آرشیو برای ماه : شهریور, ۱۳۸۴

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

، امروز داشتم در فایلها دنبال چیزی می گشتم ، فایل متن سخنرانی ام در سمینار معماری اطلاعات سال گذشته را دیدم شاید مناسبتی نداشته باشد. اما بخشی از آن را این جا می نویسم

….
باوری عمیق در حال تکوین است
باوری که در آن عناصر اندیشه هایی ناب پیدا هستند
باوری در ابعاد خلوت خود آگاهی انسان
باور به شدن در پس بودن
باوری که خوشه خوشه آن در گندمزار تکامل جاری است
این باور ، وجود خود ماست در کویر زیستنمان
پس بیاییم در باور خودمان و در خودمان مثل عطش آب به خورشید باشیم
عناصری مثل آگاهی ، بینش ، عشق ، هنر ، زیبایی ، همنوایی ، شالوده این باور را تشکیل می دهند
و این هست که هر حرکتی که بر اساس این باور شکل نگرفته باشد ، اگر چه خوش بدرخشد ولی دولت مستعجل خواهد بود.
شاید احساس درک این باور باشد که ما الان دور هم جمع شدیم ، نماد و نمود این باور در حرکات ما بروز می کند ،
درک هستی نتیجه این باور هست و اعتقاد به پرهیز از روزمرگی و روزگذرانی و در مقابل پایبندی به برنامه محوری
مبحث معماری دارای چنین ریشه ای عمیق هست ،
با توجه به اهمیت و زیبایی که این مبحث دارد قصد برگزار کنندگان این سمینار بر آن شد که به این موضوع بپردازند
یکی از مهمترین دلایل وجود گسیختگی های سازمانی در زمینه معماری اطلاعات هست

این بود که با توجه به مشکلاتی که در سازمانهای مختلف مشاهده می کردیم ، تصمیم به برگزاری این سمینار گرفته شد.
اهداف مشخص سمینار
۱/ طرح موضوع معماری سازمانی به عنوان راه حل مناسب مدیریت فناوری اطلاعات و ارتباطات
۲/ هم اندیشی و هم افزایی دانش معماری سازمانی از طریق طرح و تبادل دانش و تجربه متقابل
۳/ ارائه چهارچوب های معماری جهت آشنایی سازمانها و به کار گیری آن در ایجاد طرح های جامع IT
4. تبادل تجربیات انجام شده به منظور کمک در توسعه چهارچوب معماری سازمانی ایرانی

تا بعد

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ
عرض شود که روز کارمند هم بر همه کارمندان مبارک ، امروز داشتم فکر می کردم این چه وضعی است که هیچ روز و مناسبتی شامل حال ما نمی شود ، مه روز پدر ، نه روز کارگر ، نه روز کارمند و ….
حتی جالب است که بیمه بیکاری به کارکنان یک شرکت تعلق می گیرد ولی به سهامداران و مدیران آن شرکت تعلق نمی گیرد….
تا بعد…

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که چهارشنبه بود رفته بودم یکی از این ادارت ، با دوستان IT که کارم تمام شد ، کاری در امور مالی داشتم ، مسئول مربوطه از من خواست که بنشینم و اتفاقا جایی نشستم که که به مانیتور یکی از آقایان امور مالی مسلط شدم ، صفحه Yahoo Messenger باز بود و از قضا آن دوست نا شناخته ما داشت Chat می کرد ، روی صفحه Messenger هم حالت عرفانی و عاشقانه و پر از قلب و ….
یک نگاهی به آقاهه انداختم می شد حدس زد به راحتی ۴۰ سال را دارد، البته زیر شیشه میزش هم عکس بچه اش بود …
من در مقامی نیستم که بخواهم به تخطئه اخلاقی کسی یا چیزی بپردازم ، اما هر چه فکر می کنم جایگاه اینترنت را برای امور مالی یک سازمان نمی فهمم ، البته می شود بحث تبادلات مالی و اطلاعاتی و زمینه سازی برای دستیابی به تجارت جهانی را عنوان کرد ، اما اینها بیشتر بهانه هایی بیشتر نیست
بارها فکر کرده ام که اثر بخشی اینترنت در سازمان را چگونه باید اندازه گرفت با پدیده ای مثل Chat و سایر مسائل مرتبط چگونه می توان برخورد کرد و این جور حرفها….
چند وقت پیش در اتاق یکی از مدیران در یکی از سازمانهای موثر در صنعت کشور بودم ، اینبار Falling Hearts در Yahoo Messneger فعال نبود ، اما از جلسه نیم ساعته ما بخش زیادی از حواس این مدیر فناوری اطلاعات صرف این بود که چه کسی Online می شود و چه کسی می رود.
یادم می آید مدتی در شرکتی دولتی مسئولیتی داشتم و اینترنتی رایگان و پر سرعت ، شاید اوضاع و احوال من و سازمان مربوطه هم بهتر از این نبود ، در پایان هر ماه که گزارش استفاده از اینترنت تهیه می شد مجبور بودم به جای گزارش های ISA Server که کنترل اصلی اینترنت را داشت ،آن را در Excel جور دیگری تهیه کنم که بله ۸۵% استفاده از اینترنت در سازمان ما صرف امور تحقیقاتی و علمی ، ۱۴ درصد صرف مطالعه اخبار و فقط یک درصد صرف امور متفرقه شده است…..
اما در بهساد حکایت دیگری است ، بعد از این که متوجه شدیم ، یکی از همکاران سابق وقت عزیز را صرف Chat میکنند ، نصب Yahoo Messenger در بهساد ممنوع شد، و کنترل نسبتا شدیدی برای استفاده از اینترنت در شرکت به وجود آمد ، این مسئله متاسفانه استفاده از اینترنت را حتی برای امور تحقیقاتی در شرکت با گرفت و گیر زیادی مواجه کرده است ، مسئله ای که چند روزی ذهن من را به خودش مشغول کرده است ، به نظرم با توجه به اینکه دوستان و همکاران به طورکلی در مورد استفاده از اینترنت دارای بلوغ و آگاهی کافی هستند می شود کمی با تساهل و تسامح بیشتری با این مسئله برخورد کرد.

