صداقت، بزرگترین سیاست
چند وقت پیش در جلسهای حضور داشتم، کارشناسان حاضر در جلسه برای بیان نظراتشان با ترس و تعلل به مدیرانشان نگاه میکردند و در آخر هم یا حرفهایشان را با کلی سانسور میگفتند و یا اصلا نمیگفتند به طوری که یکی از آنها پس از جلسه به من گفت: میخواستم حرف شما را تایید کنم ولی از مدیرم ترسیدم!
اعتقاد دارم وجود ترس در محیط کار باعث از بین رفتن صداقت میشود.
به خاطر دارم، اوایل کار من در بهساد بود، از یکی از همکارانم شنیدم که میگفت: “بزرگترین سیاست در زندگی صداقت است”، و این یکی از درسهایی بود که آموختم. جملهای که بارها و بارها به آن فکر کردم و همیشه به نتایج حاصل از آن اندیشیدم و اطمینان دارم که هیچ چیز دیگر به اندازه صداقت، باعث آرامش در کار نمیشود.
صداقت ما را قابل اعتماد میسازد و همین که مدیر و همکارانمان به ما اعتماد داشته باشند یکی از تاثیرگذارترین مسائل کاری است، که باعث بالا رفتن اعتماد به نفس و در نتیجه بازده کاری بالاتری میشود، و محبوبیت ما را افزایش میدهد.
به عنوان مثال مشکلات حاصل از بیدقتی یا خیلی موارد دیگر که در هنگام انجام کار پیش میآید را نباید پنهان کرد گفتن درست و به موقع آنها کمک کننده است، چه بسا نگفتن یا به نوع دیگری آن را عنوان کردن تبعات بدتری خواهد داشت.
شاید اگر همه ما در زندگی بزرگترین سیاستمان، صداقت بود، خیلی از مشکلات هم اکنون وجود نداشت.