happening…
——————————————————————–
Customer: My keyboard is not working anymore.
Helpdesk: Are you sure it’s plugged into the computer?
Customer: No. I can’t get behind the computer.
Helpdesk: Pick up your keyboard and walk 10 paces back.
Customer: OK
Helpdesk: Did the keyboard come with you?
Customer: Yes
Helpdesk: That means the keyboard is not plugged in. Is there another keyboard?
Customer: Yes, there’s another one here. Ah…that one does work!
——————————————————————–
Helpdesk: Your password is the small letter a as in apple, a capital letter V as in! Victor, the number 7.
Customer: Is that 7 in capital letters?
——————————————————————–
A customer couldn’t get on the internet.
Helpdesk: Are you sure you used the right password?
Customer: Yes I’m sure. I saw my colleague do it.
Helpdesk: Can you tell me what the password was?
Customer: Five stars.
——————————————————————–
Helpdesk: What antivirus program do you use?
Customer: Netscape.
Helpdesk: That’s not an antivirus program.
Customer: Oh, sorry…Internet Explorer
.
——————————————————————–
Customer: I have a huge problem. A friend has placed a screensaver on my computer, but every time I move the mouse, it disappears!
——————————————————————–
Helpdesk: Microsoft Tech. Support, may I help you?
Customer: Good afternoon! I have waited over ! 4 hours for you. Can you please tell me how long it will take before you can help me?
Helpdesk: Uhh..? Pardon, I don’t understand your problem?
Customer: I was working in Word and clicked the help button more than 4 hours ago. Can you tell me when you will finally be helping me?
——————————————————————–
Helpdesk: How may I help you?
Customer: I’m writing my first e-mail.
Helpdesk: OK, and, what seems to be the problem?
Customer: Well, I have
the letter a, but how do I get the circle around it?

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که در ادامه بازدید از سازمانهای استان مرکزی برای بررسی آمادگی پورتال به سازمانهای مختلف رفتیم ، اول از همه باید از اداره پست بگویم که بسیار خوب فعالیت کرده بودند و این جز با تلاش آقای مهندس نعیمی و همکاران محترمشان رخ نداده است.
اما به طور کلی سازمانهای استان مرکزی هم به عنوان یک زیر مجموعه از وزارتخانه خود عمل می کنند. که البته در چهارچوب اصل هماهنگی با مرکز طبیعی است ، اما اینکه نظرات صرفا به دلیل آنکه آنها تهران هستند ابلاغ شود ، اصلا قابل قبول نیست.
مثلا در مورد وب سایت یکی از سازمانها ، کلا توسعه وب سایـت در استانها ممنوع شده و حال اینکه سازمان مرکزی درتهران هم اقدام درست و حسابی انجام نداده.
به نظرم اگر معماری سازمانی در سازمان مرکزی وجود داشته باشد ، بسیاری از این مشکلات بر طرف شده و در ضمن سازمانهای استانی نیز می توانند نقش مهمتری در توسعه ICT داشته باشند

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

چندی است که کار با اوراکل را شروع کرده ام ، البته با نسخه تولید فرم ۶ i که مربوط به سالها پیش است ، البته قبل از آن هم با DBA 9i کار کرده بودم.
در مجموع احساس لذلتبخشی نیست.

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که مدتی است که داده ایم یک اطلاعیه انگلیسی نصب کرده ایم در دانشگاه های اراک ، هم دولتی و هم آزاد برای جذب نیرو ، تا به حال حتی یک نفر هم مراجعه نکرده است. چند نفر از آشناها مراجعه کرده اند با واسطه و بی واسطه که حیران ماندم از این همه تخصص و انگیزه!
زمانی بود در بهساد به دنبال متخصص می گشتیم ، حالا متخصص نمی خواهیم ، یک فرد با انگیزه می خواهیم که بیاید و بنشیند و از صبح تا شب کار کند و یاد بگیرد.
در مصاحبه ها هم بیشتر به دنبال همین موضوع هستیم. اما گویی هیچ انگیزه ای برای یادگیری و مطالعه در این افراد وجود ندارد و نداشته است!
من نمی دانم که چه عاملی باعث شده که دانشجویان ما ( البته نه همه ) اما به خصوص در اراک ، به این درجه از سطحی نگری و بی انگیزگی برسند ، امروز موقع ناهار بود داشتم برای بچه های خوب بهساد می گفتم که در زمان دانشجویی مثل یک کوره آتش به دنبال یادگیری و کارکردن بودیم و حالا هم همین فرهنگ را در حال ادامه هستیم. اما نمی دانم چه بر سر دانشجویان نسل امروز ما آمده است که نه تنها مطالعه تخصصی ندارند که مطالعه عمومی هم ندارند ، به هنر نیز عشق نمی ورزند ،

