بهساد ۸۴

سومین سال بهساد
امسال هم بر خلاف خیلی از شرکت ها کار را روز ششم فروردین شروع کردیم ، البته من روز اول را کلا بهساد بود که روز های بعد را به دلیل بیماری نتوانستم بیایم ، دکتر هم روز دوم آمده بود ، روز پنجم عید بود که آمدم و به گلها آب دادم ، یکی از آنها هم که باید خاکش عوض شود ،
روز ششم فروردین اولین روز کاری بود ، چند سال است عادت کرده ام که از گل فروشی نزدیک شرکت گل مریم بخرم و بیارم تا کل فضای اتاق ها خوشبو شود ، این ها کم کم دارد می شود سنت و فرهنگ ، ارزش هایی که آن ها را می سازیم و چون با نهاد زیبا پسند انسانی سر و کار دارد ، برای همه قابل پذیرش می شود
در بهساد همه در روزهای عید به هم هدیه می دهند و با بهترین آرزوهای قلبی سال نو را شروع می کنند
بگذریم ، اول سال ما هم با سر و کل زدن با یک این و آن کم تجربه که ساز باج خواهی را نواخته است شروع شد. الان چیزی حدود ۹ ماه است که یکی از مشتریان پولمان را نداده و تا به حال کارشان را تعطیل نکرده ایم ، حالا این دوست ما می گوید تا پول ندهید کار نمی کنم
تا ۱۴ صبر می کنم ، اگر ۱۴ فروردین شروع نکند که کار بالا می کشد
به هر حال نه من و نه دکتر کسی نیستیم که به این بادها بلرزیم
روند انجام پروژه ها در شرکت ادامه دارد ، امروز آقای منصوری آمد و باهم روی نظام برنامه ریزی و کنترل پروژه کار کردیم ، امسال روی این سیستم که به صورت کاملا مکانیزه مدیریت و برنامه ریزی شرکت را بر عهده خواهد داشت زیاد کار کرده ایم ، تیم پروژه هپکو سخت مشغول است و امیدوارم که اولین روز بعد از تعطیلات هپکو گزارش فاز تحلیل را ارائه کنیم
دو روز پیش هم با هاکوپیانس و شهری جلسه داشتیم در مورد پورتال ، که روند افتتاح آن در جریان است
خلاصه اینکه بهساد فعال و پر انرژی کار خود را شروع کرده است.
آیا بقیه مملکت هم اینطوری است ؟
بهساد و کویر

بهساد و کویر باهم به دنیا آمده اند ، من یک عشق ذاتی به کویر دارم و به بهساد هم ، هر دو برای من نمادی هستند از عشق و صبر و زیبایی بکر و دست نخورده و صداقتی که چهره در چهارچوب آسمان دارد
کویر و بهساد باهم به دنیا آمده اند ، و هر دو در دور دست های خودشان افقی زیبا دارند ، کویر در انتها به افق پیوند می خورد و بهساد هم
اما نوشته دکتر شریعتی هم در مورد کویر بسیار زیباست ، باهم می خوانیم :
“می خواهم باز هم از کویر بگویم ، از سرزمینی که نهایت تلاش برای بقا را به تصویر می کشد، جائی که آب را با هیچ تجملی نمیتوان پیمانه کرد، کویر، آنجا که همواره توفان خیز است و همواره آرام. همیشه در دگرگون شدن است و هیچ چیز دگرگون نمی شود. همچون دریاست، اما نه دریای آب و باران و مروارید و ماهی و مرجان که دریای خاک و شن و غبار و ماسه و کلپاسه و سوسمار… بیشتر خزندگان و گاه گاه پرواز مرغکی تنها و آواره یا مرغانی هراسان و بی آشیانه. آنچه در کویر می روید، گز و تاق است. این درختان بی باک صبور و قهرمان که با وجود کویر بی نیاز از آب و خاک و بی چشمداشت نوازشی و ستایشی از سینه خشک و سوخته کویر به آتش سر می کشند و می ایستند و می مانند و هر یک رب النوعی! بی هراس، مغرور، تنها و غریب گویی سفیران عالمی دیگرند که در کویر ظاهر می شوند. اما آنچه در کویر زیبا می روید، خیال است. این تنها درختی است که در کویر خوب زندگی می کند. می بالد و گل می افشاند و گلهای خیال گلهایی همچون قاصدک، آبی و سبز و کبود و عسلی… کویر این هیچستان پر اسراری که در آن دنیا و آخرت روی در روی هم اند.”

