آرشیو برای ماه : آبان, ۱۳۸۸

مسافرت غیر کاری و ذهن‌مشغولی‌های کاری

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که

در مسافرت غیر کاری هستم. البته مشغله بسیار است و من بیش از همیشه شدید شده‌ام. در این سرزمین نسبتا پر اینترنت، من خیلی کم فرصت دسترسی به اینترنت دارم که البته بسیار هم زندگی کم اینترنت عالی است.

علی‌العجاله درگیری ذهنیم بیشتر در مورد یکی از مشتریان و پیمانکار مربوطه اوست که کارهای غیر موجهی از آن‌ها سر می‌زند و من در این تفکر هستم که پس از بازگشت از این سفر پر مشغله و نسبتا سخت چگونه با آن‌ها برخورد کنیم.

برای تمام کسانی که درگیر پروژه‌های نرم‌افزاری هستند، همواره یک لحظه وجود دارد که بتوانند عطای نداشته یک مشتری را به لقایش ببخشند و اکنون در این لحظه من در چنین وضعیتی قرار دارم.


 

سر کچل و عرقچین، نمایشگاه IT در استان مرکزی

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

امروز با مسعود محمدی و یکی از دوستانش رفتیم نمایشگاه برق، الکترونیک، مخابرات و کامپیوتر استان مرکزی که اصولا باید یک نمایشگاه Hi-tech محسوب شود..

آنچه که به روشنی در این نمایشگاه مشاهده می‌شود زوال روز افزون فناوری اطلاعات در استان مرکزی است. گناه کبیره‌ای که سازمان نظام صنفی‌ رایانه‌ای استان مرکزی با همکاری برخی از سیاست‌گزاران امر فناوری اطلاعات، نقش عمده‌ای در تشدید و گسترش آن داشته‌اند. تمام مدت بازدید از نمایشگاه به تدریج غمی عمیق وجودم را فرا گرفت که چگونه بی‌رونقی فنی، علمی و اقتصادی بازار فناوری اطلاعات استان (و احتمالا کشور) را در بر گرفته است و غرق در این تفکر دردمندانه شدم که بی‌راهه‌ای که وضعیت نابهنجار آن را می‌شد در یک نگاه در نمایشگاه احساس نمود. به کدام مرداب ختم خواهد شد؟ چه باید کرد؟

سعی کردم به اندازه کافی عکس بگیرم تا کمتر بخواهم چیزی بنویسم. این هم از نمایشگاه توانمندیهای برق، الکترونیک و کامپیوتر


بعله! بساط CD و DVD فروشی به راه بود که البته همان کار فرهنگی! است که همواره بر آن تاکید می‌کنیم که در جهت افزایش بلوغ IT در خانواده‌ها و سازمان‌ها باید صورت بگیرد.


فروش کیف و بلندگو و البته Laptop


غرفه سازمان نظام صنفی رایانه‌ای استان مرکزی، حضوری متناسب با تاثیرگذاری همواره آن در فناوری اطلاعات استان مرکزی


من نمی‌دانم که سازمان چه زمانی دست از نوشتن ‌نامه‌‌های پر از خط و نشان و مملو از اشتباهات انشایی و گاه املایی و استناد به بخشنامه و … برخواهد برداشت؟


یکی از موضوعات نمایشگاه، برق بود. و چه نمادی بهتر از این برای صنعت برق


استقبال گسترده مردم از نمایشگاه

 


در آخر بازدید هم رفتیم پیش مهدی شهری که نمایندگی رایورز را در استان مرکزی دارد و غرفه گرفتهبود. کلی گفتیم و از دیدن دوباره او خوشحال شدم.

از راست به چپ ( من، مهدی شهری، مسعود محمدی، آقای میری)

وقتی که Oracle و Microsoft رسما وارد جنگ باهم می‌شوند!