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

از ماجراهای یک ناظر پروژه :

  1. در یکی از پروژه ها ، در فاز اول ناظر محترم گفتند که در طرح مدیریت پروژه جانشین مدیر پروژه را به رسمیت نمی شناسند ، در فاز دوم که ما جانشین مدیر پروژه را معرفی نکردیم ، گفتند که پس جانشینش کو!!!؟؟
  2. یکی از دوستان جدید e-mail زده بودند به ناظر ، کلی فکر کرده بودند، بچه های محلشان را هم صدا زده بودند و متوجه نشده بودند که آدرس e-mail این دوست ما چیست ، کاشف به عمل آمد از آنجا که آدرس در Gmail بوده و در Yahoo نبوده ، ناظر محترم این امر را مبنی بر پنهان کاری دوستان ما فرض کرده بودند
  3. نتیجه گیری اخلاقی : هرگز در Gmail عضو نشوید

تا بعد…

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود ، دیروز خبردادند که قرارداد محیط زیست قابلیت شروع شدن ندارد، از یک جهت حیف شد که قرارداد بسیار ساده ای بود ، از آنها که به دو تا فرم و یک گزارش می گویند “سیستم” ، اما از آنجا که می خواستیم با کسانی سر و کله بزنیم که از دیدگاه بلوغ سیستمی در مرحله طفولیت قرار دارند بسیار خوشحالم ، امیدوارم فقط بودجه ای را که از تکفا بابت این قرارداد گرفته اند خرج سیستم کنند و نه خرید دستگاه کپی
تصور کنید که رفته ام در Kick off Meeting و مسئول انفورماتیک ناگهان می گوید ما سیستمی می خواهیم که نامه ها را Scan کنیم و بایگانی کنیم. یعنی آیا مسئول انفورماتیک نقشی در انعقاد قرارداد سیستمهای تخصصی سازمان نداشته است ؟
آیا IT یک پدیده نوظهور در سازمان بوده ؟

