آرشیو برای ماه : دی, ۱۳۸۸

مهندسی یا میوه فروشی؟

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

با این‌که همیشه از خوانندگان همیشه وبلاگ خوب شرکت رادمان هستم، اما تعجب می‌کنم که چرا این مطلب را قبلا نخوانده بودم. (اگر شما هم نخواندید، پیش از ادامه اول آن را مطالعه کنید) راستش ما هم قبلا نه تنها به فکر میوه‌فروشی که به فکر مشاغلی چون پیتزایی، چلوکبابی و کافی‌شاپ هم افتاده بودیم. واقعیت این است که با توجه به هرم مازلو، در ایران کسب و کاری از موفقیت بالا برخوردار است که بتواند نیازهای اولیه جامعه را پاسخ دهد و با گسترش مشکلات اجتماعی و اقتصادی، سطح نیازمندی‌های جامعه به سمت نیازهای اولیه کاهش می‌یابد. عجیب نیست که هفته گذشته در جلسه با یکی از شرکت‌های خوب مشاوره‌ای کشور متوجه شدم که تصمیم گرفته‌اند که مجتمع بین راهی و رستوران تاسیس کنند. همه در همه زمان‌ها به غذا و …. احتیاج دارند اما به مشاوره مدیریت و سیستم چه ؟

  • Share/Bookmark

کوزه شکسته تکنولوژی در شرکت‌های فناور

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

یکی از مشکلات شرکت‌های فناور این است که معمولا از کوزه شکسته آب می‌خورند. یعنی اینکه معمولا خودشان یا سیستم ندارند و یا از سیستم‌های سایر شرکت‌ها استفاده می‌کنند و البته بهساد هم گاهی از این قاعده مستثنی نیست، چنانکه برای حسابداری تا سالها از بستههای آماده در بازار استفاده میکردیم و خیلی از سیستمهای لازم را هم نداشتیم ( و بعضی را هنوز هم نداریم)

هفته گذشته اما کمی سطح استفاده از فناوری را در بهساد ارتقا دادیم به این ترتیب که:

  • گرچه برای اشتراک اینترنت در شرکت از ISA Server استفاده می‌کردیم، اما عملا به جز Firewall عالی آن، کار یک IP Sharing را برایمان انجام می‌داد. اول با Bandwidth Splitter یک سر و سامانی به کاربران پر مصرف داده شد و عملا کاربران به سه گروه تقسیم شدند که در صورت استفاده بیش از حد مجاز، پهنای باند آن‌ها به شدت کاهش خواهد یافت و بعد هم با GFI WebMonitor فیــلترینـگی درست کردیم که استفاده از اینترنت در شرکت بهره‌ور شود. به اینصورت که دسترسی به تمام سایت‌های خبری و وبلاگ و خرید و موسیقی و … در مدت زمان کاری ممنوع شد و به اصطلاح “طرح هدفمند کردن استفاده از اینترنت ” (یک چیزی شبیه طرح هدفمند کردن یارانه‌ها) در بهساد بدون استثنا برای همه افراد به اجرا درآمد.
  • یادم هست که سال ۸۱ اولین بار از SharePoint Server برای مدیریت مستندات در بهساد استفاده کردیم. در آن زمان پایگاه اطلاعاتی SharePoint هم یک فایل Access بود. حتی یکی از مشتریان هم خوشش آمد و از ما خواست که سیستم مدیریت مستندات را بر مبنای SharePoint برای آن‌ها پیاده‌سازی کنیم. اما متاسفانه آن نسخه از نرم‌افزار Trial Version بود و ما با آن به مشکل برخوردیم و با تصمیم هیات مدیره! ( آن موقع شرکت فقط هیات مدیره بود و دیگر هیچ) از خیر آن گذشتیم. انصافا در آن زمان هم توانایی زیادی در SharePoint کسب کرده بودیم. در دو سه سال اخیر زیاد موضوع آن را شنیدم و برخی از رقبا هم Microsoft EPM را با آن ارائه می‌کنند. حتی یک‌بار هم در گذر از بازار رضا، آن را تهیه و یک مدت هم سیستم TimeSheet بهساد را بر روی آن پیاده‌سازی کرده‌بودیم که موضوع به فراموشی سپرده شد. در اواسط هفته گذشته بود که دوباره فیل تکنولوژی به یاد هندوستانِSharePoint افتاد و دوباره تصمیم گرفته‌ایم علاوه بر TFS و Microsoft EPM (راه‌حل‌های مبتنی بر WSS) که به طور کامل در بهساد عملیاتی شده‌اند، برای مدیریت مستندات و مضافا بر آن گردش فرم‌ها ( ماموریت، مرخصی، هزینه‌ها و … ) از MOSS استفاده کنیم.