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که ندیده بودم (ندیدن دلیل بر نبودن نیست) که خود آقا بیل گیتس و دوستانش وارد دعوای اوراکل و مایکروسافت بشوند. امروز در حال آماده کردن یک پروپزال و ارائه پیشنهاد بودم که در جستجو‌ها به این مطلب برخورد کردم.

http://www.microsoft.com/sqlserver/2008/en/us/compare-oracle.aspx

به این میگویند کُــری تا آخرین حد!

پ.ن۱ :

این را هم حتما ببینید!

پ.ن ۲:

به نظر می‌رسد که دعوا را بر و بچز اوراکل شروع کرده اند. به هر حال دعوا حسابی است.

http://www.oracle.com/database/docs/edison-oracle-11g-vs-sql-server-2008-cmcs-whitepaper.pdf

بگذاریم بچه راحت باشد

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

این مطلب را خواندم

http://itanalyze.com/archives/analysis/2009/11/_it_71.php

مطلبی ارزشمند و کاملا درست است. اما من بنا بر عقیده شخصی ترجیح می‌دهم که دولت وارد حوزه سیاست‌گذاری و حمایت در زمینه فناوری اطلاعات نشود. بگذاریم این علف هرز خود بروید و راه خود را بر اساس مقتضیات همین بازار سخت پیدا کرده و آبدیده شود. حداقل کسانی که به این رشته علاقه و اعتقاد واقعی دارند واقعا در صحنه با تمام مشکلات باقی خواهند ماند. ورود دولت در این زمینه ( از آن‌جا که توام با اعتقاد و برنامه نخواهد بود و ممکن است مانند برخی از موارد دیگر توام سر و صدا و بریز و بپاش باشد) راه را برای به وجود آمدن شرکت‌های یک‌شبه و رانت‌خواری و رانت‌جویی باز خواهد کرد. سازمان‌های دولتی نیز بدون داشتن بلوغ واقعی IT به صرف هزینه‌های بسیاری خواهند پرداخت که نتایج قابل توجهی نخواهد داشت. و اینکه در این مقاله گفته شده است که دولت برای حوزه فناوری اطلاعات برنامه داشته باشد، باور دارم که مادامی که دولت نتواند مشکلات خود را در سایر زمینه‌های مرتبط ( به ویژه اقتصادی) حل نماید، ورود آن به این حوزه و حتی ارائه برنامه نمی‌تواند منتج به نتیجه‌ای چشمگیر شود.

پرداختن به فناوری اطلاعات نمیتواند بر اساس دستور و بخشنامههای روزانه صورت بگیرد. پرداختن به فناوری اطلاعات نیازمند دیدگاه راهبردی بلندمدت و برنامههایی بسیار ریشهایتر از طرح نسبتا خوب تکفا میباشد.

حال که در فناوری اطلاعات کشور منافع فناوری اطلاعات چندان نیست، دهها سازمان و شورا احساس متولیگری میکنند، وای به روزی که بودجهای داشته باشد و بریز و بپاشی… حکایت بچهای است که گریه میکرد و هر کسی توصیهای میکرد، یکی شیشه شیر برایش میآورد، یکی تکانش میداد، یکی برایش شکلک در میآورد و دیگر حوله داغ بر شکمش میگذاشت و گریه بچه هر لحظه بیشتر میشد، ظریفی میگفت که تمام مشکل از اینجاست که همه سر به سر این بچه میگذارند، اگر اجازه دهند که آرام گوشهای استراحت کند، گریه او نیز قطع خواهد شد. پس بگذرایم طفل نوزاد IT ، راحت! باشد.

