آرشیو برای ماه : اردیبهشت, ۱۳۸۴

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

به بهانه پورتال

به سلامتی و میمنت پروژه پورتال استان مرکزی هم دارد افتتاح می شود ، تمام گروه های اجرایی سخت مشغول هستند ، این عکسی هم که در بالا می بینید ، آقایان سبیل کلفت شرکای بهساد در کنسرسیوم مجری پورتال هستند که باهم آمده بودیم استانداری برای شرکت در جلسه. جلسه قرار بود ساعت ۸ صبح تشکیل شود ، شب قبل زیاد بیدار نشسته بودم و تا ۹ خواب بودم (حواسم نبود جلسه دارم)، تقریبا ساعت ۹:۴۵ بود که خانم امانی زنگ زد و گفت که ۱۰ جلسه دارم ، با کلی استرس ده و ربع استانداری بودم ، تا ۱۲ هم البته آنجا بودیم و جلسه تشکیل نشد .
پروژه پورتال یکی از پروژه های مهم بهساد است که از ویژگیهای خاصی برخوردار است ، نوع تکنولوژی ، مشارکت سه شرکت با ادبیات مدیریتی متفاوت ، وجود ناظر که در یک استان دیگر مجری پورتال است و نهایتا زمان اندک برای اجرای پروژه و تاکید استانداری برای انجام به موقع پروژه ، پورتال را به یک پروژه نفس گیر و از نظر اقتصادی زیان ده تبدیل کرده است.
به هر حال با تمام این تفاصیل ، پروژه با کیفیت مناسب و جامعیت لازم روز سه شنبه به بهره برداری خواهد رسید و برگ دیگری به تجربیات ما اضافه خواهد شد.
یادم هست که در دانشگاه هر که ترم اول مشروط می شد به او می گفتند مشروطی ترم اول تجربه است ، طرف آرام تر که می شد ، از آن طرف یک نفر دیگر می گفت : ترم های دیگر هم تکرار تجربه…..”

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

اتوبوس

در بهساد ، حسن روابط و تلطیف فضا نقش عمده ای دارد ، معمولا شوخی های محترمانه ای هم هست که یکی از آنها را راجع به موبایل من هست
چند وقت پیش که این موبایل را خریدی ، دکتر گفت شبیه اتوبوس است. حالا کم کم همه به آن میگویند اتوبوس ( آنهم با لهجه یزدی ) ، لابد من هم دارم می شوم راننده اتوبوس

حکایت اتوبوس و اتوبوس رانی همچنان جریان دارد و موقع ناهار می شود ، هنگام توقف اتوبوس ( البته دیگر منظور موبایل من نیست ) ، مسافرین محترم باید از اتوبوس بهساد پیاد شوند و کمی استراحت کنند و …..

“سوغات ، سوهان قم فراموش نشه “، این اصلاحی است که معمولا سوهان فروش ها در هنگام توقف اتوبوس از بلند گو می گویند ، آن هم در شرایطی که آدم در فکر اینست که به خواب در اتوبوس ادامه دهد و یا اینکه برود پایین
به دلایل کاری و گاه شخصی مسافرت به تهران زیاد می روم ، حالا این قضایای موبایل اتوبوسی من و اتوبوس بهساد و اتوبوس های واقعی باهم کنار هم جمع شده اند.

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

هپکو

عرض شود که - این عرض شود که را یکی از استادهایمان با لهجه اصفهانی می گفت- خب عرض شود که این روزها بخش عمده ای از بهساد درگیر پروژه هپکو هست ، زحمت اصلی که به عهده دکتر است که با پشتکار عجیبی مشغول به هدایت این پروژه شده ، آقای منصوری و دیگران هم سنگ تمام گذاشته اند ، لحظات مثل لحظات حادثه می ماند که همه با توانی مضاعف مشغول جمع کردن فاز تحلیل هستند ، این فاز به دلیل برخی از مسائل خیلی انحراف از برنامه دارد، البته بخش عمده ای از آن به عهده بهساد نیست. بیشتر مربوط می شود به نحوه تعریف پروژه ، اما دودش به چشم ما دارد می رود.
بگذریم ، آنچیز که ماندنی است تلاش وصف ناپذیر دوستان ما در بهساد است که من از همینجا به همه دست مریزاد و خدا قوت می گویم.