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ
عرض شود که این هفته نه ، هفته قبل آخرین جلسه کمیته راهبری ICT در استان مرکزی بود که از قضا من هم مامور بودم با نگاهی دقیق تر در مورد پورتال توضیحاتی بپردازم ، سازمانهای زیادی درخواست داشتند تا خدمات پورتال برای آنها اجرایی شود و جناب آقای مقدسی معاون محترم استاندار نیز بر نهادینه بودن انتخاب سازمان پیشرو در اجرای پورتال تاکید داشتند…
امروز بحث مقاله سایت بازتاب در مورد تکفا با دکتر بود ، دکتر عنوان می کرد این که تکفا نا موفق بوده است بیشتر به دلیل عدم بلوغ سازمانی در به کارگیری IT می باشد و نمی توان تمام عوامل را متوجه شورای عالی اطلاع رسانی کرد.
صحبت دکتر درست بود ، اما به نظر من علیرغم تمام زحماتی که مجموعه شورای عالی اطلاع رسانی کشیده اند و قابل تقدیر است ، اما نکات ضعف و اشتباهات زیادی نیز قابل یادآوری است.
اما به عنوان یک شرکت که هم در تهران و هم در شهرستان با عملکرد تکفا آشنا شدم ( در واقع در هر دو جا قرارداد تکفایی داشتیم ) باید بگویم که بهتر بود که تکفا در ابتدا فقط در تهران و یا نهایتا اصفهان عملیاتی شود و به صورت یک پروژه پیشرو (Pilot) تعریف شود و در فاز بعدی سایر استانها به آن بپردازند
آنچه که من از تکفا در اراک دیده ام می تواند از قرار زیر باشد :
۱-یک یا دو شرکت که مجوز شورایعالی انفورماتیک داشتند ، بخش عمده ای از قراردادهای تکفا را که با استفاده از دستگاه فتوکپی تکثیر شده بود تصاحب کردند
۲- در بسیاری از سازمان ها بودجه صرف خرید سخت افزار و توسعه شبکه ای شد که هیچ برنامه و نرم افزاری بر روی آن اجرا نمی شود
۳- بسیاری از قراردادها ، صرفا در جهت جذب بودجه بود
۴-با اینکه باید در هر قرارداد ۵۰ درصد از محل اعتبارات دستگاه تخصیص پیدا کند ، عمدتا رقم قرارداد دو برابر در نظر گرفته می شد که سهم دستگاه جبران شود
۵- بسیاری از قراردادها موفق به جذب بودجه نشده و کان لم یکن شد.
در اینجا باید بگویم که استانداری از معدود سازمان هایی بود که کاملا به صورت قانونی عملکرد و سهم قانونی خود در قرارداد را نیز هزینه نمود.
اما حقیقتی در مورد این مسائل که گفتم وجود دارد ، آیا شرکتی که بیش از ۵۰ درصد حجم قراردادهایش از محل تکفا تامین اعتبار شده ، آیا حق اعتراض دارد ؟ ( امروز دکتر داشت تذکر می داد که نمکدان خوردن و نمک شکستن چندان هم اخلاقی نیست )

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

این مطلب از سایت بازتاب آورده شده است

http://www.baztab.com/news/27783.php

در روزهای پایانی دولت پیشین، طرح عظیمی با شتاب به تصویب رسید که «تکفا ۲» خوانده شد. طرحی ـ‌ و پیرو آن قراردادی ـ که می‌تواند تأثیر مستقیم بر فناوری اطلاعات و ارتباط کشور داشته باشد و حتی بر فرهنگ و اقتصاد عمومی نیز تأثیرگذار باشد؛ ولی با این حال در سکوت و با آرامش بی‌سابقه به امضا رسید.
اما «تکفا» چیست و چرا مهم است؟ برای پاسخ به این پرسش، نگاهی به پیشینه آن، ضروری می‌نماید.

تکفا چیست؟
«تکفا» مخفف عبارت «توسعه کاربردی فناوری اطلاعات» است است و در حقیقت نامی غیررسمی است برای تبصره ۱۳ قانون بودجه که در تدوین قانون بودجه سال ۸۱ گنجانده شد و به تصویب رسید.
مطابق این تبصره، بودجه قابل ملاحظه‌ای (۶۴ میلیارد تومان) برای توسعه فناوری اطلاعات در کشور منظور شد و هفت زیربرنامه کلان برای آن تعریف گردید. زیربرنامه‌های هفت‌گانه «تکفا» که باید بودجه منظورشده در راه ایجاد و گسترش آنها به کار می‌رفت، عبارت بودند از: دولت الکترونیکی، مهارت دیجیتالی نیروی انسانی کشور، کاربرد IT در آموزش عالی، کاربرد IT در اقتصاد، بازرگانی و تجارت، کاربرد IT در قلمرو فرهنگ، هنر و تقویت خط و زبان فارسی در محیط‌های رایانه‌ای و توسعه واحدهای کوچک و متوسط (SME) فعال در حوزه IT.

طرح «تکفا» با پیگیری‌های مجدانه دبیر شورای عالی اطلاع‌رسانی در سال‌های بعد نیز دنبال شد و در قوانین بودجه سال‌های ۸۲ و ۸۳ نیز بودجه‌های بیشتری را به خود اختصاص داد (هر سال ۱۰۰ میلیارد تومان) و به موازات اختصاص این بودجه‌ها، میزان تقاضا برای محصولات مرتبط با IT، اعم از سخت‌افزار، نرم‌افزار و ملزومات مخابراتی در سطح جامعه به شدت افزایش یافت.