زوال چاق‌ها و فرصتی برای درمان

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که:

خوشبختانه با تلاش‌های مسئولین، بسیاری از صنایع بزرگ کشور (و حداقل تا آن‌جا که من می‌دانم در اراک) در حال ورشکست شدن هستند. علیرغم واقعیتها و مشکلات تلخی که در این موضوع وجود دارد، من آن را به عنوان یک فرصت نگاه می‌کنم. واقعیت این است که صنایعی این‌چنین بیشتر با استفاده از پول نفت و بازار تضمین شده فعالیت می‌کرده‌اند و نه بر اساس روش‌های مدیریتی و اصول رقابت آزاد. اکنون به هر دلیل فرصتی پیش آمده که ناکارآمدی مدیریت دولتی در این‌گونه صنایع خود را به خوبی نشان دهد و این است که صنایعی که سالیان پیش نمادی بودند از کار کم و پول زیاد، اکنون در پرداخت حقوق ماهیانه خود نیز مشکل دارند. این شرکت‌ها به دلیل جثه بزرگ و بی‌قواره و چاقی مفرط، از قابلیت درمان قطعی برخوردار نبوده و دیر یا زود باید مراسم ختم بسیاری از آن‌ها را برگزار نمود. مرگ این شرکت‌ها و سازمان‌های مشابه می‌بایست در اثر بیماری مهلکی که چندین سال به آن دچار بوده‌اند، خیلی پیش‌ از این اتفاق می‌افتاد که به‌دلیل تنفس مصنوعی، آن‌ها تاکنون به حیات ادامه داده‌اند. در مقابل باور دارم که هر چند که شرکت‌های کوچک و متوسط هم به بیماری ضعف قوای مدیریتی روبرو هستند، اما با توجه به جثه کوچک خود فرصتی یافته‌اند که این بیماری را درمان نمایند و در دستیابی به شرکتی که بر اساس اصول رقابت آزاد فعالیت می‌نماید و به تولید علم و ثروت مشغول می‌شود، راهی ساده‌تر را انتخاب نمایند. به یقین بهساد و شرکت‌های مشابه نیز باید با درک چنین شرایطی و حفظ چابکی، خود را برای دستیابی به موفقیت‌های بیشتر و حل مشکلات موجود آماده کنند.

روزنوشت‌نویسی در فرودگاه

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ


عرض شود که:

در فرودگاه اهواز هستم و مثل این قحطی‌زده‌هایی که تا به حال اینترنت Wi-Fi مجانی در فرودگاه‌ها ندیده‌اند مشغول گشت و گذار در اینترنت هستم. امروز جلسه نسبتا خوبی داشتیم، رقبای محترم هم آمده بودند. بعد از ظهر را کلا بیکار بودم. کمی دور و بر کارون و پل نادری پرسه زدم وپس از خریدن مقادیر کمی خرت و پرت تصمیم گرفتم که باقی زمان را در فرودگاه به سر ببرم و از امکانات فضانوردی!واقع در فرودگاه استفاده کرده و امیالم (جمع مکسر Mail) را هم چک کنم.

 


بیایید در این لحظه شورانگیز دعا کنیم که ماهم مانند بسیاری از کشورهای دنیا از اینترنت با سرعت خوب و قابل قبول در همه امکنه و ازمنه بهره‌مند شویم!

گزارش هفتگی

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که:

هفته پیش به واسطه مشکلات هاستینگ و مشغولیت‌های شخصی که داشتم و البته نمایشگاه، نتوانستم زیاد بنویسم. برای همین دوست دارم کمی گزارش‌هفتگی بنویسم:

