Archive for آبان ۸م, ۱۳۸۸

گزارش هفتگی

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که:

هفته پیش به واسطه مشکلات هاستینگ و مشغولیت‌های شخصی که داشتم و البته نمایشگاه، نتوانستم زیاد بنویسم. برای همین دوست دارم کمی گزارش‌هفتگی بنویسم:

  1. امسال هم مانند سال گذشته در نمایشگاه جانبی کنفرانس مدیریت پروژه شرکت کردیم، اولین باری بود که در برگزاری نمایشگاه و کارهای مربوط به آن نقش زیادی نداشتم و سایر همکاران بهسادی زحمات زیادی کشیدند که لازم است از همه آن‌ها ( خانم خاک‌زادیان، خانم مکی‌نژاد و خانم رودبارانی و آقای حسنی) به ویژه تشکر کنم. به یقین زحمات این دوستان و همکاران که با حساسیت و جدیتی خاص امور نمایشگاه را به انجام رساندند، نقش ویژهای در استقرار یک غرفه کاملا آبرومند و حرفهای داشت. روز اول را دکتر با وجود بیماری سختی که داشت حضور پیدا کردهبود و روز دوم نمایشگاه را من حضور داشتم که دیدن برخی از دوستان گذشته و به خصوص همدانشکدهایهای سابق که حالا کم کم یا مانند من موهایشان سفید شده و یا ریزش انبوه مو پیدا کردهاند، شادی نوستالژیکی به همراه داشت و نویدبخش فرصتهای تجاری آینده.
  2. چند هفته قبل بود که در یک جلسه به صورت اشتباه من را دعوت کردهبودند. موضوع به فناوری اطلاعات مرتبط بود و به کار ما در بهساد نه! غرض اینکه نوبت به صحبت من که رسید، حسابی صحبت کردم. یاد برخی افتادم که در هر جلسهای بدون آنکه تخصص آنکار را داشته باشند، حسابی اظهار نظر میکنند. احساس کردم که حسابی مدیر! شدهام.
  3. امروز یعنی ۸/۸/۸۸ مراسم عروسی همکار خوبمان آقای مهندس حسنی است. این اتفاق شادیبخش را به ایشان شادباش میگویم و امیدوارم که همواره در تمامی شئون زندگی از شادی و پیروزی مضاعف بهرهمند باشند.
  4. هفته دیگر قرار است مسافرت باشم برای امور بازاریابی و شرکت در مناقصه، علیرغم اینکه بازار احتمالی به وجود آمده خارج از محدوده مصوب هیات مدیره برای بازاریابی میباشد، اما به واسطه کار خوبی که کارفرمای محترم تعریف کرده است به نظر میرسد که ارزش شرکت در مناقصه را داشته باشد. در طول ۸ سال گذشته، به جز یک مورد ندیده بودم که نیازهای کارفرما در هنگام تعریف کار، کاملا تعریف شده و مشخص باشد. امیدوارم وجود چنین فرهنگی، به تدریج به گسترش بلوغ فناوری اطلاعات کمک کرده و از گسترش بلوف در این حوزه جلوگیری نماید.
  5. پیرو آگهی جذب نیرویی که برای تهران داشتیم، افراد زیادی اعلام آمادگی نمودهاند که باید برای گزینش آنها وقت بگذارم. در اراک هم نیازمند نیروی کار در حوزههای مهندسی صنایع، نرمافزار و بازاریابی و فروش هستیم.


 

نوشته‌ای که پاک شد:

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

این نوشته‌ را هفته گذشته نوشته بودم که به‌دلیل اشکالات هاستینگ پاک شده بود و آن‌ را با استفاده از نسخه پشتیبان خودم بازنویسی می‌کنم:

عرض شود که:

گفته بودم کمی تا قسمتی هک شده‌بودیم که البته هک به آن معنی نبود، نتیجه یک اشتباه کاربری بود که شخصی به صورت غیر عمد مطالبی غیر مرتبط در وبلاگ بهساد نوشته بود که پاک هم شد. اما چگونه این اتفاق افتاد، داستان زیادی دارد. به هر حال از لطف دوستان که با کامنت و تلفن اظهار لطف و ابراز کمک کردند بسیار سپاس‌گزارم.

یک مدت کم نوشتم، دلیل کم نوشتنم در هفته گذشته، علاوه بر شدید شدن که گفته شد، زیاد نوشتن در قبل از آن بود. هر کسی باید حد خودش را بداند، زیاده‌روی همیشه باعث می‌شود که آدم به دردسر بیفتد. از جمله عوارض زیاد نوشتن در یک دوره، کم نوشتن در دوره بعد است.

در گیرودار همان پروژه عجیب و غریب قبل هستیم. پروژه به شدت از مرزهای زیان‌دهی گذشته است و کارفرمای محترم نیز فعلا قول می‌دهد که در آینده جبران خواهد کرد و الخ. این پروژه تاکنون در حد ۷۰-۸۰ میلیون تومان ضرر خالص داشته‌است و نمی‌دانم تا چه حد می‌توان روال فعلی را ادامه داد. هر وقت که به پایان یک مرحله از خواسته‌های کافرما نزدیک می‌شویم و احساس می‌کنیم که به پایان پروژه رسیده‌ایم، کارفرما یک زونکن دیگر از خواسته‌های جدید را مطرح می‌کند و می‌گوید این پروژه بدون برآورده کردن این خواسته‌های جدید کارآیی ندارد. یعنی ۸ ماه است که یک هفته یک هفته به امید پایان پروژه بوده‌ایم. مشکل این‌جاست که نه ما فاز تحلیل را خیلی جدی گرفته بودیم و نه کارفرما، برخی مسائل سازمانی مشتری ( از قبیل جوان بودن، مشخص نبودن فرآیندها، سازمان‌های غیر رسمی، استاندارد نبودن ساختارها و …) باعث دردسر بیشتر شده‌اند. تصمیم‌گیری در مورد ادامه و یا عدم ادامه چنین پروژه‌ای پیچیدگی‌های بسیاری دارد.

گرچه با بحران مالی شدیدی روبرو نیستیم، اما مطالبات بسیار زیادی از مشتریان داریم که بر خلاف ضرب‌المثل دولتی “کار با سازمانهای دولتی دیر و زود دارد و اما سوخت و سوز ندارد”، حالا کمی به سوخت و سوز آن‌ها هم مشکوک هستیم. کار از بهانه‌گیری‌های رایج نیز گذشته است و اگر روند به همین صورت ادامه پیدا کند، باید وضعیت فوق‌‌العاده پیگیری اعلام کنیم. یعنی اینکه چند نفره بسط بنشینیم در اتاق مدیران محترم کارفرمایان و به عبارتی در را از پاشنه در بیاوریم.

هفته آینده قرار است نمایشگاه باشیم و هفته آینده‌تر هم یک مسافرت کاری. پویش (Champaign) جدید بازاریابی هم قرار است از هفته آینده‌تر شروع شود.