    پ.ن: از آنجا که به دلیل سال‌ها عدم استفاده سریال نرم‌افزار هم گم کرده بودیم، لازم هست که از آقای مهرانی هم برای ارسال Product Key تشکر کنم.

  • Share/Bookmark

تجارت الکترونیک!

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

در ممیزی انجام شده روی کلی از هزینه‌هایی که از طریق اینترنت پرداخت کرده‌ایم ایراد گرفته‌اند چون سند کاغذی ندارد. تا مسائلی این‌چنین حل نشود، تجارت الکترونیک در ایران یک شوخی بزرگ محسوب می‌شود. ارتباط با خارج از کشور و کارت اعتباری و … پیشکش‌ آقایان!

  • Share/Bookmark

یادی از دوستان

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

وقتی که یک وبلاگ خوب مدت زیادی نمی‌نویسد، نگران می‌شوم. برای همین نامه‌ای به ایشان نوشتم با این مضمون که منتظر نوشته‌های خوب ایشان هستم.

  • Share/Bookmark

آشپزخانه فناوری اطلاعات

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

نمی‌دانم که دیروز وسط جلسه برنامه‌ریزی بهساد چه اتفاقی افتاد که در ذهنم شبیه‌سازی پروژه‌ها به غذا اتفاق افتاد از این قرار که:

  • بعضی از پروژه‌ها مثل استیک می‌مانند، حجم کمی را در شکم پر می‌کند ولی هم سیرکننده هست و هم خاصیت زیادی دارد. این پروژه‌ها وقت کمی از شرکت می‌گیرند ولی هم در سازمان مشتری دارای اثربخشی هستند و هم درآمد خوبی را نصیب شرکت می‌کنند
  • برخی از پروژه‌ها مثل چلوکباب کوبیده می‌مانند، شکم پر‌کن ولی خوشمزه و پر خاصیت. پروژه‌هایی که وقت زیادی از شرکت می‌گیرند ولی درآمد خوبی هم برای شرکت به همراه دارند از این نوع هستند.
  • پروژه‌هایی نیز هستند که شبیه نان بربری می‌باشند. فقط شکم پرکن و رفع گرسنگی! برای این‌گونه پروژه‌ها شرکت وقت زیادی صرف می‌کند اما درآمد اندکی دارد که تناسبی با حجم زحمات آن ندارد..
  • هر شرکت گاهی مجبور به عقد قرارداد پروژه‌هایی مانند ساندویچ کالباس نیز می‌باشد که نه تنها ارزش غذایی ندارند و فقط شکم پرکن هستند، بلکه دارای اثرات جانبی سوء و ضررهای زیادی می‌باشند. این‌گونه پروژه‌ها نیروی زیادی از شرکت به خود اختصاص می‌دهد و در مقابل از پارامترهای سوددهی و اثربخشی نیز برخوردار نمی‌باشند و مسائل جانبی زیادی به همراه دارد.
  • نکته مهم این که وقتی به فکر خوردن غذا (گرفتن پروژه) هستید، نباید از دسر (قرارداد پشتیبانی) غافل بود، گاه می‌توان مزه تلخ و شور یک غذای نپخته را با یک دسر خوشمزه جبران نمود و گاهی نیز یک دسر بد، مزه یک غذای خوب را از بین می‌برد.
  • همیشه در رستوران حفظ منافع کارکنان رستوران و گارسن‌ها در کیفیت غذای شما تاثیر خواهد داشت. بنابراین انعام این پرسنل زحمت‌کش گاهی لازم می‌شود.
  • در هر غذایی گاه سنگ‌ریزه و مو و …. (به عنوان مشکلات پروژه) یافت می‌شود که این موارد در آشپزخانه فناوری اطلاعات کشور طبیعی است.
  • Share/Bookmark

