Archive for آبان ۳م, ۱۳۸۷

دانشگاه و صنعت و مهندسی نرم‌افزار

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

ایمان مطلب بسیار خوبی نوشته با عنوان “درد دل‌هایی در مورد رشته مهندسی نرم‌افزار“، علاوه بر توضیحی که در وبلاگ ایمان در مورد آن نوشتم، فکر کردم که بیشتر در مورد آن بنویسم

من هم پیش از این از ناکارآمدی تدریس رشته مهندسی نر‌م‌افزار در دانشگاه‌های ایران به مراتب سخن گفته‌ام و این نوشته به آن اختصاص ندارد. اما می‌خواهم به مشکل از طرف دیگر هم اشاره کنم و آن یکی از مشکلات صنعت نرم‌افزار کشور است. قبلا از کیفیت پایین نرم‌افزارهای ایرانی صحبت کرده بودم. یکی از ریشه‌های این مشکل کمبود حضور دانش مهندسی، در حوزه نرم‌افزار است. آیا در طراحی آلگوریتم‌های خود توجهی علمی به هزینه‌های C.P.U و بار شبکه و سایر منابع سیستم داریم؟ آیا مسائلی مانند Partitioning و Clustering و … را در طراحی پایگاه داده رعایت می‌کنیم؟ آیا زمان کافی برای معماری نرم‌افزار و طراحی لایه‌های مختلف آن صرف می‌شود؟ مسئله این‌جاست که مشتریان ایرانی پولی برای مهندسی نرم‌افزار (با برنامه اشتباه نشود) نمی‌پردازند. از نظر بسیاری از آنها چیزی که زیاد است برنامه‌نویس است(جمله‌ای که زیاد شنیده‌ام) و برنامه‌ای که آقا تقی و یا فلان تازه مهندس و یا حتی غیر متخصص در خانه‌اش می‌نویسد با برنامه‌ای که یک شرکت واقعی مهندسی نرم‌افزار می‌نویسد تفاوت زیادی ندارد و فقط این شرکت‌ها هستند که پول زیادی طلب می‌کنند و دستیابی به آن‌ها مشکل است. این است که شرکت‌های ایرانی نیز زمان و هزینه زیادی را برای مهندسی نرم‌افزار در حوزه‌های یاد شده خرج نمی‌کنند.(باید با آقا تقی برنامه‌نویس رقابت کنند) در نتیجه کمتر پیش می‌آید که این شرکت‌ها از کارشناس خود به جای برنامه‌نویسی هر چند پیشرفته، مهندسی بخواهند(کاری هم نداریم که کارشناس از این توانایی برخوردار هست و یا نه). بر خلاف خیلی‌ها من معتقد هستم که برخی از درس‌های دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر، دروسی هستند که باید در دانشگاه تدریس شوند و اینکه این دروس در بازار کار و صنعت انفورماتیک کشور کاربردی ندارند، مشکل آموزش عالی نیست، بلکه مشکل صنعت انفورماتیک کشور است. (البته دقت شود که تایید من مشتمل بر کیفیت و چگونگی تدریس نمی‌شود). نکته بسیار مهم دیگر که باید به آن اشاره کنم این است که اصولا نباید از دانشگاه انتظار آموزش عمیق تمام تخصص‌های لازم برای یک مهندس را داشت. من فکر می‌کنم که یکی از کارکردهای دانشگاه، معرفی مقدماتی حوزه‌های مختلف دانش مهندسی می‌باشد و مهندس باید از توانایی “چگونگی” دستیابی به دانش برخوردار باشد و نه لزوما دانش عمیق. به یقین این توانایی شامل درک جدی مفاهیم مهندسی می‌باشد که باید با کیفیتی قابل قبول در دانشگاه تدریس شود که البته دانشگاه‌های ما در این حوزه ضعف جدی دارند. حلقه مفقوده ارتباط صنعت و دانشگاه به طور دقیق در همین قسمت وجود دارد. از میان مفاهیم مختلفی که در دانشگاه معرفی می‌شود، دانش‌آموختگان ما باید در تمام حوزه‌ها دانش سطحی و در یک و یا دو حوزه تخصصی از دانش عمیقی برخوردار باشند که این تعمیق دانش می‌تواند در حین دوره تحصیل با شناخت علاقه‌مندی‌ها و یا پس از آن و با شناخت زمینه‌‌‌های کاری صورت بگیرد.

نکته دیگری که وجود دارد این است که در کشورهای پیشرفته، مهندسین علاوه بر دارا بودن مدرک دانشگاهی که مادام العمر است، دارای مدارکی هستند که تاریخ انقضا دارند و توانایی آن‌ها نه منحصرا بر اساس مدرک دانشگاهی که با توجه به مدارک نوع دوم سنجیده می‌شود. جایگاه چنین مدارکی که شرط لازم اشتغال به کار مهندسان می‌باشد در کشور ما بسیار خالی است.

