جلسه و یا بازار مکاره؟!

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که:

این سازمان‌ها که می‌رویم برای اجرای پروژه، هر کدام حکایت جالبی دارند. از جمله اینکه چند وقت پیش در جلسه بودم دیدم که انتهای میز کنفرانس تعدادی از خانم‌ها نشسته‌اند در حال پچ پچ هستند. اصولا نسبت به موضوع جلسه در جلسه حساسیت دارم، اما از آنجا که من پیمانکار بودم، فقط کمی صدایم را بالا بردم که حواس جلسه جمع شود. اما خبری نشد. پس از ارائه توضیحاتم، به عمد نزدیک آن‌ها نشستم. دیدم که خانم‌ها مولینکس و پیرکس و … آورده‌اند در جلسه و آن انتها دارند آنها را به هم نشان می‌دهند. دلمان خوش بود داریم برایشان سیستم پیاده‌سازی می‌کنیم!


 

۳ نظر

  1. افشار گفته است :

    واقعا؟
    کف کردم! عجب وضعیتی!

    [Reply]

    خرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۷:۴۵ ق.ظ

  2. مجید آواژ گفته است :

    باور کن، این سازمان …. ، یک فاجعه تمام عیار است.

    [Reply]

    خرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۸:۲۳ ق.ظ

  3. رمضانی گفته است :

    توی کشور ما این چیزا جای کف کردن نداره. خیلی عادیه!!!

    [Reply]

    خرداد ۳م, ۱۳۸۸ در ۸:۵۷ ق.ظ

دیدگاهتان را بنویسید :