توانا بود هر که دانا بود

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

در کنار تمام معضلاتی که صنعت کشور دارد، معضلات فرهنگی و زیر‌مجموعه آن نبود یک آموزش جدی و فراگیر مدیریت در حوزه کسب و کار از ایرادات اساسی محسوب می‌شود. تقریبا به جز سازمان مدیریت صنعتی و یکی دو موسسه دیگر، آموزش جدی در زمینه مدیریت کسب و کار برای مدیران وجود ندارد. این در حالی است که دانشگاه‌های کشور که از ظرفیت خوبی برای ارائه این‌گونه آموزش‌ها برخوردار هستند مجبورند بنا بر سیاست‌های اشتباه سازمان سنجش فقط از طریق سیستم کنکور سراسری و (نه بررسی سوابق و صلاحیت‌های مدیریتی و تجاری) نسبت به جذب دانشجو در حوزه کسب و کار! اقدام نمایند که یک ضربه جدی به دانشجویان بی‌تجربه و مدیران شاغل در کسب و کار محسوب می‌شود و برای اساتید این حوزه نیز مشکلات زیادی ایجاد می‌نماید. کافی است که وضعیت کشور را نه در رتبه‌بندی‌های جهانی که با کشوری مانند هند مقایسه کنیم و نیم‌نگاهی نیز به حضور دانشگاه‌ها و مدارس مدیریت بین‌المللی (Business School) در نزدیکی خود در دبی بیندازیم تا متوجه شویم که حمایت از صنعت نه با سخنرانی و نه حتی با فرآیند پر دردسر وام‌های مختلف (که آنهم به دلیل سوء مدیریت در بنگاه‌ها تباه می‌شود) بلکه با حمایت معنوی و فرهنگی و به وجود آوردن زمینه‌های گسترش دانش و آگاهی (به عنوان شرط لازم و نه کافی) امکان‌پذیر خواهد بود. “توانا بود هر که دانا بود” را باید با هوشیاری بیشتری هجی کنیم.

  • Share/Bookmark

چند موضوع برای نوشتن

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که:

همواره در طول هفته موضوعات کاری زیادی را که پیش می‌آید تصمیم می‌گیرم که در روزنوشت‌ها بنویسم. اما روزی که قصد نوشتن دارم یا موضوعات قبلی را فراموش می‌کنم و یا موضوع جدیدی پیش می‌آید که بازهم مسائل گذشته به بوته فراموشی سپرده می‌شود. به هر حال احساس می‌کنم که باید روزنوشت‌نویسی را هر چه بیشتر با کاربرد اشتراک‌گذاری آرا و افکار و گسترش حافظه فراسازمانی به صورت کیفی گسترش داد.