  1. امسال هم مانند سال گذشته در نمایشگاه جانبی کنفرانس مدیریت پروژه شرکت کردیم، اولین باری بود که در برگزاری نمایشگاه و کارهای مربوط به آن نقش زیادی نداشتم و سایر همکاران بهسادی زحمات زیادی کشیدند که لازم است از همه آن‌ها ( خانم خاک‌زادیان، خانم مکی‌نژاد و خانم رودبارانی و آقای حسنی) به ویژه تشکر کنم. به یقین زحمات این دوستان و همکاران که با حساسیت و جدیتی خاص امور نمایشگاه را به انجام رساندند، نقش ویژهای در استقرار یک غرفه کاملا آبرومند و حرفهای داشت. روز اول را دکتر با وجود بیماری سختی که داشت حضور پیدا کردهبود و روز دوم نمایشگاه را من حضور داشتم که دیدن برخی از دوستان گذشته و به خصوص همدانشکدهایهای سابق که حالا کم کم یا مانند من موهایشان سفید شده و یا ریزش انبوه مو پیدا کردهاند، شادی نوستالژیکی به همراه داشت و نویدبخش فرصتهای تجاری آینده.
  2. چند هفته قبل بود که در یک جلسه به صورت اشتباه من را دعوت کردهبودند. موضوع به فناوری اطلاعات مرتبط بود و به کار ما در بهساد نه! غرض اینکه نوبت به صحبت من که رسید، حسابی صحبت کردم. یاد برخی افتادم که در هر جلسهای بدون آنکه تخصص آنکار را داشته باشند، حسابی اظهار نظر میکنند. احساس کردم که حسابی مدیر! شدهام.
  3. امروز یعنی ۸/۸/۸۸ مراسم عروسی همکار خوبمان آقای مهندس حسنی است. این اتفاق شادیبخش را به ایشان شادباش میگویم و امیدوارم که همواره در تمامی شئون زندگی از شادی و پیروزی مضاعف بهرهمند باشند.
  4. هفته دیگر قرار است مسافرت باشم برای امور بازاریابی و شرکت در مناقصه، علیرغم اینکه بازار احتمالی به وجود آمده خارج از محدوده مصوب هیات مدیره برای بازاریابی میباشد، اما به واسطه کار خوبی که کارفرمای محترم تعریف کرده است به نظر میرسد که ارزش شرکت در مناقصه را داشته باشد. در طول ۸ سال گذشته، به جز یک مورد ندیده بودم که نیازهای کارفرما در هنگام تعریف کار، کاملا تعریف شده و مشخص باشد. امیدوارم وجود چنین فرهنگی، به تدریج به گسترش بلوغ فناوری اطلاعات کمک کرده و از گسترش بلوف در این حوزه جلوگیری نماید.
  5. پیرو آگهی جذب نیرویی که برای تهران داشتیم، افراد زیادی اعلام آمادگی نمودهاند که باید برای گزینش آنها وقت بگذارم. در اراک هم نیازمند نیروی کار در حوزههای مهندسی صنایع، نرمافزار و بازاریابی و فروش هستیم.


 

نوشته‌ای که پاک شد:

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

این نوشته‌ را هفته گذشته نوشته بودم که به‌دلیل اشکالات هاستینگ پاک شده بود و آن‌ را با استفاده از نسخه پشتیبان خودم بازنویسی می‌کنم:

عرض شود که:

گفته بودم کمی تا قسمتی هک شده‌بودیم که البته هک به آن معنی نبود، نتیجه یک اشتباه کاربری بود که شخصی به صورت غیر عمد مطالبی غیر مرتبط در وبلاگ بهساد نوشته بود که پاک هم شد. اما چگونه این اتفاق افتاد، داستان زیادی دارد. به هر حال از لطف دوستان که با کامنت و تلفن اظهار لطف و ابراز کمک کردند بسیار سپاس‌گزارم.

یک مدت کم نوشتم، دلیل کم نوشتنم در هفته گذشته، علاوه بر شدید شدن که گفته شد، زیاد نوشتن در قبل از آن بود. هر کسی باید حد خودش را بداند، زیاده‌روی همیشه باعث می‌شود که آدم به دردسر بیفتد. از جمله عوارض زیاد نوشتن در یک دوره، کم نوشتن در دوره بعد است.