طبیعتا به خاطر حجم انبوه تقاضا، بازار پررونقی در این حوزه به وجود آمد و شرکت‌های متعدد بزرگ و کوچکی در زمینه IT فعال شدند.
از دیگر سو، یکی از الزامات طرح تکفا، ممنوعیت ورود بخش دولتی به حوزه تصدی‌گری IT بود و متصدیان این برنامه، موظف شده بودند تا تمام پروژه‌های تکفا را به بخش خصوصی و یا تعاونی‌های غیروابسته به دولت واگذار کنند.

هر روز ۲۵۰ میلیون تومان!
برآیند مطالب پیشین این است: ۲۷۰ میلیارد تومان بودجه در عرض سه سال به «تکفا» اختصاص داده شد و از دیگر سو، مطابق قانون این بودجه از طریق تکفا باید در بخش خصوصی صرف (یا به عبارت بهتر: تزریق) می‌شد.
رقم اختصاص داده شده به راستی سرسام‌آور بود به طوری که با یک حساب ساده می‌توان گفت، به طور میانگین باید در هر روز مبلغی در حدود ۲۵۰ میلیون تومان در قالب طرح تکفا به بخش خصوصی سرازیر شده باشد و حتی اگر ادعای مجریان طرح مبنی بر عدم جذب تمام بودجه پیشنهادی پذیرفته شود، این رقم به هیچ عنوان به کمتر از روزی دویست میلیون تومان تنزل نمی‌کند.

چنین بوی خوشی، آنان را که شامه‌‌های تیزتری داشتند، نه تنها از دیگر فعالیت‌های اقتصادی،‌ بلکه حتی از خارج از کشور هم جذب بازار IT ایران کرد! بودجه هنگفت، الزام در هزینه کردن بیشتر بودجه در بخش خصوصی، برنامه ناکامل و مبهم، بوروکراسی ناکارآمد و فراگیر و… همه و همه دست به دست هم دادند تا صدها شرکت صرفا به انگیزه به غنیمت بردن بخشی از این خوان پرنعمت، قارچ‌گونه برویند و به جای یاری حوزه فناوری اطلاعات کشور، باری بر دوش آن باشند.

قاتق نان یا قاتل جان؟
دبیرخانه شورای عالی اطلاع‌رسانی به عنوان مجری این طرح عظیم، عمده فعالیت خود را بر روی تزریق مستقیم یا با واسطه بودجه تکفا به بازار IT متمرکز کرد و خلاقیت و نوآوری این دبیرخانه معطوف به تدوین برنامه‌های ملال‌‌آوری نظیر چگونگی اعطای وام به شرکت‌ها شد.

رانت، رانت‌خوار می‌زاید و غیرممکن است دولت در حوزه‌ای رانت بیافریند و رانت‌خوار متولد نشود. در نتیجه همان‌گونه که مثلا در حوزه مطبوعات، برخی روزنامه‌ها با تیراژ کمتر از هزار نسخه صرفا به خاطر استفاده از رانت کاغذ حمایتی وزارت فرهنگ و ارشاد متولد می‌شوند، شرکت‌های فراوانی نیز ظاهرا برای فعالیت در حوزه IT و در حقیقت به صرف دریافت و بودجه و وام طرح تکفا به وجود آمده و رشد کردند.

زیان‌دیدگان اصلی در این میان، فعالان حقیقی حوزه IT بودند که یا در این رقابت ناسالم و غیرعادلانه حذف و نابود شدند و یا به تبعیت از نوآمدگان، انرژی آنان به جای خلاقیت و ابتکار در IT، معطوف به دریوزگی وام‌های اعطایی شد.
از این منظر نه تنها تکفا باعث پیشرفت و ارتقای فناوری اطلاعات در سطح جامعه ایران نشد، بلکه با سرازیر کردن بی‌حساب نقدینگی‌های جهت‌یافته در بازار IT، تا حدودی باعث انحراف فعالیت‌ها از سطح علمی و فنی به سطح رانت‌خواری و دلالی شد.

مشتی نمونه خروار
نقل است برخی شاهان قاجار، از همه ایران، تهران را می‌شناختند و در همه پایتخت، زیبایی و تجمل کاخ خود، برایشان مهم بوده است. حکایت دانشگاه‌های شهر تهران و در میان آنها، دانشگاه صنعتی شریف شاید بی‌شباهت به داست