  • یکی از مشتریان در فکر پروژه معماری اطلاعات هستند. پروژه‌های معماری اطلاعات یک جور سهل و ممتنع به حساب می‌آیند و مرز آن‌ها با طراحی سیستم مشخص نیست. مشکل دیگر این‌گونه پروژه‌ها کاغذی بودن (یک یا چند زونکن) فرآورده آن است که باعث می‌شود که مجری طرح در موارد پیچیده، ساده‌سازی ذهنی انجام دهد و به قول امروزی‌ها موضوع را بپیچاند و هیچ تضمین جدی وجود ندارد که معماری انجام شده در تمامی موارد بتواند مورد پیاده‌سازی قرار گیرد. از طرف دیگر سازمان‌های ایرانی نیز به فرآورده معماری به عنوان یک سند زنده که باید مورد پشتیبانی قرار گیرد نگاه نمی‌کنند و عمدتا جزوات معماری در گوشه‌ای خاک می‌خورد. این است که به طور جدی هیچ‌گونه انگیزهای برای انجام این‌گونه پروژهها نداریم. اما از طرف دیگر با توجه به تجربه و علاقه شخصی به موضوع بدم نمی‌آید که یک جوری به آن‌ها کمک کنم. این علاقه شخصی هم از آن موضوعات است که باید مرز آن با سیاست‌های شرکتی مشخص شود!
  • انتخابات نظام صنفی رایانهای استان مرکزی هم برگزار شد. اینکه انتخابات مورد تحریم پنج شرکت برتر استان (TOP 5) قرار گیرد. جای سئوال دارد و اینکه به دلیل کاهش واجدان حق رای، هیئت مدیره ۹ نفره به پنج نفر کاهش یابد جای تاسف. نتیجه آن میشود که امید آتش و گرما از هیزم این تشکل! در سه سال آینده نیز وجود نداشتهباشد. فقط امیدوارم دودش اذیت نکند.
  • چند روز پیش بود که در جلسه‌ای بودم، صورت‌جلسه را که آوردند بیش از ۲۰ اشتباه تایپی، انشایی و املایی داشت. من فکر می‌کنم این‌که مسئولان دفاتر و حتی مدیران از حساسیت لازم در مقابل این موضوع برخوردار نیستند، نشان از یک معضل بزرگ است که در سایر موارد نیز چنین تفکر بی‌قیدی در فرهنگ کاری شرکت‌ها و سازمان‌ها وجود دارد. جدیت و دقت باید از ساده‌ترین موضوع شروع شود
  • Share/Bookmark

روزنوشت از روزی که گذشت

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که:

  1. وقتی در یک مناقصه بر اساس پیش‌بینی قبلی یک شرکت برنده می‌شود، مسئله عجیبی نیست. اما اینکه آن شرکت یک قیمت بسیار پایین و تا حدی غیر منطقی و زیر برآورد مشتری اعلام می‌نماید بازهم از همان عجایب روزگار است که مشخص نیست این‌ها چگونه می‌خواهند زندگی کنند. پروژه‌ای که برآورد ما ۳۲۰ میلیون تومان بود و یکی از شرکت‌های مطرح در حوزه مدیریت پروژه آن را ۴۷۰ میلیون تومان برآورد نموده‌بود. با رقم ۱۴۷ میلیون تومان به برنده مناقصه سپرده شد. License تمام نرم‌افزارها از جمله SQL-Server و … بسیاری از هزینه‌های دیگر نیز با خودش! شاید هم از کارگر افغانی استفاده می‌کند.
  2. Gmail به نحوی برای من یک email Client محسوب می‌شد که تمام امیالم(جمع مکسر Mail) را با آن به طور همزمان چک می‌کردم به اضافه البته استفاده غیر رسمی از خودش. حالا که در این چند روز اخیر از کار افتاده است احساس خلاء جدی می‌کنم. خوشبختانه Mail Server کاری بهساد بدون هیچ گونه مشکلی می‌باشد. این موضوع لزوم تکیه بر Hosting های معتبر و داشتن Email Address اختصاصی را برای شرکت‌ها و فعالان حوزه‌های علمی و اقتصادی مشخص می‌کند. متاسفانه در کشور ما درصد بسیار بالایی از افراد از سرویس‌های جی‌میل و یاهو استفاده می‌کنند که فعلا قابل دسترسی نیست. با هزار دردسر و استفاده از elephant (همان انگلیسی فیل محسوب می‌شود)-تر شکن توانستم به Gmail دسترسی پیدا کنم و علی‌الحساب آن را فوروارد کنم بر روی یک آدرسی که فعلا کار می‌کند.
  3. امروز در کمیسیون IT اتاق بازرگانی نیز جلسه‌ای بودیم که علاوه بر رویکردهای IT در برنامه پنجم توسعه در مورد انتخابات نظام صنفی استان هم که قرار است به زودی برگزار شود صحبت شد. در هر دو مورد بسیار عصبانی شدم و به اعتقادم خیلی تندروی کردم. اما احساس به شدت بدی از هر دو به من دست داد که در فرصت‌های آتی به آن خواهم پرداخت.
  • Share/Bookmark