در گیرودار همان پروژه عجیب و غریب قبل هستیم. پروژه به شدت از مرزهای زیان‌دهی گذشته است و کارفرمای محترم نیز فعلا قول می‌دهد که در آینده جبران خواهد کرد و الخ. این پروژه تاکنون در حد ۷۰-۸۰ میلیون تومان ضرر خالص داشته‌است و نمی‌دانم تا چه حد می‌توان روال فعلی را ادامه داد. هر وقت که به پایان یک مرحله از خواسته‌های کافرما نزدیک می‌شویم و احساس می‌کنیم که به پایان پروژه رسیده‌ایم، کارفرما یک زونکن دیگر از خواسته‌های جدید را مطرح می‌کند و می‌گوید این پروژه بدون برآورده کردن این خواسته‌های جدید کارآیی ندارد. یعنی ۸ ماه است که یک هفته یک هفته به امید پایان پروژه بوده‌ایم. مشکل این‌جاست که نه ما فاز تحلیل را خیلی جدی گرفته بودیم و نه کارفرما، برخی مسائل سازمانی مشتری ( از قبیل جوان بودن، مشخص نبودن فرآیندها، سازمان‌های غیر رسمی، استاندارد نبودن ساختارها و …) باعث دردسر بیشتر شده‌اند. تصمیم‌گیری در مورد ادامه و یا عدم ادامه چنین پروژه‌ای پیچیدگی‌های بسیاری دارد.

گرچه با بحران مالی شدیدی روبرو نیستیم، اما مطالبات بسیار زیادی از مشتریان داریم که بر خلاف ضرب‌المثل دولتی “کار با سازمانهای دولتی دیر و زود دارد و اما سوخت و سوز ندارد”، حالا کمی به سوخت و سوز آن‌ها هم مشکوک هستیم. کار از بهانه‌گیری‌های رایج نیز گذشته است و اگر روند به همین صورت ادامه پیدا کند، باید وضعیت فوق‌‌العاده پیگیری اعلام کنیم. یعنی اینکه چند نفره بسط بنشینیم در اتاق مدیران محترم کارفرمایان و به عبارتی در را از پاشنه در بیاوریم.

هفته آینده قرار است نمایشگاه باشیم و هفته آینده‌تر هم یک مسافرت کاری. پویش (Champaign) جدید بازاریابی هم قرار است از هفته آینده‌تر شروع شود.


 

رادکام و در دسترس نبودن روزنوشت‌ها به مدت سه روز

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

احتمالا می‌دانید که روزنوشت‌های بهساد چند روزی در دسترس نبود، شاید اشتباه از من بوده است که به یک شرکت ایرانی برای گرفتن خدمات مورد نیاز Hosting اعتماد کرده‌ام. به هر حال هیچ سرور شرکت رادکام از کار افتاده و به خصوص در روز آخر هیچ گونه پاسخ‌گویی تلفنی نداشتند. تنها چیزی که وجود داشت یک سیستم Ticket بود که جواب قانع کننده‌ای به کاربران بی‌نوا ارائه نمی‌داد.


متاسفانه دو پست قبلی من نیز در اثر عدم تهیه نسخه پشتیبان از بین رفته است.

اگر قبلا از خدمات این شرکت تعریف کرده بودم، تعریف خودم را پس می‌گیرم و این شرکت را به عنوان یک شرکت کم‌کیفیت به خصوص در زمینه تهیه نسخه پشتیبان و با پاسخ‌گویی ضعیف برای ارائه خدمات اینترنتی معرفی می‌کنم.

با توجه به اینکه این شرکت با غرور تمام حتی حاضر به عذرخواهی نیز نشده است (جبران که احتمالا معنی ندارد)، من از طرف خودم برای اشتباهی که در اعتماد به شرکت رادکام داشته‌ام و در دسترس نبودن روزنوشت‌ها از همه خوانندگان دوست‌داشتنی روزنوشت‌های بهساد عذر خواهی‌ می‌کنم و امیدوارم بتوانم در اسرع وقت نسبت به انتقال آن بر روی یک Hosting قابل اعتماد اقدام نمایم.

پ.ن ۱: اگر Hosting خوب و معتبر می‌شناسید لطفا معرفی کنید

پ.ن۲: اگر چند روز آینده دچار اختلال در خدمات سایت شدیم، پیشاپیش عذر خواهی می‌کنم. به هر حال ممکن است گاهی صراحت کلام مشکل ایجاد کند.