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

۵s

اشتباه نکنید!
این عکس مربوط به بهساد نیست ، مربوط به یک جایی دیگر هست ، در بهساد مدتی است که با یک حرکت گروهی منسجم انجام دادیم و نتیجه آن را هم به خوبی گرفتیم .
تا چند وقتی پیش ، بهساد زیاد مرتب نبود ، روی میزها شلوغ و گاهی هم در ظرفشویی ظرفها می ماند تا آقا تورج که هفته ای یک بار می آمد… البته این قضیه مربوط به سال اول می باشد ، خلاصه اینکه مهندس صنایع باشی و اندر خواص بهره وری و از اینجور چیزها ۱۰۰۰ جا سخنرانی کنی و وضع خودت از همه بدتر باشد.
چند بار هم تصمیم گرفتیم اما نشد. تا اینکه نظام ۵s به عنوان یکی از اهداف عملیاتی سال ۸۳ تعیین شد. با آمدن آقای منصوری به شرکت ، چند وقت بعد ما کمیـته ۵ُs را تشکیل دادیم ، ناگفته نماند که مقاومتهایی هم شد. اما الان به جرات می توانم بگویم که نظم و ترتیب تا حد زیادی جزء فرهنگ بهساد شده است ، و آراستگی جزء لاینفک بهساد است. اما ۵s چیست ؟

مرحله اول : پاکسازی این واژه به معنی پاکسازی محل کار است.برای اجرای این مرحله مشارکت تمامی پرسنل الزامی است.به عنوان مثال : در ارتباط با شرح وظایف :

- بررسی شرح شغلها و دسته بندی وظایف مفید و غیر مفید
- حذف وظایف غیر ضروری و بی فایده
- ساده کردن وظایف در مورد اطلاعات :
- دسته بندی اطلاعات
- جدا کردن اطلاعاتی که مدت زیادی است استفاده نشده و حذف آنها
- به روز در آوردن اطلاعات ضروری در مورد فضای در دسترس :
- بررسی تمامی اقلامی که در فضای مورد نظر قرار گرفته اند
- جدا کردن اقلام غیر ضروری و دور ریختن آنها در مورد مواد :
- بررسی مواد موجود و جدا کردن مواد مورد نیاز از مواد غیر ضروری - برچسب زدن مواد
مرحله دوم : نظم دهی قدمهای مختلفی که در این مرحله باید برداریم به شرح زیر است:

- برای هر چیزی جای معینی را در نظر بگیریم
- هر چیزی را در همان جایی که برایش معین کرده ایم ، قرار دهیم .
- اقلام پر اولویت را نزدیکتر به محل کار قرار دهیم.
- محلی را که اقلام در آنجا قرار می گیرند به نام همان شیئی نام گذاری کنیم و برچسب بزنیم.
مرحله سوم : نظافت در ارتباط با این مرحله موارد زیر را باید دائماً انجام داد :
- بازرسی ابزار و تجهیزات به طور مداوم - بازرسی محیط کار و تمیز کردن آن
- فکر کردن درمورد سایر چیزهایی که در محل کارمان وجود دارد و یا از آنجا می گذرد
- تأکید بر روی این نکته که تمیز کردن فقط شامل ظاهر اشیأ نیست ، بلکه باید داخل آن را نیز تا آنجائیکه امکان دارد تمیز کرد.
مرحله چهارم : حفظ و نگهداری آنچه در این مرحله مد نظر است ، تغییر فرهنگ کاری به نحوی است که نظم ، ترتیب ، ایمنی و… جزو عادات کاری قرار گیرد. مهمترین اقدامی که در این مرحله انجام می شود تهیه چک لیستهایی است که مسئولیت هر فرد در ارتباط با نظافت و ایمنی همراه با کاری که باید انجام شود ، در آن ثبت می گردد و به صورت هفتگی یا روزانه بررسی می شود.سایر اقدامات به شرح ذیل است:

- قطعات و یا چیزهایی را که استفاده شده و یا شکسته و یا اضافی است ، به طور مرتب از محل کار دور شود.
- برای حفظ ایمنی به عنوان اصلی ترین نیازها مواردی از قبیل صدا ، دود ، نور ، سیم برق ، مسیر حمل و نقل و … دائماً توسط تمامی افراد بررسی شود تا هر چیزی به صورت عادی و در جای خود قرار گرفته باشد و در مسیر ها مانعی نباشد.
- باید افراد مطمئن باشند که هر چیزی در سر جای خود قرار گرفته و این موضوع دائماً بررسی شود. - به حداقل رساندن ضایعات روغن ، هوا ، بخار ، برق و … جزو وظایف قرار گیرد .
- استفاده از ابزار و وسایل ایمنی به طور منظم مورد تأکید قرار گیرد.
مرحله پنجم : توسعه فرهنگ مشارکت این مرحله در حقیقت پویایی نظام ۵S را تضمین می کند ، چرا که فرهنگ جدید را ترویج می کند و کارکنان را نسبت به وظایفشان آگاه می سازد ، به طور کلی در این مرحله به طور مرتب به کارکنان آموزشهای زیر داده می شود:

- آموزش کلیه پرسنل و آشنایی با استانداردهای کلیدی ایمنی
- آموزش پرسنل در زمینه چهار مرحله قبلی - آموزش پرسنل با کار گروهی و ابزار آن
به این ترتیب با طی مراحل پنج گانه فوق نظم ، ایمنی ، شادابی و انگیزه کارکنان برای مشارکت در فرآیند بهبود و در حقیقت بستر لازم برای انجام سایر اقدامات دستیابی به کیفیت جامع فراهم خواهد شد.

مطلب راجع به ۵s را از اینجا آورده ام ، آنها نمی دانم از کجا آورده اند

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود خدمتتون که این چند وقت که ننوشتم ، حسابی درگیر کارهای مختلف بودم ، اولین و مهم تریم اتفاق جشن تولد بهساد بود که با دوستان و خانواده بهساد شبی را به اتفاق باهم به صرف شام بیرون بودیم ، یک شب به یاد ماندنی و خاطره انگیز ، البته چون هنوز عکسها به دستم نرسیده در روزهای آینده از آن به تفصیل خواهم نوشت ، اما امروز در بهساد Surprise شدم
قضیه از این قرار بود که بعد از یک روز پر مشغله ، آقای منصوری آمد و به من گفت عصری هستم یا نه ، سئوالش کمی برایم عجیب بود ، گفتم که هستم
بعدش هم یک سری دلایل آورد که نفهمیدم جریان چیست
بعد دیدم رفتند بیرون ، من هم داشتم با پیمانکار عزیز پشت تلفن دل و قلوه می دادیم ، او برای اینکه پولش را بگیرد ، من هم برای اینکه کارم زود تر انجام شود.
بگذریم ، آقای منصوری آمد و کمی خرت و پرت و خوراکی هم خریده بود. تعجب کردم وچیزی نگفتم ، حتما برای تنوع بوده …، رفتیم و باهم شربت درست کردیم ، شربت که تمام شد دیدم آقای منصوری با یک کیک آمد و همگی به من تولدم را تبریک گفتند
لحظه بسیار شادی آفرینی برایم بود و بسیار برای ارزشمند بود
راستش کمی هم خجالت کشیدم ، چون قاعدتا من به مشخصات همه دسترسی دارم. اما..
بگذریم که ساعتی را به خوشی و صرف شیرینی گذراندیم