این روزها

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که:

تمام هفته گذشته را تهران بودم، سه روز در کنفرانس مدیریت
و دو روز هم به دنبال کارهای مشتریان

کنفرانس مدیریت علی‌رغم کاستی‌هایی که داشت، برای من که همواره درگیر امور اجرایی هستم، یک فرصت بی‌نظیر برای تفکر محسوب می‌شد. به خصوص این‌که بعضی از مباحث متناسب با معضلات و مشکلات مبتلابه بهساد بود.. چیزی که این‌روزها دغدغه فکری من است و در کنفرانس هم مشهود بود، افزایش سطحی‌نگری و کاهش عمق فکری مباحث بود. این‌که شخصی با خواندن ۲ کتاب و بدون تجربه عملی احساس کند که می‌تواند در مورد آن موضوع کارگاه آموزشی برگزار نماید، موضوعی است که باید در مورد آن از حساسیت بیشتری برخوردار بود. البته این وضعیت هم‌اکنون در مورد تالیف و ترجمه هم به وجود آمده و این است که این روزها کم یافت می‌شود موضوعاتی عمیق به زبان فارسی و در پیرامون ما برای خواندن و شنیدن که مخاطب را به تفکر جدی وادارد.

بی‌انصافی خواهد بود که از مطالب خوب کنفرانس نیز یادی نشود و از زحمات دوستان خوبم در گروه پژوهشی صنعتی آریانا که به یقین زحمات بسیار زیادی در برگزاری کنفرانس متحمل شده‌اند سپاسگزاری نشود.

حدودا بعد از ۹ ماه در مورد تحویل یکی از پروژه‌ها در حال به نتیجه رسیدن هستیم. نه اینکه ۹ ماه به اصلاح و تعدیل و بحث کارشناسی در مورد گزارش بپردازیم، این مدت کاملا صرف امور اداری! تشکیل جلسات، تغییر مدیران و مشاوران و پیچ و خم بروکراسی شده‌است. موضوعی که باید در برآورد هزینه‌های یک پروژه دیده شود و معمولا دیده نمی‌شود و پیمانکار را دچار چالش می‌نماید.

در مورد پروژه نابسامان مشکلات همچنان ادامه دارد. گرچه با تعویض مدیر پروژه کارفرما برخی از مشکلات کاهش یافته‌است، اما هنوز هم معضلاتی مانند مقاومت شدید سازمانی در مقابل سیستم‌. توقعات خارج از قرارداد و مهم‌تر از همه پرداخت‌های مالی بسیار نابهنجار و عملا مسدود. موفقیت پروژه را به شدت مورد تاثیر قرارداده است.

این سه روز تعطیلات را به طور نسبی استراحت کرده‌ام. فردا کار به طور جدی شروع می‌شود، هفته بسیار شلوغ و فشرده‌ای خواهم داشت. گرچه استراحت انجام شده مطبوع بود، اما از این‌که به برخی کارهای معوقه نپرداختم پشیمانم. خدایا به ما مدیریت زمان بیاموز!

  • Share/Bookmark