تعهد به تحول

نوشته شده در قسمت : روزنوشت ها توسط : مجید آواژ

عرض شود که :

مدتی است که درون‌گرا می‌نویسم، یعنی در مورد اوضاع و احوال داخلی بهساد. این‌گونه نوشتن مشخص می‌کند که اتفاقات بیرون از بهساد به گونه‌ای نیست که بتوان از آن زیاد نوشت و بیشتر شامل فعالیت‌ها توسعه بازار می‌شود و از طرف دیگر به این معنی است که ذهن من این روزها عطف به مسائل داخلی بهساد است. اعتراف می‌کنم از نظر دانش نظری مدیریت، احساس کمبود می‌کنم. مدت زیادی است که مطالعه نکرده‌ام و این باعث شده که اداره امور شرکت را منحصرا بر اساس تجربه و حس بر عهده داشته باشم. گرچه تجربه تکیه‌گاه مطمئنی است اما اداره امور یک شرکت بر اساس حس‌ و حدس و گمان قطعا از درصد خطاپذیری بالایی برخوردار است. حالا شده‌ام شبیه مدیرانی که ده سال پیش آن‌ها را مسخره می‌کردم. یعنی مدیرانی که کمتر می‌آموزند و بیشتر بر اساس تجربه کار می‌کنند و برای حل مسائل خود فقط! مهندس صنایع جذب می‌کنند. البته نه مسخره کردن ده سال پیش من درست بوده است و نه وضعیت امروز من. قطعا نوبت بازآموزی است. مشکل این‌جاست که حالا کتاب‌ها و مشاوران کمتر جذبم می‌کنند. بیشتر احساس می‌کنم که هر چه به ذهن ناقص‌شان رسیده به عنوان تئوری مدیریتی و مشاوره ارائه می‌دهند و از عمق فنی و عملیاتی لازم برخوردار نیستند. این است که اعتقاد دارم که ارتباط صنعت و دانشگاه نه‌ باید بر اساس غرور علمی و تئوریک دانشگاه شکل بگیرد و نه بر اساس گرفتاری‌های اجرایی صنعت. باور دارم که صنعت ما هم در بهره‌برداری از حوزه مشاوره دارای نقاط ضعف خاص خود می‌باشد. به هر ترتیب ، اکنون با جذب مهندس صنایع به عنوان یکی از عناصر لازم و نه کافی و هم‌چنین بهره‌گیری از توان فنی و سوابق سایرین، فرآیند اجرای تحولات فرآیندی را که برای آن تصمیم گرفته‌ایم شروع کرده‌ایم.

من به طور جدی، خود را برای بهبود فرآیندها و مدیریت کیفیت در بهساد متعهد می‌دانم و از هر تلاشی در این زمینه حمایت عملی خواهم کرد.

- در مورد یکی از پروژه‌های کوچک شرکت به مشکل جدی برخورده‌ایم. همیشه در پروژه‌های کوچک بیشتر به مشکل بر می‌خوریم تا پروژه‌های بزرگ که دلایل خاص خود را دارد. به دلیل ضعف واحد فناوری اطلاعات در آن مجموعه، مستقیم با کاربر نهایی(End User) تعامل داریم. او هم به نظر می‌رسد تا کنون درگیر پروژه‌ای این‌چنین نبوده است. مشتری عزیزدردانه ما، پایش در یک کفش کرده که باید فلان فرم طبق سلیقه من ساخته شود و بهمان گزارش را طوری طراحی کنید که آقا بیل گیتس هم طراحی نکرده باشد. به اندازه کافی تجربه برخورد با چنین مشتریانی را دارم. اصل بر این است که از سیاهی بالاتر که رنگی نیست. اما با استفاده از خرد جمعی و پرهیز از برخوردهای دو جانبه می‌توان کار را پیش برد. امیدوارم که صبر و منطق به خرج دهند و مطمئن باشند که برای ما اجرای سیستم یک ارزش محسوب می‌شود و هم اینکه تجربه اجرای سیستم‌های بسیار بزرگ‌تر را داشته‌ایم. اگر بخواهند به سیاق گذشته عمل کنند به یقین پروژه با شکست روبرو خواهد شد.

-هفته گذشته کمی از شدید بودنم کم شد. امیدوارم هفته آینده را به پروژه‌ها رسیدگی کنم. گرچه یک مسافرت کاری دور دست دارم که دو روز از وقتم را باید صرف آن کنم.