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

من معمولا عادت ندارم هر روز بنویسم ، اما امروز اتفاقی افتاد که حتما باید بنویسم
عرض شود که قبلا یک بازرس از طرف اداره بیمه می آمد شرکت ، حضور و غیابی می کرد و می رفت
چند وقتی است که آن آقا عوض شده و یک آغای دیگری جای ایشان آمده است ، دفعه اول من که شرکت نبودم ، خانم امانی به او گفته بود که فلانی ساعت ۸:۰۰ شب به بعد می آید ، یک دفعه دیدیم آغا ساعت ۸:۰۰ شب آمد شرکت و سین جیم کردن که فلانی کجاست و بهمانی چرا نمایده ؛ ، امروز اما داستان جالب تر بود ، یکی از دوستان مرخصی بود و گفت برگه مرخصی کجاست ، حالا شما فرض کنید در بهساد اصولا چیزی به نام برگ مرخصی وجود ندارد و من باید به این آقا شیر فهم کنم که چرا برگ مرخصی در سیستم وجود ندارد و ما سیستم مکانیزه تحت وب و اینترنتی کنترل کارکرد داریم ( تنها سیستمی که خودمان برا ی شرکت نوشته ایم ) ، تعجب می کرد که چرا در دفتر پس کسی چیزی امضا نمی کند….
بگذریم ، یاد حرف دکتر صدیق ( مدیر کل پژوهشی سازمان مدیریت ) می افتم که می گفت برخی از این دولتی ها حس می کنند بخش خصوصی یک بخش سرمایه دار خون آشام هست که باید حساب آنها را رسید و در مقابل هم برخی در بخش خصوصی در مورد دولتیها جور دیگری فکر می کنند.
قصد دارم به زودی از این آقا شکایت کنم
به نظر شما به قیافه من می آید دزد باشم ؟

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

البته کمی هم شخصی بنویسم
امشب کامنتها را که نگاه می کردم ، دوستی بسیار قدیمی مطلبی نوشته بودند ، آقای حسن رحیمی عزیز ، از هم دانشکده ای های خوب و ساکن اتاق ۲۳۰ خوابگاه ۳ ، هوس آن دوران زد به سرم ، دورانی که با کوییک بیسیک . کواترو پرو و با صد برابر زحمت الان کاری را می کردیم که الان با یک کلیک قابل انجام است ، قسمت این بود که من از مهندسی صنایع به چیزی بیش از سیستمهای اطلاعاتی نپردازم و افتان خیزان به دنبال برنامه و تحلیل و اخیرا متدولوژی و ….
اما حسن عزیز در کامنت خودش از اداره نشینی و پشت میز گفته بود و به عبارتی نالیده بود ، یاد داستان ما نرم افزاریها با سخت افزاریها افتادم ، روزی پیش دوست خوبم آقای میرمجیدی از شرکت آسان پرداز بودم که در کار سخت افزار هستند ، بحث نرم افزاریها و سخت افزاریها پیش آمد ، گفتند که چند شب پیش رفته بودند یک کبابی که خیلی گله می کرد که دوران ، دوران پیتزا شده است و دیگر کباب رونقی ندارد و پیتزا فروش ها اوضاعشان خیلی خوب است ، از قضا شب بعد به پیتزا فروشی می روند و پیتزا فروشی اندر مزایای کباب فروشی داشتن صحبت می کند.
حال در این اوضاع و احوال فناوری ، سخت افزار و نرم افزار و این طرف میز و آن طرف میز گویی چندان توفیری نمی کند
از حسن عزیز هم خواهش می کنم شماره تماس و یا آدرس e-Mail خودش را یک جوری به من اطلاع دهد.
اما نکته دیگری هم در این عکس بالای صفحه است ، آقا حسن ما در سمت چپ رییس دانشکده ( آقای مهندس حاج شیر محمدی ) نشسته است ( هنوز هم نزدیک رییسها و مدیرها است گویا ) و من در دور ترین فاصله ممکن ( ردیف آخر ) .گویی سرنوشت از اول تعیین شده است.
ولی آن چیزی که خیلی خوشحالم کردن شنیدن از یک دوست بعد از سالهاست

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

نگران نباشید!
بهسادی ها به دنبال شکار هستند ، اما نه شکار جانوران اهلی و وحشی ، بیشتر به دنبال شکار تجربه ، علم و دانش و صد البته پروژه هستند
در حال شروع و شاید هم اتمام پروژه ای هستیم در اداره کل محیط زیست استان مرکزی ، به نظر می رسد یکی از پروژه های ساده ولی جالب بهساد باشد.
امروز که رفته بودیم آنجا ، همه چیز جدید و تا حدی متفاوت با سایر ادارات بود ، در درجه اول هم نظافت و تمیزی بیش از حد آنجا
احساسم این بود که از نظر گفتمان مشترک خیلی با آنها فاصله داریم ، این فاصله و گفتمان مشترک از آن چیزها است که حسابی باید از آن بنویسم