این هم اولین نوشته در اولین ساعت سال ۱۳۸۴
سه سال از عمر نازنین بهساد می گذرد ، در این سه سال بهساد موفقیتهای زیادی داشته است و همچنین در نوع خود شکستهایی را هم داشته است ، بهساد توانسته یک سیستم جامع خوب در مورد اطلاعات تولید طراحی و اجرا نماید ، در پروژه نرم افزار برش ورق تاییدیه را از ناظر محترم پروژه گرفته ایم ، پروژه وزارت جهاد رو به اتمام است ، پروژه سیستم های خدمات پس از فروش شرکت هپکو ، و … و در بعد داخلی نظام کنترل کارکرد ، مدیریت امور حسابداری ، نظام ۵S و بسیاری از تجربیات دیگر که جز با همدلی و همراهی بهسادی ها ممکن نبود ، امیدوارم از شکست های گذشته نیز درس گرفته باشیم
در همینجا باید از زحمات دوست و برادر خوبم دکتر مختاری که در تمام مراحل یار و همراه من و منشا یک تفکر ناب در بهساد بود و همچنین زحمات سایر دوستان و همکارانم در بهساد تشکر کنم ،دوست دارم کمی از بهترین های بهساد بنویسم و باقی را بگذارم برای بعد:
خانم امانی : ( نفر اول تلاش و انگیزه ) جوانترین عضو بهساد هست که مسئولیت سنگین امور پشتیبانی شرکت را بر عهده دارد و با نظم ، دقت و پشتکار و علاقه بسیار امور مربوطه را به خوبی انجام می دهد ، واقعا کجا چنین همکاری پیدا می شود که تا ۲ ساعت قبل از سال تحویل شرکت باشد وبه حساب و کتابهایش رسیدگی کند ؟
احسان منصوری: ( نفراول یادگیری متواضعانه )یک کارشناس جوان و با انگیزه و مسئولیت پذیر که با اینکه در یکی از بهترین دانشگاه های ایران دوره کارشناسی ارشد فناوری اطلاعات را می گذرانند از تواضع خاصی برخوردار هست
امیر کریمی : (نفر اول هوش و تخصص ) مگر می شود از C++ چیزی گفت و از امیر کریمی جوان با ۱۹ سال سن چیزی نگفت ؟ باهوش ترین و مسلط ترین برنامه نویسی است که من تا به حال دیده ام و جز کسانی است که در بهساد مقام “کله ” دارند - در مورد مقام کله بعدا می نویسم-
حمید منتظران - سرباز وطن : (نفر اول ادب و نظم ) درست است که نیمه وقت می آید بهساد ، اما آنقدر مودب و پیگیر است که آدم حیفش می آید چیزی از او نگوید
من از بودن با بهسادی ها لذت می برم و همه آنها موجب افتخار من هستند ، امیدوارم که بتوانم همکار خوبی برای همه آنها باشم

امان از دست پیماکار ( کارگزار)
بهساد در ۹۹% موارد به صورت پیمانکار شرکتهای دیگر است ، اصولا تا به این لحظه محصول آماده فروشی نداریم ، قرار بود نرم افزار برش را به صورت بسته نرم افزاری آماده کنیم که آنهم تا به این لحظه نشده است .
با توجه به حجم کار ، برخی از کارهایی را که در Core Competency بهساد نیستند را به صورت OutSource تعریف کرده ایم ، آقا خود سر و کارتان را با هیچ پیمانکاری به خصوص از نوع زبان نفهم نیندازد ، به راستی ما هم با مشتریانم این طور رفتار می کنیم ؟ ،
تا یادم نرفته بگویم در شرکت هپکو رسم خوبی است به خاطر اینکه ارج و قرب پیمانکاران IT را بالا ببرند و با پیمانکار آشپزخانه و فضای سبز معادل نباشند به پیمانکار IT می گویند “کارگزار” ، حالا چی را کار می گذارد بماند و یا اینکه چه کسی چه کس دیگری را سرکار می گذارد

در بهساد رسم است که هر سال به پاقدم بهار شعری گفته می شود و برای آنها که دوستشان داریم می فرستیم ، این شعر به خاطر اعتقاد ما به بهار است و دوستی
گفتم شاید بد نباشد تا شعر امسال را حداقل اینجا بنویسم
صدای تار می آید
صدای بم عشق
صدای چک چک آسمان بر دودمان کوه
وافسانه هستی در تعلق رستن به کویر
و فلسفه گندمزار در استدلال سبزِ بودن
پود باهار در تار زمان می تابد
————————-
صدای تار می آید
صدای بم عشق
” مردمانی باهار را بر سرشاخه های زندگی به هم تبریک می گویند ”
عید و تبلیغات