شمع ها را قرار بود فوت کنم - کمی خجالت می کشیدم ، کمی هم مشعوف بودم

چون یکی از شمع ها روشن نمی شد ، جای آن کبریت گذاشتیم تا بشود عکس گرفت

از چپ به راست : آقای منتظران - دکتر - من
آقایی که وسط ایستاده آقای منصوری هستند


کیک را من تقسیم کردم

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

- با دکتر در راه رفتن به اتاق پروژه -


عرض شود که برخی از دوستان از جمله بچه های خوب استانداری ، گاهی سر شوخی را باز می کنند از کویر و بی پای پوش و گاه لنگه دمپایی صحبت می کنند و لطافتی در این روزگار جدی…
الغرض اینکه یکی از کارفرماهای خوب ما که ما را دوست دارند و نمی خواهند از کنارشان جدا شویم ، یک اتاق در آنسوی شرکتشان به ما داده اند ، موسوم به اتاق پروژه که انصافا راهش در زمستان پر از گل و لای می شود و رفتن به آنجا مشکل … ( البته نه همه راه ها ) ، بعد از ۳-۴ ماه از شروع پروژه ، با تلاش های بسیار اتاق آماده شد، البته باز هم کم و کاستی های بود و البته این کم و کاستی ها برای من که مدیر یک پروژه با تاخیر بودم ، همیشه بهانه خوبی بود.
یک روز در گیر و دار این جدل ها بودم که بچه ها گفتند که شیشه سایت توسعه شکسته و در زمستان سرد و سخت ۸۳ پرنده ها آمده اند و حسابی اتاق را هم آباد کرده اند ، یک روز یکی از مدیران بسیار محترم کارفرما که انصافآ مرد محجوبی هست به من گفت ” آقای مهندس وضعیت سایت توسعه چه خبر ؟ ” من هم بی مقدمه گفتم “سایت توسعه یا لانه پرندگان ؟”
بنده خدا فکر نمی کرد که من اینطور بگویم.

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

سازه های فلزی یاسان

شرکت یاسان ، تولید کنند دکلهای فشار قوی هست که با توجه به یک زمینه مشترک قبلی با آنها آشنا شدیم
تعجب می کنم که چرا تاکنون از یاسان چیزی ننوشته ام ، شرکت یاسان را به نحوی می توان بهترین مشتری بهساد به حساب آورد ، نه اینکه این تصور بشود که بیشتر از همه پول می دهند ؟ اصلا این طور نیست ، اما دلایل زیادی دارم که می توان یاسان را بهترین مشتری بهساد به حساب آورد :
۱- مدیریت کارآمد آقای مهندس فارسی مدیر عامل محترم شرکت یاسان که توسعه سیستم را در صدر اولویت های خود قرار داد و با اعتقاد به سیستم ، تعهد مدیریت را اثبات کرد
۲- پروژه سیستم اطلاعاتی مدیریت یاسان ، اولین و بهترین و کارآمد ترین سیستمی هست که در بهساد توسعه یافته است ، این پروژه را دکتر و من باهم نوشتیم ، هنوز هم یکی از آروزهای من اینست که در یک تیم تحلیل و برنامه نویسی با دکتر باهم کار کنیم، هنوز هم آن روزهای اول بهساد با خاطره سیستم یاسان یک رنگ و لعاب دیگری دارد
۳- وقتی که به شرکت یاسان می رویم و می بینیم که سیستم بیش از یک میلیون رکورد اطلاعات ، احساس رضایتمندی خاصی به آدم دست می دهد
دارد
۴- مهمتر از همه اینکه رابطه دوستی و اعتماد خاصی بین دو شرکت برقرار شده که هیچ قرارداد و پیمانی نمی تواند جایگزین آن شود

به طور کلی مهندس فارسی پیش و بیش از اینکه برای من یک کارفرمای جدی باشند ، نمونه یک مدیر موفق هستند که من از ایشان در کارم درس می گیرم و احترام خاصی برای ایشان قائل هستم