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

امروز یک نصف صفحه ای مطلب نوشته بودم که پابلیش نشد.
اما عجالتا از عکس مهدی شهری عزیز ، نمی شود غافل شد که پشت یک پیکان مدل ۶۰ نشسته بود و ما را می برد به بهساد
دلم برایش حسابی تنگ شده بود . امروز باهم جایی جلسه داشتیم که برگشتن حسابی باهم گفتیم و خندیدیم

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

از چند وقت پیش سایت بهساد را حسابی ریختیم به هم، البته از نظر ظاهری شاید تفاوت زیادی نکرد ، اما اصل قضیه مجهز شدن بهساد به یک C.M.S یا همان سیستم مدیریت محتوای بسیار قوی است
بدین صورت نه تنها کار گسترش سایت به سادگی امکان پذیر می شود ، بلکه افراد زیادی هم می توانند به تولید محتوی بپردازند. اصولا یکی از اهداف راه اندازی بخش آموزش الکترونیک هم همین بود که افراد بیشتری بتوانند به تولید محتوی و دانش بپردازند.
افرادی مختلف هم می توانند عضو سایت شوند و از امکاناتی مانند خبرنامه و … بهره مند شوند که امیدوارم بتوانم در مورد فعال تر شدن وب سایت مجوز هزینه بیشتر را از هیات مدیره بگیرم
فعلا بزرگترین مشکل در مورد به هنگام سازی آموزش الکترونیک ، یکی سرعت اینترنت است و دیگری کمبود وقت که اولی را هاکوپیانس قول داده ADSL بیاورد و دومی را هم نمی دانم چطور باید برطرف کرد
قصد داریم که ظاهر سایت هم به زودی تغییر دهیم ، متاسفانه تا به حال به هرچه گرافیست صحبت کرده ام کار وب انجام نداده اند و آنها که کار وب انجام داده اند از نظر فلسفی آن چه را که ما می خواهیم نمی توانند انجام دهند.
اگر گرافیست و فیلسوف خوب سراغ داشتید ، لطفا معرفی کنید. پس از این همه کار وب و پورتال و … انجام دادن ، حسابی در این زمینه دست خالی هستیم.
اما مطلبی که می خواستم بنویسم در مورد C.M.S ها بود که کار طراحی وب را بسیار ساده کرده اند. بسیاری از این نرم افزارها به صورت Open Source هستند و در عین حال بسیار کامل ، در هر محیطی که بتوانید تصورش را کنید. برخی از شرکتهای ایرانی هم این نرم افزارها را با کمی تغییر فارسی کرده اند و بازار نسبتا خوبی به دست آورده اند.
اما از همه جالب تر شرکت ها و سازمانهایی هستند که با عقد قراردادهای سنگین با برخی از شرکتها هنوز هم بدون نرم افزار مدیریت محتوی ، مشغول هستند به توسعه بر اساس ِّFrontPage و DreamWeaver

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

تا به حال اصطلاح خاله زنکه بازی را شنیده اید ؟! معنی و مفهوم آن را نیز می دانید . به نظر من یکی از مشکلات عمده ای که در بسیاری از پروژه ها داشته ایم ، همین فرهنگ خاله زنکه بازی است. که برخی از ارکان پروژه ( ناظر - کارفرما- پیمانکار) به جای اینکه به اصل پروژه بپردازند ، کی چی گفت و کی چرا گفت بازی در می آورند. و بنا بر خصوصیت های اخلاقی دیگران به این مسائل پرداخته می شود.
یکی از پروژه هایی که این مسئله در آن در ابتدا به شدت به چشم می خورد پروژه پورتال بود که با درایت و مدیریت آقای یوسفی این معضل به طور کلی از بین رفت
بهترین روش برای مقابله با این مسئله هم بها ندادن به نقل قول ها و ارزش گذاری به وقایع اصلی پروژه می باشد.