عرض شود که یکی از مسائل بسیار مهم هر شرکتی از جمله بهساد ، تبلیغات است ، معمولا هر سال عید شرکتها به بهانه تبریک سال نو برای افراد دوست و آشنا و مشتریان جدید و یا قدیمی و یا بالقوه کارت تبریک و هدایایی مختلف تبلیغاتی ارسال می نمایند ، امروز چند مورد جالب دیدم :
۱- یکی از دوستان قدیمی و مشتریان بعدی که باهم اختلاف مالی کوچکی پیدا کردیم ، یک کارت تبریک بسیار بی سلیقه و با یک پاکت افتضاح و یک نوشته افتضاح تر برایم ارسال کرد ، این دوست ما در کار مشاوره ISO و کیفیـت و EFQM و از این جور چیزهاست ، اول به شوخی به بچه های شرکت گفتم اگر کارت تبریک خراب شد توی چاپ بفرستیدش برای … و بعدش هم یک کارت تبریک زیبا با شعری از فریدون مشیری برایشان انتخاب کردم تا بفرستیم ، چند روزی است که این جمله توی ذهنم می آید ” کیفیت اتفاقی نیست “
۲- یک موسسه مشاور بازاریابی برایم یک کارت زیبا فرستاد ، این موسسه مشاوره از آنهاست که آدم را کچل می کند FAX و نامه پشت سر هم که بیایید در بهترین دوره بازاریابی شرکت کنید و اگر شرکت نکنید ورشکست می شوید و اگر شرکت کنید دیگر مشتریها در شرکت را از پاشنه بیرون می آورند و فلان و بهمان ، یعنی من فکر می کنم بدتر از این نمی شود تبلیغات کرد.
الغرض امروز احساس کردم که پاکت کارت تبریک کمی سنگین شده است ، کمی که نگاه کردم دیدم که فهرست دوره های آموزشی را هم فرستاده اند.
بهساد هنوز راه زیادی را تا انجام یک بازاریابی و امور تبلیغات حرفه ای دارد ، اما همیشه با این مسئله جدی برخورد می شود ،به طوریکه امروز کلا درگیر این مسئله بودم ، رعایت کیفیت ، پرهیز از اشتباه و اهمیت به دقت کار وقت زیادی را از من گرفت و البته کمی هم کمک به همکاران .
رعایت صداقت حرفه ای و یا به عبارت بهتر رعایت حرفه ای صداقت در تبلیغات و بازاریابی اهمیت دارد و باید بدانیم که روبروی ما کسی هست که هم از ما تجربه بیشتری دارد و هم ممکن است هوش بیشتری داشته باشد.
من فکر می کنم که با احترام خاصی که برای بهار و نوروز قائل هستم ، بهترین تبلیغ این است که بهار و عید را “حتی الامکان ” صادقانه و ساده به دوستانمان و آنها که دوست داریم دوستمان ( بخوانید مشتری ) باشند تبریک بگوییم ، و از صمیم قلب برای همه آرزوی شادی و شادکامی داشته باشیم
book

این دومین سالی است که برای عید ، به جای آنکه پولمان را بریزیم دور و سر رسید چاپ کنیم ، به جهت توسعه فرهنگ کتابخوانی ، برای ملت کتاب می خریم ، بماند که چقدر خرید کتاب چقدر دردسر دارد و انتخاب آن برای یک طیف گسترده از مشتریان چقدر مشکل است که برخی درگیر دام و مرتع و چرا هستند ، برخی درگیر چرخدنده و گیربکس و برخی هم که البته صاحب نظران فناوری اطلاعات و ارتباط هستند و از اهل فن
به طور کلی سعی می کنیم که کتابها کمتر فنی باشند و بیشتربا دیدگاه زیبا شناسی به آن نگاه می کنیم
به هر حال این زحمت به جهت توسعه فرهنگ کتابخوانی و گفتن از چیزی به جز کار و پول و حتی فناوری از ارزش خاصی در بهساد برخوردار می باشد .
راستی ، چند وقتی پیش یکی میگفت که امسال باید یک کارتن سر رسید برای ما بفرستی ، آن یکی هم می گفت که ۱۰ تا برای من حتما بیاور
باید با دکتر صحبت کنم ببینم چکارشان کنیم ؟!!!
1.jpg)
یک چند وقتی است دنبال تسهیلات بانکی هستیم ، به توصیه یکی از اقوام که در یکی از بانکها ، کاره ای هستند ، حسابمان را بردیم به بانک آنها ، تا حالا بیش از ۱۰ دفعه به بهانه های مختلف درخواست واممان را رد که نکرده اند ، قبول نکرده اند ، اینکه فناوری اطلاعات را در ردیف شرکتهای خدماتی از جمله ، خدمات فضای سبز ، آشپزخانه ، نظافت و …. قرار می دهند را می شود تحمل کرد ، اینکه ۲۳ درصد سود بانکی ( ببخشید شیرینی ) می گیرند هم به کنار ، اینکه پول نازنین را باید چند ماه دستشان داد هم که هیچ ، نه این فامیل و نه آن بانک هیچ کاری برایمان انجام نداده اند ، دیگر پارتی بازی هم فایده ندارد ، شاید منتظر شیرینی اند ؟!!!
راستی
امروز
آدمهایی را دیدم که کوچکند
باید از آنها نیز بنویسم
بدون عکس
چند روزی است برای پروژه وزارت جهاد تهران هستم ، تقریبا به خاطر بعضی مسائل که بعضی دوستان در پروژه ، پروژه را با بعضی جاها ، اشتباه گرفته بودند ، مجبور شدم حسابی وقت بگذارم ، یک شب را تا صبح در دفتر کار ماندم ، physical Data Model افتضاح بود ، غلط های املایی و فرآیندی بی داد می کرد ، ERD مشکل داشت USE CASE ها وحشتناک بود ، خب با کمی وقت گذاشتن و نوشتن موارد ، فکر کنم الان پروژه خوبی شده است ، البته با یک هفته تاخیر در تحویل پروژه .
وقتی بر گردم حسابی خواهم نوشت