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

چند وقتی است که جزوه ها و بروشورهای یک سمینار برایم ارسال می شود که خیلی با کلاس به نظر می رسد ، دوست داشتم مطلب امروز را در مورد این سمینار بنویسم

  1. دست اندرکاران این سمینار خیلی از خودشان تعریف می کنند و همه هم خیلی شیک و مرتب و ادوکلن زده راجع به سمینار اظهار نظر می کنند و درخواست واریز ۱/۵۰۰/۰۰۰ ریال جهت شرکت در این سمینار بین المللی که از قضا گویا برخی از شرکتهای دولتی هم حامی هستند. به نظرم اینکه مشک باید خود ببوید. آیا دیده اید که به فرض دکتر مشایخی از خودش تعریف کند ؟ هرگز . اما به نظر من وجود ایشان بالاترین اعتبار برای کنفرانس و سمیناری هست که ایشان شرکت دارند.
    اینکه من بیایم و بگویم که سمینار من بهترین است که بیشتر حساسیت ایجاد می کند تا طرفدار
  2. حسابی که معرفی شده بود ، یک حساب شخصی است. به نظر من این نیز باعث می شود که شرکت کنندگان کمی محتاط تر نسبت به ثبت نام در سمینار اقدام نمایند. با تمام مشکلاتی که می تواند برای بهساد وجود داشته باشد ، تاکنون کمتر پروژه ای پیش آمده که قرارداد شخصی بسته ایم ویا حساب شخصی معرفی کرده ایم ، درست است که بار مالیاتی و بیمه ای خود را افزایش می دهیم ، اما ارزش قرارداد شرکتی به افزونگی اعتباری است که برای شرکت به وجود می آورد.
  3. متاسفانه برخی از سمینارها جنبه کسب درآمد پیدا کرده اند و بعضی هم که از روی عادت تشکیل می شوند ، خوشبختانه علیرغم برگزاری دو سمینار کشوری در عمر سه ساله بهساد و بیش از ۶ سمینار اختصاصی و استانی ، تاکنون یک ریال هم از سمینارها کسب درآمد نکرده ایم. امیدوارم این دوستان نیز انگیزه های معنوی و گسترش علم و دانش را به کسب درآمد ترجیح داده باشند.
  4. با هر انگیزه ای و هر روشی که اتخاذ کرده اند ، برای این عزیزان آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم در جهت اهداف گسترش دانش موفق باشند.

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

به سلامتی و میمنت اولین شورای راهبری ICT استان هم با حضور استاندار محترم جدید ، تشکیل جلسه داد ، در مجموع به نظر جلسه خوبی بود.نکته ای که در آن بود که بخش خصوصی بیش از ظرفیت واقعی در این جلسه شرکت کرده بود. چون دیدم که خیلی حضور بخش خصوصی پر رنگ می شود ، موقع معرفی ، خودم را به عنوان مجری پورتال معرفی کردم. که از روبروهم مهدی شهری هم به عنوان یکی از شرکتهای مجری پورتال خودش را معرفی کرد.هاکوپیانس هم به عنوان نماینده انجمن البته دوستان بخش خصوصی کلا همه پهلوی هم نشته بودند. به جز من که چون جا نبود ، روبروی آنها نشستم و البته جای همیشگی خودم. این ترکیب همان ۵ شرکتی هستند که پیشنهاد انجام پروژه پورتال را در چهارچوب یک کنسرسیوم دادند. که البته بعدا انشعاب صورت گرفت و سه شرکت شدند کنسرسیوم.